/> ملت های مسلمانی که تحت استعمار قرار گرفته بودند، بیشترین ملت هایی بودند که تحت تأثیر نفوذ تجاوزکارانه استعمارگران قرار گرفتند. این امر ملت های مسلمان را بر آن داشت که از بیم ازدست دادن هویت خود و از بین رفتن تمدن اسلامی در اثر توطئه استعمارگران، در مقابل این استعمار مقاومت شدیدی از خود نشان دهند. با بالا رفتن شدت تجاوز استعمارگران، سیستم آموزشی ملت های مسلمان به ویژه وحدت اسلامی و
تداوم قدرت و نهادها در جنوب ایالات متحده تا پیش از جنگ داخلی، اقتصاد جنوب آمریکا بر اساس نظام برده داری توسط مالکان مزارع و تولید پنبه با کمک نیروی کار اداره می شد. منطقه جنوب آمریکا نسبتا فقیر بود (تولید ناخالص داخلی سرانه در آنجا حدود 70 درصد سطح ملی بود.) صنایع تولیدات کارخانه ای بسیار اندک، نرخ شهرنشینی پایین و تراکم مسیر کانال ها و راه آهن ها بسیار کمتر از سایر نقاط کشور، به ویژه شمال بود. شکست جنوبی ها در جنگ داخلی در ظاهر به دگرگونی عمده در نهادهای اقتصادی و سیاسی منجر شد. برده داری لغو شد و بردگان مرد آزادشده از حق رای دادن برخوردار شدند. به این ترتیب انتظار می رود شاهد تغییری چشمگیر در محیط انگیزشی و نتایج اقتصادی باشیم؛ اما در عوض آنچه پدیدار شد، اقتصادی سرکوبگر با تولید کار برتر، تحصیلات پایین و پرداخت دستمزد ناچیز بود که به طرز مشهودی شبیه اقتصاد پیش از جنگ مناطق جنوبی ایا ...
هر سال که جایزه نوبل اقتصاد اعطا می شود، پستی در این باره می نویسم. در سال 2023 درباره گلدین، در سال 2022 درباره برنانکه، دایمند و دیب ویگ، و در سال 2021 درباره کارد، انگریست و ایمبنس مطالبی نوشتم. اما امسال تقریباً هیچ پستی منتشر نکردم، چون واقعاً از جایزه امسال راضی نیستم و دوست ندارم نقش خراب کنندهٔ جشن را بازی کنم. اما گمان می کنم که انتقاد از جریان اصلی اقتصاد کلان زمانی برند من به عنوان وبلاگ نویس بود، بنابراین شاید بهتر باشد به ریشه های خود بازگردم.