در حال دریافت جدیدترین خبرها; لطفا چند لحظه صبر کنید ....   
همشهری سرنخ: از قدیم می گفتند عقد پسر عمو و دخترعمو را در آسمان ها بسته اند. پرستو هم از وقتی چشم باز کرده بود عمویش او را عروس صدا می کرد. به خاطر همین حرف های فامیل بود که پرستو احساس می کرد دلباخته مهران، پسر عمویش شده و باید به همه خواستگارانش جواب منفی بدهد تا به او برسد. او بی صبرانه برای مراسم خواستگاری و رفتن به خانه بخت لحظه شماری می کرد تا اینکه خانواده عمویش به خواستگاری آمدند. آن روز بهترین روز زندگی اش بود غافل از اینکه اتفاق تلخی در انتظارش است و مهران هیچ علاقه ای به ازدواج با او ندارد. - زن جوان افسرده و ناامید روی صندلی دادگاه خانواده کنار همسرش نشسته است ...
دریافت خبر:
پنجشنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰۲:۵۷
منبع خبر:
طبقه بندی خبر: