شد و مدام در حال بهره برداری بی رویّه و آلودگی آب و هوا و زمین قرار گرفت تا حدّی که نظم اکوسیستم مختل و زمین وارد دوران پرخطر آنتروپوسن شد. بنابراین بیولوژی به عنوان علم مبنایی مورد توجّه قرار گرفت و در ترکیب با علم زبان شناسی فلسفۀ جسمانی را رقم زد. این چنین بود که علوم شناختی بر فراز همۀ رشته های علوم انسانی و تجربی قرار گرفت و پست اومانیسم پدیدار شد که پایه های آن بر ماتریالیسم و نظریّۀ تکامل
ها ایجاد نشده است. به عنوان مثال با وجود کثرت جمعیت طلاب، حتی در مواقعی که آموزش ها منتهی به مدرک است، پژوهش هایی که انجام می گیرد بعضاً کیفیت لازم و مورد انتظار را ندارند. کما اینکه در مقایسه با خروج های گذشته، دانشگاه های امروز هم به همین صورت هستند. در حال حاضر انبوه فارغ التحصیلان دانشگاهی را شاهدیم، اما سطح علمی بخش بزرگی از خروجی دانشگاه های امروز از نظر کیفی در سطح پایینی قرار دارند.
به طور متفاوتی درک می شوند. نکته بعد اینکه تفسیر، معنی را آشکار می کند. در واقع آن چیزی که معنی می شود، محصول تفسیر ما است. زبان منبع معنی سازی است. لذا کسی که دایره لغات بیشتری داشته باشد، بهتر تفسیر می کند به دلیل اینکه ذهنش توانمند به کلمات بیشتر و متنوع تر است؛ درک عمیقتری از دیگران و جامعه می تواند داشته باشد. از این فرصت و ظرفیت برخوردار است که درک عمیق تری از احساسات، عقاید و
به صورت طیف می باشد مثلاً در امور نظامی، قدرتِ سخت پررنگ تر است ولی در حوزه فرهنگ که وارد می شویم قدرت نرم پررنگ تر است. به هرحال یک طیف هست که از قابلیت های اطلاعات استفاده می کنند. هر جا اطلاعات وجود دارد و اطلاعات در آن حوزه نقش بازی می کند ما می توانیم بگوییم همان جا محل حضور هوش مصنوعی نیز هست. چرا؟ چون انسان به واسطه مهارت ها و توانایی هایی که در پردازش اطلاعات دارد تا یک حدی می