ربایی آناهیتا را طراحی کردم تا یک شبه پولدار شوم. روز حادثه با توجه به شناختی که از ساختمان داشتم وارد ساختمان شدم. آناهیتا در یک دستش کیف مدرسه و در دست دیگرش نایلونی بود که به او نزدیک شدم و ناگهان دهانش را گرفتم و با دست دیگرم با آچار مخصوصی که داشتم در آسانسور را باز کردم و آناهیتا را به داخل چاله بردم و دهان و دست و پایش را با طناب و چسب بستم. ساعتی پیش او بودم تا اینکه از چاله بیرون
گرفت. وی یک چاقوی کوچک در دست داشت. من حسن را محکم گرفته بودم و سعی داشتم وی را آرام کنم، در حالی که علی در فاصله 20 متری ما قرار داشت شروع به ناسزاگویی به حسن کرد. قربانی حادثه که به شدت عصبانی شده بود با یک حرکت سریع خود را از دست من خلاص کرده و به علی رسید. علی چاقو را به سمت او گرفت. حسن ضربه ای با پا به علی زد، وقتی علی روی زمین افتاد ناگهان صدای موتوری توجهم را به خود جلب
: اگر لازم شود حرف از دهان بیرون نمی آید که بی نام علی تیر از کمان برون نمی آید علی را گر که بردارند از بین شهادت ها صدا از بند بند این اذان بیرون نمی آید چه رزمی می کند حیدر که در هنگام پیکارش صدا از دوستان و دشمنان بیرون نمی آید دهانم باز شد ذکر علی سوزاند دنیا را به جز آتش که از آتشفشان بیرون نمی آید شنیدم شاطر عباس
لحظاتی پس از آنکه این زوج از اتوبوس پیاده می شوند، زمین به یکباره دهان باز می کند و آنها در داخل این گودال ایجاد شده می افتند. به نوشته ایندیپندنت این زن و مرد هم اکنون در بیمارستانی در نزدیکی محل حادثه تحت درمان هستند. ایندیپندنت به این نکته که این حادثه در کدام یک از شهرهای کره جنوبی رخ داده اشاره نکرده است.
باز کنم. فریاد زدم، تا این که همسایه هایمان پیدایم کردند. رازگشایی از گروگانگیری 3 روزه درحالی که در اطراف ساختمان هیچ دوربین مداربسته ای وجود نداشت کارآگاهان تحقیقات گسترده ای را برای شناسایی گروگانگیر آغاز کردند تا این که با عملیات فنی و پلیسی، مردی مرموز که روز حادثه به عنوان تعمیرکار آسانسور به این ساختمان آمده بود دستگیر شد. این پسر 29ساله در بازجویی های پلیسی منکر ماجرا
فلک کشیده سردشت و شهیون پا برجا ماند و همواره زندگی و طراوت را همچون رود خانه زیبای دز به میهنش هدیه کرد. دزفول اما در بین این حوادث داستان اتوبوس شهادت را که برای اولین بار رزمنده هنرمند جناب آقای محمد حسین درچین در مراسم تشییع شهدای این واقعه بر زبان جاری ساخت از یاد نمی برد. یاد پنجم اسفند 1364 و بمباران اتوبوسی با گروهی از رزمندگان از جمله رزمندگان بلال، همواره در خاطره ها
محمد را ردزنی کنند. 18 بهمن ماه بود که کارآگاهان پی بردند محمد در ترمینال اتوبوس ها مشغول به کار است و همین کافی بود تا در عملیاتی غافلگیرانه این دزد تازه کار در محل کارش دستگیر شود. محمد که راهی جز اعتراف نداشت در همان بازجویی های ابتدایی مخفیگاه حسین را لو داد و مأموران پیش از اینکه زورگیر جوان از دستگیری همدستش باخبر شود مخفیگاهش در کاظم آباد ورامین را تحت محاصره قرار دادند و در
(علیهاالسلام) پا نهاد و از اسلام حمایت کرد و نهضت عاشورا را که حادثه ای عظیم برای نجات اسلام از دستبرد ناپاکان بود، پروراند و همه امکاناتش را در این راه نثار نمود. واژه زینب از دو کلمه زین و اب، ترکیب یافته که به معنای زینت پدر است، این نام برای حضرت زینب(علیهاالسلام) نشان دهنده آن است که روش و منش او، مایه زینت و سرافرازی پدرش حضرت علی (علیه السلام) خواهد بود، در این مقایسه زیبا نیز به
است؛ گازی که یک انرژی بسیار مهم و اثرگذاری است و دنیا به آن احتیاج دارد و همین اروپای بیچاره احتیاج به این گاز دارد، این گاز در اختیار ما است؛ ایران بیشترین سهم گاز موجود در دنیا را فعلاً- تا حد اکتشافات فعلی در ایران- دارد؛ مجموع نفت و گاز را هم که حساب کنیم، باز بیشترین اندازه نفت و گاز بر روی هم را جمهوری اسلامی ایران دارد؛ ما تحریم می کنیم آنها را در وقتی که مناسب باشد؛ و جمهوری اسلامی می تواند