. این منطقه با ظاهر فرا زمینی، به دنبال فوران باستانی یک آتشفشان به وجود آمده است.. صحرای دیدولی (Deadvlei) در نامیبیا، از درختان وهم آور شبیه به اسکلت پوشیده شده که با نام درختان اقاقیا شناخته می شوند.. کوه های خوش آب و رنگ ژانگی دان شیا در چین از فرسایش 27 میلیون ساله ی ماسه سنگ قرمز به وجود آمده اند.. سازه ی ریچات در موریتانی که با عنوان "چشم صحرا" نیز شناخته می
بودند که ماشین چپ کرد و در کناره جاده سنگی بود که سر همسرم به آن سنگ خورد و همانجا فوت کرد. الان چند فرزند دارید؟ در حال حاضر 3 فرزند دارم که دو پسر و یک دختر هستند. می گویند بعد از آن ماجرا تاکنون ازدواج نکردید و به همسرتان وفادار ماندید و به همین خاطر محبوبیت زیادی به ویژه در بین خانم ها در تبریز دارید. نگاه شما چیست؟ نمی دانم به خاطر چه محبوبیت دارم و نمی
موسا اسواری نقل کرده که او هم از ایرانیان مسلمانی بوده که در همین دوران، مجلس درس و تفسیر قرآن داشته. جاحظ او را از شگفتی های جهان شمرده و گوید: فصاحت او در فارسی هم سنگ فصاحت او در عربی بود. و در مجلس او عرب ها در دست راست و ایرانیان در سمت چپ او می نشستند. و او نخست آیه ای از قرآن را برای عرب ها به عربی تفسیر می کرد و آن گاه رو به ایرانیان می نمود و همان آیه را برای آن ها به فارسی تفسیر می کرد
امپراتوری های روم و بیزانس، شهر پترا را تحت تصرف خود درآوردند، یافت شد. تاتل می گوید: در کوهستان ها، دره ها و صخره هایی که در اطراف پترا هستند، تعداد زیادی معابد مذهبی، بناهای تاریخی و مکان های این چنینی وجود دارد؛ اما هیچ کدام از آنها قابل قیاس با این مورد نیست. او در ادامه خاطر نشان کرد، از این مکان ها که شامل یک فلات بزرگ و وسیع به نام صومعه نیز می شود، به عنوان نمادهای مذهبی و
اسلام شباهت داشته است، مانند: حارثه، ملیکه، جذیمه، کلیب، وائل، مغیره، قصیّ، عدی، عائذ، عمر، عمیره، یعمر، کعب، معن، سعد، مسعود، وهب اللات، تیم الله و علی. از سوی دیگر ترکیب لغت های آنان شباهت به ترکیب نحو عربی مشهور میان ما دارد. این شهر تاریخی در سال 2007 به عنوان یکی از عجایب هفت گانه جدید شناخته شد. پترا شهری است کامل که همه آن در کوه و در تخته سنگ هایی به رنگ گل سرخ یا رنگ
برگرد. آقا روباهه سری تکان داد و گفت: ای خدمتگزار محبوب بودا، اگر من در پی دانه نروم، دانه خودش پیش من نمی آید. آنگاه چرخی زد و به سوی دهکده شتافت. شب تیره و تاری بود و چشم جایی را نمی دید، لیکن حس بویایی نیرومند روباه رهنمونش بود و او بدان وسیله از دره ها و کوه ها و میان بوته ها می گذشت. با این همه، از ترس و هراس موی بر تنش راست شده بود و گوش هایش تندتند تکان می خوردند؛ زیرا می
دم با شکوهش دید. در این دم، طاووس بزرگ منقار گشود و بانگ زد: لئو و آنگاه دم خود را چون چتری زیبا بر بالای سر خود گشود. ملکه در بستر خود برخاست و نشست و گفت: آن چیست؟ و با انگشت به سوی پنجره اشاره کرد و پزشکان را، که از این سخن در شگفت انداخته بود، متوجه پنجره کرد. پزشکان پس از آنکه دمی چند به اشاره ی چشم و ابرو با یکدیگر شور کردند گفتند: -علیا حضرتا، چون مسلم است که این جانور بال