پیش کشیده، نیازمندی است؛ در نتیجه هرجا نیازمندی نباشد، عبادت خاص هم منتفی است. به همین دلیل انسان ها و طبیعت چون محتاج خدمت ما هستند، ملاک عبادت در آنها وجود دارد و عبادت ما می تواند معطوف به آنها سامان یابد. بنابراین، کلام وی درصدد نفی عبادت خاص از خداوند است که ملازم با نفی عبادت که همان نیازمندی است در هیچ کدام از این عبادات خاص وجود ندارد و خداوند به هیچ کدام محتاج نیست. درست است
برای رسیدن به این مقام یعنی مرأت و مظهر شدن، نیست مگر مسئلت نمودن از خود ذات اقدس اله اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ کَمالِکَ بِاَکْمَلِهِ ای حقیقت هستی که کمال مطلق در جهان تویی، به ملک هستی جاویدان تویی، من در مسیر خلافت الهی عالی ترین مراتب کمالت را از تو درخواست می کنم. وقتی نور توحید بر جان این انسان سالک تابید و یقین کرد که تمام مراتب کمال الهی عالی است عرض می کند: وَکُلُّ کَمالِکَ
کرده اند. بنا بر یک وجه در این شب مقدرات بندگان و اندازه و قدر رویدادهای سال تعیین می شود؛ همان گونه که در آیه4 سوره دخان آمده است: فیها یفْرَقُ کُلُّ أَمْر حَکیم؛ در آن شب هر امری بر طبق حکمت خداوند تنظیم و تعیین می گردد. بنابر روایات پرشماری نیز در شب قدر، مقدرات یک سال انسان ها تعیین می گردد و رزق ها و سرآمد عمرها و امور دیگر مقرر می شود. [ نیازمند منبع ] بنابر برخی دیگر از منابع وجه نامگذاری
در ذات و صفات و افعال، از خدای سبحان جمال و جلال را مسألت می کند تا بشود مظهر و مرآت جمال و جلال الهی، و چون در سیر و سلوک انسانی هدف، نیل به آرمان های متعالی است نه قناعت کردن به حدّ وسط، لذا در درخواست جمال، نیکوترین مراتب جمال را، و درخواستن جلال با شکوه ترین و عالی ترین مراتب جلال را می خواهد: اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَمالِکَ بِاَجْمَلِهِ ، اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ جَلالِکَ
های شب ویژگی وجود دارد که طلب آمرزش در آن زمان با زمان های دیگر متفاوت است. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و خاندان پاکش علیهم السلام نیز بهترین زمان ها را برای استجابت دعا بیان نمودند به عنوان نمونه خطبه شعبانیه پیامبر گرامی اسلام که در آن ماه مبارک رمضان را توصیف می فرماید ای مردم بدرستی که رو کرده است بسوی شما ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش ماهی است که نزد خدا بهترین ماه هاست و روزهایش
رسد، آن است که در پرتو نور الهی سینه اش برای فراگرفتن ارواح معانی و بطون اسرار حقایق وسیع می گردد و دریچه های نوری قلب باز می شود و از قشرهای تعیّنات مجرد می گردد و گرد و غبار عالم طبیعت از سرو روی او برطرف می شود و از تاریکی تعیّن رهایی یافته و به نورانیت بی تعیّنی می رسد. توحید در مقام اسم شریف نور اقتضا می کند که گفته شود: چون نور همان وجود است و در نظام هستی به جز او نوری و ظهوری