بود. چون متوجّه آن مرد شدم دیدم کسی نیست، بعد از آن ابو جعفر علیه السّلام (به مکّه) آمدند. به حضرتش عرض کردم: فدایت شوم مردی نامه شما را آورد که مُهرش خشک نشده بود. حضرت فرمود: ای سُدیر ما خدمت کارانی از جنّ داریم چون خواهیم کاری به فوریت انجام پذیرد آن ها را می فرستیم. مذکر و مؤنث هستند 8- در چند آیه دربارۀ وصف حوریان بهشتی آمده است: لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا
قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ آدَمَ شَکَا إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَلْقَی مِنْ حَدِیثِ النَّفْسِ وَ الْحُزْنِ فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لَهُ یَا آدَمُ قُلْ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. فَقَالَهَا، فَذَهَبَ عَنْهُ الْوَسْوَسَةُ وَ الْحَزَنُ؛ امالی صدوق/543) (امام صادق(ع): إذا نَزَلَتِ الهُمومُ فعَلَیکَ بِ لا حَولَ و لا قُوّةَ إلاّ باللّه ؛ الدعوات/120)
موسی بن عمران(ع) به درگاه خدا عرضه داشت: خدایا! این سامری یک هنری داشت که توانست یک گوساله ای بسازد، ولی این صدای گوساله از کجا آمد؟(چون نحوۀ ایجاد صدای گوسالۀ سامری خیلی عجیب بود و به نظر نمی رسید که چنین کار عجیبی از سامری بربیاید) خداوند به موسی(ع) فرمود: یا موسی! این چیزی که به تو می گویم به کسی نگو؛ این فتنۀ خودم بود و می خواستم مردم را به این وسیله امتحان کنم.(عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ
، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: فِی الوُضوءِ إسرافٌ و فی کُلِّ شَیءٍ إسرافٌ؛ در وضو نیز اسراف هست؛ در هر چیزی اسراف وجود دارد . در دین مبین اسلام حتی از اسراف کردن آب در وضو گرفتن و غسل کردن نهی شده است. عبدالله بن عمرو می گوید: مَرَّ رَسُولُ الله صلی الله علیه و آله بِسَعد وَ هُوَ یَتوضّأُ، فقال: لاتَسرف یا سَعدُ! قال: اَفی الوُضُوء سَرَف؟ قال: نعم وَ إن کُنتَ عَلی نَهرِ جارٍ
دارد و می خواهد به عرض شما برساند. فرمود: بگو بیاید. آمد. گفت: یا امیرالمؤمنین! من منجّمم و متخصص شناختن سعد و نحس ایام. من در حساب های خودم به اینجا رسیده ام که اگر شما الآن حرکت کنید بروید به جنگ قطعاً شکست می خورید و شما و اکثریت اصحاب شما کشته خواهند شد. امام فرمودند: هر کس که تو را تصدیق کند پیغمبر را تکذیب کرده، این مزخرفات چیست که می گویی؟! اصحاب من! سیروا علی اسم الله بگویید به نام خدا، به
اللَّه (بحارالانوار/ج50/ص58) درست است سن من کم است اما خدا من را برای بازی خلق نکرده است. مَا أَنَا وَ اللَّعِب مرا چه کار به بازی؟! این واعظ مشهور همچنین در ادامه سخنانش درباره "علم امامان(ع) از سرچشمه علم الهی"، "امام جواد(ع) در نفی بخل"، "دوری مسئولان فرهنگی از موضع گیری های جناحی"، "دقت در پرداخت سهم امام زمان(ع)"، "کرامت امام جواد(ع) در برابر معتصم"، "گوش فرا دادن به سخن حق"، " راه رسیدن
الْمَلَائِکَةَ وَ لَا الْاِنْسَ وَ لَا الْجِنَّ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هنگامی که خدای متعال آدم ابوالبشر را آفرید و از روح خود در او دمید. آدم به جانب راست عرش نظر افکند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد، عرض کرد: خدایا! قبل از آفریدن من کسی را از خاک خلق کرده ای؟. خطاب آمد: نه، نیافریده ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود می بینم، چه
به سوی امام کاظم علیه السلام فرستاد تا در روز نوروز برای تهنیت جلوس کند و آنچه بسوی او حمل می شد، بگیرد. حضرت فرمود من اخبار جدم رسول خدا را بررسی کردم و در آنها برای این عید خبری نیافتم و این سنت ایرانیان است که اسلام آنرا محو کرده است و به خدا پناه می برم که چیزی را که اسلام محو کرده احیاء کنم. منصور در پاسخ گفت: ما این کار را برای اداره (سرگرمی) لشکریان انجام می دهیم و تو را به خدای بزرگ سوگند