لیبروی ملی پوش میزان خراسان معتقد است در همین چند هفته ابتدایی لیگ برتر دوست و دشمن خود را شناخته اند. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) – منطقه خراسان، فرهاد ظریف، لیبروی ریز نقش مشهدی تیم ملی و بازیکن فصل جدید میزان خراسان در لیگ برتر با حضور در محل ایسنا با خبرنگاران ورزشی این خبرگزاری به گفت و گو پرداخت. گفت و گویی که در آن به اتفاقات پنج هفته ابتدایی لیگ و چند هسته خرما
، گفت: مجال بی رحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر. از بهار حظ ّ تماشائی نچشیدم که قفس باغ را پژمرده می کند. ضیاء هم پاسخ داد: بیا اینقدر با هم رفت وآمد نکنیم، این بار که آمدی نرو! در ادامه حمیدیان گفت: از ما که گذشت ولی اینجا در استودیو سرد است اگر مهمان از من مسن تر داشته باشید اذیت می شود. ماجرای پیراهن شماره 10 و علی دایی وی درباره علاقه اش به فوتبال
، اظهار کرد: مردم نوکر اسلام و جمهوریت هستند یعنی مردم می خواهند هم جمهوریت یعنی اراده مردم و هم اسلامیت یعنی فرمان خدا اجرا شود. وی با تاکید بر اینکه امروز باید کمربندها را محکم تر ببندیم، تصریح کرد: چند ماه پیش که برای ارائه گزارش مبارزه با فساد خدمت مقام معظم رهبری رفتم ایشان فرمودند در این مسیر جدی باشید و تا هر جا که باشد اقدام کنید و من حمایت می کنم. پس وقتی رهبری روی این مساله حساس
نمایش گذاشتن جنایات تکفیری ها پررنگ تر از گذشته ادامه یافت. این اتفاقات، بسیاری از علمای جهان اسلام اعم از شیعه و سنی را نگران کرد. به همین منظور حدود 300 نفر از علما و اندیشمندان مسلمان از 83 کشور جهان از روز دوم آذرماه 1393 در کنگره ی جهانی جریان های افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام گرد هم آمدند تا درباره ی خطرات این جریان و چگونگی مبارزه ی با آن هم فکری کنند؛ کنگره ای که با همت و
اینکه چطور ساختار آن شکل گرفت، توضیح دهید. من وقتی استخدام دانشگاه شدم، چیزی حدود 10 - 15 سال در گروه ادبیات فارسی بودم. اما تفاوت هایی وجود داشت، اوّلاً فارسی من خیلی خوب نبود و غیر از آن ابزارهای مطالعه ادبیاتم را هم از خارج آورده بودم و ابزارهای اینجا در اختیارم نبود. بنابراین مطالعه ادبیات چندان برایم نهادینه نشده بود که بتوانم ایرادهایش را پیدا بکنم یعنی وقتی که می رفتم سر کلاس، خیلی
و اعتباری بیرون می زند و به خودش ناسزا می گوید به رئیس فحش می دهد، داغان داغان است. از موهای ژولیده و سگرمه هایش می شود، فهمید چقدر عصبانی است. با این همه می پرسم برای چه این قدر ناراحتی، با حواس پرتی می گوید: برای گرفتن دو قران وام جهیزیه برای دخترم 3 ماه است که اسیر شدم. این مؤسسه هم مچاله مون کرده. هر روز اداهای جدید؛ضامن، چک، سفته... اگه این ها رو داشتم که دنبال وام نمی آمدم. آنقدر
زدم بلافاصله به آقای ضرغامی به صداوسیما گفتم آقا اینها دارند این جوری می گویند. اجازه بدهید من بیایم آرایی که تا الان آمده را بگویم. گفتند نه ما رسممان این است که از 6 - 7 صبح شروع می کنیم. گفتم آقا تا 6 -7 صبح آنها فضا را ساخته اند، بعد من یکدفعه بیایم اعلام بکنم؟ این جوری خیلی سخت می شود. بالاخره نشد. حالا به هر دلیلی نشد. من ساعت 12 یک مصاحبه مطبوعاتی گذاشتم همه را جمع کرده بودند. گفتم خلاصه