دستی حاوی مدارک شخصی و گوشی تلفن همراهم را ربود اما به خاطر اینکه مدارک مهمی در کیفم نبود علیه سارق شکایت نکردم، تا اینکه چند روز پس از سرقت مرد ناشناسی با من تماس گرفت و با تهدید گفت: تمامی عکس های داخل تلفن همراه را به دست آورده است، بعد هم از من خواست چند میلیون تومان پول به حسابش واریز کنم و گرنه عکس هایم را منتشر می کند. با شنیدن این حرف، به خاطر ترس از آبروریزی با زحمت زیاد پول را
اشغال شد، کاخ لایه به لایه محافظینی داشت. این اتفاق در زمستان 1917 رخ داد. سوروکین نمایندهٔ مجلس و رئیس انجمن جامعه شناسی روسیه بود و در آن زمان تمایلات معتدل برای اصلاحات رژیم داشت. وی می گوید که وقتی انقلابیون به کاخ حمله کردند گاردهای مرد از صحنه گریختند اما گاردهای زن مدت طولانی مقاومت کردند. بعد از مدتی کاخ سقوط کرد و زنان گارد به اسارت مهاجمان درآمدند. وقتی انقلابیون این زنان را گرفتند آنچنان
در شمال، خانم ها با لباس شنا، به داخل شهر هم می روند؛ در این باره ما باید چکار کنیم؟ امام هم گفته بودند که خود مردم متدین مازندران اجازه نمی دهند که زنان لخت وارد شهرشان شوند. (جلد 8 - صفحه 339) اما هیچ جا به روشنی دیده نشده که ایشان می خواستند یا نمی خواستند که حجاب اجباری شود یا نه. من هم به یاد نمی آورم که امام برای اجباری شدن حجاب نظر خاصی داشته باشند. اما می دانم که با خشونت مخالف بودند. زمانی
قاضی زاده هاشمی ندیده ام. او به فرزندم به عنوان یک ایرانی احترام گذاشت و شخصاً پیگیر درمانش شد. این برای ما بسیار ارزشمند است. دست تک تک پزشکانی را که در درمان سهیلا نقش دارند ، می بوسم. سهیلا تحصیلات دانشگاهی دارد؟ او دیپلم کامپیوتر دارد اما پیش از حادثه، درس می خواند که در رشته وکالت ادامه تحصیل بدهد. اشاره کردید روز حادثه سهیلا از شنا بر می گشت، اهل ورزش است؟ بله. فیلم ها و عکس هایش را باید
فیضیه را صادر کرد که من آن روز آنجا بودم و جنایات شاه را آنجا دیدم. * نسیم : کمی از فجایع آن روز را بگویید.... رفیق دوست: آن روز شهادت امام صادق (ع) بود و عزاداری در مدرسه فیضیه مجلس برقرار بود، بعد از ظهر که شد یک عده چماق به دست داخل مدرسه فیضیه ریختند و همه را زدند حتی طلبه هایی که فرار کردند و رفتند بالای پشت بام از پشت بام به پایین انداختند، در واقع آن روز مدرسه فیضیه به