داستان پنج نخود - جوان ایرانی

جوان ایرانی ۱۳۹۴/۰۸/۲۹ - ۰۲:۲۹

داستان پنج نخود

سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: هانس کریستین آندرسون برگردان: کامبیز هادی پور روزی روزگاری پنج نخود با هم زندگی می کردند که هر پنج تای آنها توی یک غلاف بودند. نخودها روزبه روز بزرگ تر می شدند و بیشتر می فهمیدند. آنها اول خیال می کردند که همه ی عالم سبز است. خوب آنها به جز خودشان و داخل غلافشان که جای دیگری را ندیده بودند، برای همین بود که این جوری فکر می کردند. ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)