در حال دریافت جدیدترین خبرها; لطفا چند لحظه صبر کنید ....   
قرار شد شب همان جا بمانیم. از این ماجراهای تکراری که هی برف می بارد و برف می بارد و برف می بارد و آخرش یک کوچه می ماند که سر و ته اش معلوم نیست. یک سطع سفید است که تا وقتی از آپارتمان گرمت بیرون نیامدی نمی توانی عمق فاجعه را تخمین بزنی. باید یک دفعه تا کمر فرو بروی توی برف تا همان جا بدون مکث رو به صاحبخانه با سبیل های قندیل بسته بگویی «امشب موندنی ایم» - آن شب همان جا ماندگار شدیم. اتاقی به نام اتاق مهمان را نشانمان دادند و گفتند «تو کمد هرچی خواستین هست» چون فارسی مان خوب بود جمله را به این شکل رمزگشایی کردیم: «گم شین تو اتاق و دست از سر ما بردارین. شب بخیر» صدای خنده در آوردیم ...
دریافت خبر:
جمعه ۲۱ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۰۷
منبع خبر:
طبقه بندی خبر: