/> این جنون همراه با سرکشی و گستاخی است. مولانا به سان عطار، گستاخی را در عشق روا می داند، مانند ابوالحسن خرقانی با خدا رو در رو می ایستد و مانند دیوانگان عطار گاهی اوقات بر معشوق (خدا) خرده می گیرد. مولانا این گستاخی ها را نه از زبان دیوانگان بلکه از زبان خودش که دیوانه است، می گوید و گاهی حتی گستاخ تر از عطار و حلاج می شود. وز تندی اسرارم حلاج زند دارم او بر معشوق (خدا) خشم می