فال حافظ / چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش - غزل شماره 280 - ساعدنیوز
فال حافظ / چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش - غزل شماره 280
سایر منابع:
سایر خبرها
فال حافظ / تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج - غزل شماره 97
حافظ هوای چون تو شهی کمینه ذره خاک در تو بودی کاج تعبیر غزل شماره 97 حافظ: ظواهر زندگی و افراد باعث فریب شما می شوند و ممکن است همین راه سواستفاده دیگران را باز کند، از ظاهربینی برحذر باشید و سعی کنید باطن هرچیز یا هرکسی را کشف کنید. مدتی است واله و شیدا شده اید و همه چیز را در وصال یار می بینید طوری که اگر جواب رد از معشوق بشنوید، آرزوی مرگ خواهید کرد. اما معشوق به شما کمترین اهمیتی نمی دهد و پافشاری بیش از حد نتیجه نخواهد داد، بیشتر از این خودتان را خسته نکنید. ...
فال حافظ / دلا بسوز که سوز تو کارها بکند - غزل شماره 187
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند هر آن که خدمت جام جهان نما بکند طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک چو درد در تو نبیند که را دوا بکند تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند ز بخت خفته ملولم بود که بیداری به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد مگر دلالت این دولتش صبا بکند تعبیر غزل شماره 187 حافظ: به ...
فال حافظ / به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است - غزل شماره 50
به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است بکش به غمزه که اینش سزای خویشتن است گرت ز دست برآید مراد خاطر ما به دست باش که خیری به جای خویشتن است به جانت ای بت شیرین دهن که همچون شمع شبان تیره مرادم فنای خویشتن است چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل مکن که آن گل خندان برای خویشتن است به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج که نافه هاش ز بند قبای خویشتن است مرو به خانه ارباب بی مروت دهر که گنج عافیتت در سرای خویشتن است بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است تعبیر غزل ...
فال حافظ / غلام نرگس مست تو تاجدارانند - غزل شماره 195
غلام نرگس مست تو تاجدارانند خراب باده لعل تو هوشیارانند تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر که از یمین و یسارت چه سوگوارانند گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین که از تطاول زلفت چه بی قرارانند نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو که مستحق کرامت گناهکارانند نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس که عندلیب تو از هر طرف هزارانند تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من پیاده می روم و همرهان سوارانند بیا به میکده و چهره ارغوانی کن ...
فال حافظ / چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری - غزل شماره 443
چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری ز کفر زلف تو هر حلقه ای و آشوبی ز سحر چشم تو هر گوشه ای و بیماری مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خواب که در پی است ز هر سویت آه بیداری نثار خاک رهت نقد جان من هر چند که نیست نقد روان را بر تو مقداری دلا همیشه مزن لاف زلف دلبندان چو تیره رای شوی کی گشایدت کاری سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری چو نقطه گفتمش اندر میان دایره آی به خنده گفت که ای حافظ این چه پرگاری تعبیر غزل شماره 443 ...
فال حافظ / خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود - غزل شماره 224
...> وفای عهد من از خاطرت به در نرود سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم چگونه چون قلمم دود دل به سر نرود به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید چو باشه در پی هر صید مختصر نرود بیار باده و اول به دست حافظ ده به شرط آن که ز مجلس سخن به در نرود تعبیر غزل شماره 224 حافظ: مراقب باشید که در راه درست قدم برداشته و اسیر وسوسه های شیطانی و هوا و هوس نشوید. قصد انجام کاری دارید که نیاز به درایت و دوراندیشی شما دارد. لجبازی را کنار بگذارید و قبل از شروع خوب فکر کرده و جوانب کار را بسنجید. نیتی در دل دارید که چندان به صلاح شما نیست، توصیه می شود با افراد با تجربه و مورد اعتماد مشورت کرده و سعی کنید راه های جدیدی را در پیش بگیرید. دل بزرگی دارید و از حرص و طمع دوری می کنید به همین دلیل خداوند نعمت های خود را به زندگی شما سرازیر کرده است. فریب شیطان را نخورید. ...
فال حافظ / زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی - غزل شماره 459
زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی خط بر صحیفه گل و گلزار می کشی اشک حرم نشین نهانخانه مرا زان سوی هفت پرده به بازار می کشی کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف هر دم به قید سلسله در کار می کشی هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست از خلوتم به خانه خمار می کشی گفتی سر تو بسته فتراک ما شود سهل است اگر تو زحمت این بار می کشی با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم وه زین کمان که بر من بیمار می کشی بازآ که چشم بد ز رخت دفع می کند ای تازه گل که دامن از این خار می کشی حافظ دگر چه می طلبی از ...
