چای برای من و پدر با لیمو و نبات آماده کرد و جلوی مان گذاشت و نشست و گفت من با دکتر سه چهاری صحبت کردم گفت من حرفی ندارم ولی برای تشرف به اسلام باید از یکی از حجج اسلام دعوت کنید همان شب بیاید به حاج آقا مسجد استاد نصرا... هم سر بسته گفته ام که یک دختر می خواهد مسلمان شود قبول کرد که هر شب باشد بعد از نماز مغرب و عشا بیاید و صیغه تشرف را بخواند. حالا باید سراغ پدر کاترین بروی و همین شب جمعه را که