رضا بازی برون- جعبه و پلاستیک پرمیوه را در غیاب شاگردش که نمی دانم برادر یا برادرزنش هست، خودش در صندوق عقب اتومبیل مشتری خوش خریدش می گذارد و قیمتی که برای خرید مشتری حساب کرده را با صداقت از کارت او به حساب خودش واریز می کند. آقا جابر تره بارفروش محله ما مشتری شناس و منصف است. کنار تره بارفروشی آقا جابر، خانمی میانسال چند کیسه سبزی را پاک کرده و در ترکیبی از سیر، پیازچه، تره، ریحان، ترخون، جعفری، تربچه و خلاصه سبزی های فصل و روز، همه را در یک کیسه پلاستیکی به مشتری عرضه می کند ... ... ادامه خبر
، به مرحوم آیت الله کمپانی امان نمی داد، و پیوسته بحثها را مورد نقد قرار می داد. مرحوم آیت الله حاج شیخ مرتضی حائری نیز می گوید: ایشان با اظهار نظرهای دقیق و اشکالات مهمّ، چنان نظر استاد را جلب کرده بود که چند روزی مجلسِ درس از حالت درس خارج شده بود، آن ایرادها برای ما هم مفید بود؛ ولی آقای بهجت برای گریز از شهرت دیگر به انتقاد نپرداختند و اگر ادامه می دادند معلوم می شد اگر بالاتر
عروس حاضر به پذیرفتن آن نیست؛ سرپرستی نوه های بازمانده از پسرش. و این گونه جنگ آغاز می شود، حاج صفدر ابتدا از موضع قدرت همیشگی اش وارد می شود، موضع یک بازاری پولدار و پرنفوذ با گرایش های افراط گونه مذهبی که هرگاه از همین موضع وارد شده توانسته مسائل اطرافش را حل کند و به نظرش همین موضع برای تمام کردن مشکلش با عروس سابق کافی است و مدام هم این موضع را در حرف هایش یادآوری می کند. مثلا یک جا می گوید: من