را به دنبال داشت. همه باورها و اعتقاداتی که در طولِ دوران رضاخان، به سخره گرفته شده بود و با شدت با آن مقابله می شد، به صحنه ی زندگی اجتماعی مردم بازگشت. در این موقع، آیت الله شیخ محمد خالصی زاده، که از نوجوانی، به همراه پدرش که از مراجع تقلید بود، در انقلاب 1920م عراق، حضور داشت و علیه انگلستان به مبارزه پرداخته بود، به ایران تبعید شد و در ایران نیز، به علت مبارزاتی که در جریان قرارداد 1919م و پس
جمعیت میلیونی، یک حرکت خودجوش مردمی است که اسراری دارد. و این اسرار را کسانی که جامعه شناسی دینی و نگاه عمیق به سنت های دینی دارند، متوجه می شوند. بی تردید این تحول را باید مقدمه ظهور دانست. حضرت امام(ره) در سال 61 می فرمود: اینکه جوان های ما تقاضای شهادت می کنند، از علائم ظهور است(این شوق و شعفها به لقاء اللَّه برای آنها حاصل شده است...که یکی از علائم ظهور بقیة اللَّه ارواحنا فداه است؛ صحیفه امام
پاسدار انقلاب بود برای من اتمام حجت بود؛ البته ایشان در صحبت هایشان هم می گفتند: ما در شرایط جنگ هستیم و ممکن است هر اتفاقی برایم بیفتد و در واقع همه چیز را برای من روشن کردند. ازدواج ما هفتم تیر 1360 و دقیقا مصادف با انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت آیت الله بهشتی و یارانش بود؛ مراسم ساده ای بود که به دلیل وقوع این اتفاق، ساده تر هم برگزار شد. * درباره بچه ها و رابطه پدر با آنها در
کریمه و روایات و ادعیه، نظام خاصی تأسیس گردیده که راه را برای سالک هموارتر و مقصد را بسی نزدیک تر می نماید. از این رو، در تمام حالت ها بزرگان این فن در مکتب مقدس اهل بیت (عَلیهِم السَّلام)، کم ترین کاری که ذوق معتدل و عقل سلیم و دقیق از آن ابا داشته باشد، به چشم نمی خورد؛ بزرگانی چون سید ابن طاووس ، سید بحر العلوم ، ابن فهد حلّی ، علامه ی طباطبایی و استادان آن بزرگوار (رحمه الله)، که تمامی حالت ها