فال حافظ امروز 23 بهمن 1404
رو مبین آن رو ببین زلفِ دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد با هوادارانِ ره رو حیله هندو ببین این که من در جست وجوی او ز خود فارغ شدم کس ندیده ست و نبیند مثلش از هر سو ببین حافظ ار در گوشه محراب می نالد رواست ای نصیحت گو خدا را آن خمِ ابرو ببین از مرادِ شاه منصور ای فلک سر برمتاب تیزیِ شمشیر بنگر قوّتِ بازو ببین تعبیر: زیبایی و جذابیتی در اطرافت یا در درون خودت هست که عقل را اسیر می کند؛ این غزل تو را دعوت می کند که به جای عیب جویی، زیبایی های پنهان را ببینی و ملامت دیگران را نادیده بگیری. شاید در تصمیم گیری مهمی وسوسه ...
فال حافظ / چو گل هر دم به بویت جامه در تن - غزل شماره 389
چو گل هر دم به بویت جامه در تن کنم چاک از گریبان تا به دامن تنت را دید گل گویی که در باغ چو مستان جامه را بدرید بر تن من از دست غمت مشکل برم جان ولی دل را تو آسان بردی از من به قول دشمنان برگشتی از دوست نگردد هیچ کس دوست دشمن تنت در جامه چون در جام باده دلت در سینه چون در سیم آهن ببار ای شمع اشک از چشم خونین که شد سوز دلت بر خلق روشن مکن کز سینه ام آه جگرسوز برآید همچو دود از راه روزن دلم را مشکن و در پا مینداز که دارد در سر زلف تو مسکن چو دل در زلف تو بسته ...
فال حافظ / خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت - غزل شماره 16
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت شراب خورده و خوی کرده می روی به چمن که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت بنفشه طره مفتول خود گره می زد صبا حکایت زلف تو در میان انداخت ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم سمن به دست صبا خاک در دهان انداخت من از ورع ...
فال حافظ / خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست - غزل شماره 32
خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست گشاد کار من اندر کرشمه های تو بست مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو بست مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد ولی چه سود که سررشته در رضای تو بست چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن که عهد با سر زلف گره گشای تو بست تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال خطا نگر که دل امید در وفای تو بست ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت به خنده گفت که حافظ برو که پای تو بست تعبیر غزل ...
فال حافظ / دارم امید عاطفتی از جناب دوست - غزل شماره 59
...> حافظ بد است حال پریشان تو ولی بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست تعبیر غزل شماره 59 حافظ: صداقت پیشه کنید و از ریا و دورویی بر حذر باشید. با اینکه استعدادهای ذهنی فراوانی دارید اما از توانایی های خود درست استفاده نمی کنید و سردرگم هستید که از خلاقیت خود چگونه بهره ببرید. قدر دوست شفیق خود را بدانید که قصد کمک کردن به شما را دارد، از مساعدت او استقبال کنید و دست رد به سینه اش نزنید. خبرهای خوبی در راه است که از شنیدنش خوشحال می شوید و غم و غصه تان به پایان خواهد رسید. ...
فال حافظ / المنة لله که در میکده باز است - غزل شماره 40
آن کس که بیاید از قبله ابروی تو در عین نماز است ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین از شمع بپرسید که در سوز و گداز است تعبیر غزل شماره 40 حافظ: نظرکرده خداوند هستید و نعمت و برکت زیادی به شما ارزانی شده است. از تکبر و غرور دوری کنید. به زودی گم کرده خود را پیدا می کنید. موفقیت و کامیابی بزرگ در راه است. با صبوری و توکل به خدا به مقصود خواهید رسید. نذری دارید که باید ادا کنید. دلبسته مال دنیا و خوشی های دنیوی نباشید. برای ازدواج زود اقدام نکنید. درهای بسته باز خواهد شد اما مراقب باشید که در مسیر درست قدم بگذارید. ...
فال حافظ / ای پیک راستان خبر یار ما بگو - غزل شماره 415
حکایت آن پادشا بگو جان ها ز دام زلف چو بر خاک می فشاند بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو جان پرور است قصهٔ ارباب معرفت رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو حافظ گرت به مجلس او راه می دهند می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو تعبیر غزل شماره 415 حافظ: دوستان مورد اعتماد و دلسوز را ارج نهید و قدر آن ها را بدانید که محرم اسرار دل شما هستند و در مواقع نیاز به یاری تان شتافته اند. فردی دست نیاز به سوی شما دراز کرده و به کمک شما احتیاج دارد. دست رد به سینه اش نزنید، کار خیر هیچ وقت بی نتیجه نخواهد ماند و روزی در جایی که گمان نمی کنید خداوند دست شما را خواهد گرفت. ...
