مشرق نوشت: "ایکر کاسیاس از رئال مادرید رفت". این خبری بود که در روز 12 جولای 2015 در راس تیترهای خبری همه رسانه های ورزشی دنیا قرار گرفت. طرفداران رئال مادرید در این روز همراه با اسطوره 25 سال شکوه و عزت، که در کنفرانس مراسم تودیع خود اشک ریخت، اشک ریختند. آنها، اما دو چیز را هرگز فراموش نخواهند کرد: اول ایکر مقدس، و دوم فلورنتینو پرز –مدیر باشگاه رئال مادرید- را برای کارشکنی و اجبار
سال هاست که فیلمنامه می نویسد و بازی می کند اما این بار با قصه ای نظیر گینس شانسش را برای ورود به عرصه کارگردانی امتحان کرده است که می توان گفت با همه نقدها، تاکنون در گیشه موفق از آب درآمده است. پیش از شروع فیلم حضور خانواده های مشتاق و مقایسه با سریال پایتخت کمی پیش از شروع نمایش فیلم، تماشاچیان روی صندلی های انتظار در مورد اتفاقات روزانه صحبت می کنند. اما از گوشه و کنار
گیرد و وظیفه ی خطیر انتقال کمالات وصف ناپذیر بنده را بر دوش کشد. بطوری که هر از چند گاهی فرصتی پیدا کنم در پیشگاه این واژه ی پر مغز سر تعظیم فرود می آورم و اظهار ارادت کرده و خسته نباشی دلاور و به تبع آن خدا قوت پهلوان می گوییم. اصولاً مجرد که باشی برکت از منزل و کاشانه ات، از لانه و آشیانه ات، از اقامتکده و خانه ات زایل می شود حالا می خواهی به دیار باور گام بردار یا آنرا به حساب مابقی خرافات
ماند که سعی می کند ما از دورن شکفته شویم. قصۀ ولایت مثل درخت کریسمس نیست که هدایا را به درخت آویزان کند، بلکه مثل بهار است که هوا عوض می شود و شکوفه ها از دل درخت بیرون می زند. اما در جهان غرب، همه چیز تحمیلی است. بعد از اینکه عقیده و علاقه و فکر را به تو تحمیل کردند، رفتار تو را آزاد می گذارند و بعد هم ادعا می کنند: در اینجا آزادی وجود دارد! بنده می دیدم، بسیاری از کسانی که خودشان در
هم یک مسلمان هستم. من هم صلح را دوست دارم. همه انیشمندان اصیل ایرانی نظیر حافظ "مدارا با دشمنان" را درکنار " مروت با دوستان" توصیه کرده اند. من عاشق حافظ هستم. من هم طرفدار مدارا با دشمنان و البته مروت با دوستان هستم دکتر ظریف مرا به یاد مردانگی و ایرانی گری دکتر مصدق انداخت. من مصدق را دوست دارم. ظریف را هم دوست دارم کاش در فرایند بازنگری علوم انسانی در ایران مکتب "مدارا با دشمن و مروت با دوستان
ساختم. حتی کارهای تصویربرداری و تدوین این فیلم را نیز خودم انجام دادم. زمانی که فیلم آماده شد آن را به حوزه هنری بردم و خوشبختانه از فیلم استقبال شد و آن را خریداری کردند. چیدن سپیده دم در جشنواره های مختلف هم مورد توجه قرار گرفت و برنده 13 جایزه شد. بعد از این موفقیت ها حوزه هنری برای ساخت فیلم بعدی ام به من اعتماد کرد و با هزینه خودم و امکانات این نهاد انار میوه بهشت است را ساختم. فیلم
از همه این اتفاقات، این است که ما خودمان اجازه می دهیم برای یکدیگر تکلیف معلوم کنیم. نجفیان سپس به اقدام اخیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیما مبنی بر برخورد با هنرمندانی که در فضاهای اجتماعی هنجارشکنی می کنند، اشاره کرد و توضیح داد: سازمان صداوسیما باید به قدری بالا باشد که به هنرمندان متعهد راه بدهد. بنده به عنوان یک هنرمند دلم خون است اما هیچ وقت در کنار غریبه ها به نحوی رفتار نکردم که