شده که فرمودند: منکر در آخرالزمان، معروف می شود و معروف هم منکر می شود. اصلی ترین معروفی که منکر می شود دین خداست؛ یعنی حتی خود دین هم در نظر مردم منکر می شود؛ مگر در تمدن غرب با صدای بلند همه ادیان را تحقیر نمی کنند؟ مگر بلا استثناء نمی گویند که ریشه دین در جهالت بشر و در عقده های فروخورده بشر است؛ سرشان را بالا می گیرند و با صدای بلند و به نام علم، با ادبیات تخصصی و کارشناسی این حرف ها را می زنند
سرویس اندیشه جوان ایرانی به نقل از راسخون ؛ بخش مقالات دینی: نویسنده: آیت الله حسن ممدوحی کرمانشاهی برای توضیح و تبیین هر امر مبهم و مجهولی، راه های گوناگونی وجود دارد که هر یک از آنها بر حسب اهداف مختلف به کار می آیند و انسان را به مقصود می رسانند. بعضی از این راه ها به طور خلاصه عبارت اند از: 1. تعریف لفظی: یعنی با به کار گرفتن مفهومی روشن تر، از ابهام حقیقت مورد نظر
اگر دین خدا جز با کشته شدن من پایدار نمی ماند، پس ای شمشیرها مرا دریابید و تفکر دیگری نیز مانند ابن زبیر است که می گوید دین تا کجا کار ما را تأمین می کند. امیری با اشاره به اینکه یک عده امروز تلاش می کنند که چهره آمریکا را بزک کنند، افزود: حضرت امام خمینی (ره) همیشه فریادش بلند بود و شاخصه هایی را به دست من و شما داده و تا آخرین روزی که وصیت نامه اش را هم می نوشت، بارها گفته است که آمریکا
علم از همه نقاط عالم، بر این مطلب تأکید شده است که برای تشخیص حقیقت، باید به گفته ها توجه کرد، نه به گوینده: لَا تَنْظُرْ إِلَی مَنْ قَالَ وَانْظُرْ إِلَی مَا قَال (تمیمی آمدی، 1410ق، ص 744). دو. بسیاری از مباحث مهم فلسفی نظیر مباحث اصالت وجود و ربط علّی موجودات به حق تعالی، از ابتکارات فلاسفه اسلامی است (معلمی، 1384، ص 106107). اما درباره سخن آقای حکیمی نیز علاوه بر مطالب
موجودات اشاره کرده است. در این باره این نطق و شهادت اعضا در قیامت به چه صورتی است، میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. برخی معتقدند: خداوند در روز قیامت برای اعضای بدن انسان ها علم و قدرت بر حرف زدن ایجاد می کند و در نتیجه، خبر می دهند که صاحبانشان چه گناهانی کرده اند. برخی دیگر گفته اند: خدای تعالی در کنار اعضای بدن، صدایی خلق می کند که معنای آن آواز، شهادت به رفتار صاحب عضو است. بعضی دیگر
شبکه های اجتماعی وجود دارد و خیلی ها در دفاع از شبکه های اجتماعی در مقابل کتاب علاوه بر الزامات زندگی امروز به همین نکته استناد می کنند. ارسطو تعریفی از انسان دارد. انسان حیوان ناطق است . مراد ارسطو از نطق دو چیز بود. یکی خرد یا قوه تشخیص و یکی هم نطق به معنای همه فرم های بیانی. و ارسطو نخستین کسی است که پایه و بنیان نمایش را گذاشت. چون معتقد بود باید به همه فرم های بیانی توجه کنیم. به
متقدمی است که تمام موجودات، از عقل اول و همه ی ملائکه ی مقربین و عالم مثال منفصل و عالم طبیعت، به برکت آن وجود نوری به نام حقیقت محمدیه (ص) به وجود می آیند و به ظهور می رسند و آن حقیقت هم، وقتی خودش را در عالم ماده و طبیعت و این جا نشان می دهد، متوجه می شویم که در قالب وجود مادی و طبیعی ظاهر می شود. فلذا در دروس معرفت نفس، یک عبارت را در درس بیست و چهارم داشتیم که انسان، یک موجود ممتد از فرش تا