فال حافظ / رواق منظر چشم من آشیانه توست - غزل شماره 34
رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل لطیفه های عجب زیر دام و دانه توست دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن که این مفرح یاقوت در خزانه توست به تن مقصرم از دولت ملازمتت ولی خلاصه جان خاک آستانه توست من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی در خزانه به مهر تو و نشانه توست تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار که توسنی چو فلک رام تازیانه توست چه جای من که بلغزد سپهر ...
فال حافظ / نفس برآمد و کام از تو بر نمی آید - غزل شماره 237
...> بلای زلف سیاهت به سر نمی آید ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس کنون ز حلقه زلفت به در نمی آید تعبیر غزل شماره 237 حافظ: مدتی است اوضاع و احوال خوبی ندارید و امید خود را کاملا از دست داده اید، به نظر می رسد همه چیز از دست رفته و رسیدن به مراد دل غیرممکن و نشدنی است. گمان می کنید دعا و التماس های شما به درگاه پروردگار تاثیری نداشته اما شک به دل خود راه ندهید و به خداوند توکل کنید که سرانجام اوضاع شما را سر و سامان خواهد داد و مشکلات حل می شوند و به مقصود خود خواهید رسید. ...
فال حافظ / هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد - غزل شماره 122
هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان نگاه دار سر رشته تا نگه دارد صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت ز دست بنده چه خیزد خدا نگه دارد سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد غبار راهگذارت کجاست تا حافظ به ...
فال حافظ / جمالت آفتاب هر نظر باد - غزل شماره 104
جمالت آفتاب هر نظر باد ز خوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهین شهپرت را دل شاهان عالم زیر پر باد کسی کو بسته زلفت نباشد چو زلفت درهم و زیر و زبر باد دلی کو عاشق رویت نباشد همیشه غرقه در خون جگر باد بتا چون غمزه ات ناوک فشاند دل مجروح من پیشش سپر باد چو لعل شکرینت بوسه بخشد مذاق جان من ز او پرشکر باد مرا از توست هر دم تازه عشقی تو را هر ساعتی حسنی دگر باد به جان مشتاق روی توست حافظ تو را در حال مشتاقان نظر باد تعبیر غزل شماره 104 حافظ: ایام خوش در ...
فال حافظ / ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما - غزل شماره 12
دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند خاطر مجموع ما زلف پریشان شما دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما می کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو روزی ما باد لعل شکرافشان شما ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست بنده شاه شماییم و ثناخوان شما ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما تعبیر غزل شماره 12 حافظ: این روزها بخت و اقبال با شماست. گاهی زود از کوره در می ...
فال حافظ / کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست - غزل شماره 69
و گفتم صنما عهد به جای آر گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست در صومعه زاهد و در خلوت صوفی جز گوشه ابروی تو محراب دعا نیست ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست تعبیر غزل شماره 69 حافظ: این روزها هرچه بیشتر تلاش می کنید بیشتر خسته می شوید و کمتر نتیجه می گیرید. هرچه شما در وصال یار سماجت به خرج می دهید او بیشتر از قبل از شما دور می شود. غصه نخورید، شاید سرنوشت اینگونه برای شما مقدر شده، گاهی جز صبر و امیدواری نمی توان کاری کرد. از خداوند برای حل مشکلات یاری بخواهید، به او توکل کنید و امیدتان به خدا باشد، با توسل به خدا و قرآن انشالله بهترین اتفاقات برای شما خواهد افتاد. ...
فال حافظ / گوهر مخزن اسرار همان است که بود - غزل شماره 213
گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند لاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح بوی زلف تو همان مونس جان است که بود طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید همچنان در عمل معدن و کان است که بود کشته غمزه خود را به زیارت دریاب زان که بیچاره همان دل نگران است که بود رنگ خون دل ما را که نهان می داری همچنان در لب لعل تو عیان است که بود زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند سال ها رفت و بدان سیرت و سان است که بود ...
فال حافظ / آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی - غزل شماره 436
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی گردون ورق هستی ما درننوشتی هر چند که هجران ثمر وصل برآرد دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی آمرزش نقد است کسی را که در این جا یاریست چو حوری و سرایی چو بهشتی در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی مفروش به باغ ارم و نخوت شداد یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی آلودگی خرقه خرابی جهان است کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ تقدیر چنین بود چه ...
فال حافظ / قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود - غزل شماره 209
قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود ور نه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود من دیوانه چو زلف تو رها می کردم هیچ لایق ترم از حلقه زنجیر نبود یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد که در او آه مرا قوت تأثیر نبود سر ز حسرت به در میکده ها برکردم چون شناسای تو در صومعه یک پیر نبود نازنین تر ز قدت در چمن ناز نرست خوش تر از نقش تو در عالم تصویر نبود تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود آیتی بود ...
