، در همان روزهای ابتدایی جنگ تحمیلی در جاده ی خون یکی از برادران رزمنده که نامش علی بود، سرش قطع شد و شهید شد. از همان زمان یک نامه برای خانواده نوشتم که من اگر زنده ماندم و شهید نشدم نامم علی است و دیگر مرا جمشید صدا نکنید. من پانزده ساله بودم که به مانند همه ی برادران دیگر برای حمایت از ولی فقیه زمان به جبهه رفتیم. برای من جالب بود آقا با این مشغله ای که دارند، چگونه کتاب را با این دقت
متوسّلیان اینجا بودند، یک نکته می گفتند: اینکه آقا! شما خیلی دارید درد می کشید، زجر می کشید؛ به هر حال این بحث اختلاس ها و حقوق های نجومی را می گویید، اینها گوش نمی دهند. یک چیزی بگویید که ما آرام بشویم؛ ما همچنان فدائی شما هستیم؛ دوست داریم - مثل همین که آقای متوسّلیان (اگر بود می گفت) - شما بیشتر از این درد نکشید و این همه آزار نبینید؛ واقعاً گوش (نمی کنند)، نمی دانم؛ یعنی ما حاضریم فدائی بشویم و به
به گزارش ایثارواحد خراسان شمالی یکی دیگر از یادگاران هشت سال دفاع مقدس به لقاء الله بپیوست. جانباز 25 % حاج احمد قبادی از جانبازان شهرستان فاروج بود که به همین مناسبت سرپرست بنیاد شهید وامور ایثارگران خراسان شمالی با صدور پیامی ابراز همدردی خود را با جامعه ایثاگری استان و خانواده بزرگ ایثارگران شیروان اعلام نمود که متن پیام بدین شرح است....... ( انالله و انا الیه راجعون ) با