آنچه در دیگر کشورهای اسلامی درباره روحانیت اهل سنت اتفاق افتاد، بشود. بنابراین خیلی تأکید داشتند که روحانیون ما پست اجرایی دولتی نگیرند مگر اضطراراً و زمانی که فرد غیر روحانی صالح وجود نداشته باشد. می گفتند روحانیت همان کار خود را انجام بدهد و همان استقلالی را که در طول تاریخ داشته است حفظ کند و در جمهوری اسلامی هم در کنار مردم و در مقابل دولت ها باشد تا بتواند نظارت و دولت ها را هدایت کند و معتقد
شهرت و خودبزرگ بینی دارند و دوست دارند به شهرت برسند، یک عده هم خالص و مخلص هستند. فعالیت شما دقیقا چیست؟ خیلی از مردم می خواهند در مورد شما بدانند، چون گفته بودید 300میلیارد پول نقد آورده اید؟ 300میلیارد تومان پولی نیست. برای امثال ثروتمندانی تازه به دوران رسیده مثل (...) شایدخیلی پول است، برای من که سال 70، هزار میلیارد تومان پول در حسابم داشتم، رقمی نیست. درباره تجارت
با شکوه قرار دارد که در سال 226 هجری، به دست حسن بن زید الباقری بنا شده و چندین سال بعد، به تصرف حسن صباح درآمده است و اکنون آن را به نام قلعه الموت می شناسند. قلعه الموت یکی از منحصر به فرد ترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است. نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه، از این قلعه به عنوان پایگاه
بدتر از استنکاف دولت یازدهم نسبت به اجرای دستور و مطالبه رهبر معظم انقلاب، توجیهاتی است که برخی چهره های سیاسی و رسانه ای - که خود باید مطالبه گر اجرای این فرمان رهبری باشند – به زبان می آورند. ادعای اینکه سکوت رهبر انقلاب در طول مدتی که دولت از انتشار جزئیات توافقات اخیر برای مردم و نخبگان خودداری کرده، به معنی آن است که دیگر وظیفه ای در پیگیری موضوع نداریم، مانند تحلیل اصحابی است که در کنار رسول خدا بودند و منتظر بودند تا پیامبر آنچه را که علنی به زبان آورده، یا مجددا به زبان بیاورد و یا با ایما و اشاره آن را مطالبه کند! ...
به گزارش فرهنگ نیوز، مجتبی مطهری، فرزند ارشد آن مرحوم در میان سه پسر و چهار دخترش است. مجتبی مطهری اهل سیاست نیست و تنها مشغله اش تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه علامه طباطبایی است. می گوید در بین همه ما تنها علی سیاسی است و ماشاءالله برای خودش سیاستمداری شده است. متن زیر حاصل گفت وگوی 120 دقیقه ای روزنامه اعتماد با فرزند ارشد شهید مرتضی مطهری است. شما زمان شهادت استاد حدود
لفظ گناه را می گفتند و بعد می فرمودند: آن عمل خبیثه. وقتی سؤال می کردند: آقا! درس است دیگر، شما چرا اسم نمی برید؟ می فرمودند: به خدا قسم نمی توانم، من از اسمش هم متنفّرم، اسمش که می آید، حالم بهم می خورد. حالا گاهی انسان هم همین حال را پیدا می کند. یعنی نه تنها افرادی مثل آیت الله العظمی سیّد ابوالحسن اصفهانی که از دست مبارک آقاجانمان حضرت حجّت(روحی له الفداء) توقیع دارد