فال حافظ / چراغ روی تو را شمع گشت پروانه - غزل شماره 427
که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز فتاد در سر حافظ هوای میخانه تعبیر غزل شماره 427 حافظ: دچار ناامیدی و اندوه فراوان شده اید و آینده خوبی در انتظار خود نمی بینید. خستگی بر شما غلبه کرده و به هر کاری که دست می زنید با شکست روبرو می شوید. وقتی شکست های خود را در کنار موفقیت های دیگران می گذارید غم و اندوه شما را فرا می گیرد، اما نگرانی به دل راه ندهید که به زودی خبری خوش دریافت می کنید که با شنیدن آن جان تازه ای گرفته و تلاش های خود دوچندان خواهید کرد. انشالله به هدف خواهید رسید. ...
فال حافظ / بالابلند عشوه گر نقش باز من - غزل شماره 400
دل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود هم مستی شبانه و راز و نیاز من حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا با شاه دوست پرور دشمن گداز من تعبیر غزل شماره 400 حافظ: غصه نخورید که زندگی به همین روال باقی نخواهد ماند، بالاخره روزگار سختی و مشقت تمام می شود و ابرهای تیره از آسمان زندگی شما کنار می رود، اما لازم است نقطه ضعف های خود را بشناسید. علت اشتباه و شکست ها را بررسی کنید تا با موانع آشنا شده و در رفع آن ها بکوشید. ریاکاری و دورویی عاقبت خوبی ندارد. با اراده و خلوص نیت و توکل بر خدا به راه ادامه دهید. ...
فال حافظ / کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن - غزل شماره 399
کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن به باد ده سر و دستار عالمی یعنی کلاه گوشه به آیین سروری بشکن به زلف گوی که آیین دلبری بگذار به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس سزای حور بده رونق پری بشکن به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن تعبیر غزل شماره 399 حافظ: از فریبکاری و توطئه چینی علیه دیگران برحذر باشید و با صداقت و خلوص نیت تلاش کنید تا به اهداف و خواسته دل دست پیدا کنید. برای رسیدن به مراد دل لازم است فرصت ها را غنیمت شمرده و لحظات عمر را به بطالت و بیهودگی تلف نکنید. با ایمان و اراده آهنین جلو بروید که پیروزی با شماست. ...
فال حافظ / گر دست رسد در سر زلفین تو بازم - غزل شماره 334
گر دست رسد در سر زلفین تو بازم چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست در دست سر مویی از آن عمر درازم پروانه راحت بده ای شمع که امشب از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی مستان تو خواهم که گزارند نمازم چون نیست نماز من آلوده نمازی در میکده زان کم نشود سوز و گدازم در مسجد و میخانه خیالت اگر آید محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم محمود بود عاقبت کار در این راه ...
فال حافظ / اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح - غزل شماره 98
حافظ ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح تعبیر غزل شماره 98 حافظ: همت عالی و تلاش کلید رسیدن به موفقیت و مراد دل است. اگر با تمام وجود در راه رسیدن به مقصود تلاش کنید به زودی به هدف خود رسیده و در کارتان موفق خواهید شد. روزهای خوش در راه است و غم و درد فراموش خواهد شد. در کنار کار و موفقیت، از اطرافیان و خانواده غافل نشوید. آنچه برای خودتان دوست ندارید برای دیگران هم نخواهید.
فال حافظ / صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار - غزل شماره 247
شود حافظ تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار تعبیر غزل شماره 247 حافظ: منتظر خبری هستید، به زودی این خبر مسرت بخش را دریافت می کنید که باعث خوشحالی شما می شود، شکر خداوند را به جای آورید و به درگاهش عبادت کنید. با اراده آهنین می توانید از سختی ها عبور کرده و ثروت فراوانی به دست خواهید آورد. در دوران شکوه و ثروت به افراد تنگدست کمک کنید تا غم و اندوه از دل خارج شود. صبوری به خرج دهید و تردید و دودلی را کنار بگذارید.
فال حافظ / تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم - غزل شماره 330
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم تبسمی کن و جان بین که چون همی سپرم چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم بر آستان مرادت گشاده ام در چشم که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک الله که روز بی کسی آخر نمی روی ز سرم غلام مردم چشمم که با سیاه دلی هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم به هر نظر بت ما جلوه می کند لیکن کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد ز شوق در دل آن تنگنا کفن بدرم تعبیر غزل شماره 330 حافظ ...