لحظه تلقین زمان ذکر افهم یا حمید/ روضه ای خوانید از آن سید بی سر مرا - خبرگزاری فارس
سایر خبرها
اشعار آیینی ویژه وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها
نوه اش را کنار دجله بریدند میان دشت بپیچد صدای مادر زهرا محمد امین سبک بار " جانِ تو، جانِ دخترم زهرا " حتم دارم که رفتنی هستم به خدا می سپارمت آقا خواهشِ مادرانه ای دارم جانِ تو، جانِ دخترم زهرا حسرتِ دیدنِ عروسی او به دلم ماند،چاره ای هم نیست در شبِ خواستگاری دختر غمِ بی مادری
مادر اسلام؛ گذری بر زندگی امّ المؤمنین خدیجۀ کبری (سلام الله علیها)
همین جهت احترام رسول خدا به خدیجه اختصاص به زمان حیات وی نداشت؛ بلکه پس از رحلت آن بانوی استوار، یاد و خاطرۀ ایشان را زنده می داشت و همیشه در نزد پیامبر مقامی نیکو داشت و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فراوان در مناقب حضرت خدیجه (سلام الله علیها) سخن می گفت و می فرمود: هر روز خدای متعال چندین بار با وجود خدیجه بر فرشتگان مباهات می کند . (26) و در مرتبۀ ایمان خدیجه فرمود: او هنگامی به من ایمان آورد
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/ هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوریم + ...
مرقد مطرح کرده را باید طلا گرفت؛ انحراف از یک مقطعی شروع شد، یعنی از بعد از رحلت امام این انحراف آغاز شد، در مقطعی که خود حضرت امام بود فشار وجود داشت، مثلا امام در یک مورد حکمی را دادند که آن زمان محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما بود و این صحبت امام را پخش نکردند، فردای آن روز امام به آقای هاشمی یک پیام داد و گفت نیازی به این صدا و سیما ندارم، همانگونه که پیامم را قبلا به گوش مردم شریف می رساندم
وقتی سخنان امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند - هنوز چوب اعتماد به لیبرال ها را می خوری
افتاد، از آن طرف پیام امام که به منشور روحانیت معروف شد، 40 صفحه است و باید خط به خط آن را آب طلا بگیرند اما متأسفانه این هم محو است. چند روز پیش سوم خرداد بود، شما اگر این پیام امام را شنیدید من هم شنیدم که امام(ره) فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد . بعد هم گفتند من در این پیروزی که 19 هزار اسیر گرفته شد به شما توصیه ای دارم، ای فرزندان قرآن کریم، نیروهای سپاهی، بسیجی، کمیته، عشایر، مردم
وقتی صحبت های امام فراموش شود، متوسلیان ها هم از یاد می روند/کسانی که الان سر کار هستند 20 سال مسیر ...
بگیرند اما متأسفانه این هم محو است. چند روز پیش سوم خرداد بود، شما اگر این پیام امام را شنیدید من هم شنیدم که امام(ره) فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد . بعد هم گفتند من در این پیروزی که 19 هزار اسیر گرفته شد به شما توصیه ای دارم، ای فرزندان قرآن کریم، نیروهای سپاهی، بسیجی، کمیته، عشایر، مردم داوطلب، مردم عزیز، هوشیار باشید که پیروزی هرچند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند غافل نکند
بدرقه شاعری که اشعارش شناسنامه انقلاب بود
/> آتشی دارم به جان گویی خدا روز ازل خلق کرده جای خاک از خون و خاکستر مرا شعر پاکم پرتوی از شیر پاک مادر است نور قرآن ریخته در کام جان مادر مرا دیده مجنونم که در دشت عطش روییده ام نشکند طوفان و چون هم نشکند سرسر مرا از تبار نو بهارم سربه دار سبزوارم هان کفن سازید از نسرین و سوسن بر مرا همرهم بودید هم ازمنزل اول به
بدرقه پدر شعر انقلاب با سرود خمینی ای امام + گزارش تصویری
/> ای خمینی میهمان داری مریدت آمده است حاج سعید حدادیان شاعر و مداح اهل بیت (ع) در این مراسم ضمن ذکر مصیبت اهل بیت، به اجرای قطعه معروف یاد امام و شهدا پرداخت . همچنین وی در ادامه شعری را تقدیم استاد سبزواری کرد که تعدادی از ابیات آن به این شرح است : آتشی دارم به جان گویی خدا روز ازل خلق کرده جای خاک از خون و خاکستر مرا شعر پاکم پرتوی از شیر پاک مادر است
پیکر "حمید" شعر انقلاب از حوزه هنری بدرقه شد
خواننده بسیاری از اشعار استاد حمید سبزواری، در مراسم تشییع این استاد بزرگوار، آهنگ ای بانگ آزادی، سروده استاد سبزواری را خواند. دست می گیردعلی در عرصه محشر مرا در ادامه مراسم سعید حدادیان شعری را در وصف استاد سبزواری خواند. متن شعر به شرح زیر است: اتشی دارم به جان گویی خدا روز ازل خلق کرده جای خاک از خون و خاکستر مرا شعر پاکم پرتوی از شیر پاک مادر است
تمام آرمانم همراهی در راه امام (ره) بود
چون زخمه بر دل می زند آوای من بشنو/ز چنگ سینه ام فراد جان فرسای من بشنو...حدیث آرزومندی که در دفتر نمی گنجد/گرت بگشوده باشد گوش دل از نای من بشنو...نسیم روضه تبریز بوی کوی قم دارد/به دیگر اربعینی عطر عاشورای من بشنو...حمیدا ساحل خاموش طوفان زیر سر دارد/فروش موج را از سینه دریای من بشنو . ایشان به ترتیب برای همه این وقایع شعر داشتند. سبزواری: خودم هم آماده کشته شدن بودم. خدا خواست زنده
پدر شعر انقلاب با خمینی ای امام بدرقه شد
کرد که تعدادی از ابیات آن به این شرح است: آتشی دارم به جان گویی خدا روز ازل خلق کرده جای خاک از خون و خاکستر مرا شعر پاکم پرتوی از شیر پاک مادر است نور قرآن ریخته در کام جان مادر مرا دیده مجنونم که در دشت عطش روییده ام نشکند طوفان و چون هم نشکند سرسر مرا از تبار نو بهارم سربه دار سبزوارم هان کفن سازید از نسرین و سوسن بر مرا
نگاه سمیر قنطار به سوی قدس متمرکز بود
/> بنیاد شهید و امور ایثارگران به مناسبت دومین سالگرد پیروزی مقاومت لبنان در جنگ 33 روزه سال 2006، مراسم مردمی با شکوهی تحت عنوان جشن حدیث مقاومت در شامگاه روز 19 مرداد سال 1387، در میدان فلسطین تهران برگزار کرد. گمان کنم که شهید سمیر قنطار اسیر ارشد لبنانی اولین بار بود که به ایران آمد، و در این جشن سخنرانی کرد. در این مراسم اقشار مختلف مردم و تعدادی از مسئولان کشوری به پاس قدردانی از مقاومت جانانه
درگذشت اولین سراینده شعر حماسی فلسطین
هست گو باش ره توشه باید عزم را در کار بندم دل بر خدا آن گه به رفتن بار بندم ره توشه باید صبر را در جان نشانم وادی به وادی باره تا منزل کشانم ره توشه باید، مرغوا مشنو ز هر کس! ره توشه ما را شوق دیدار حرم بس! تنگ است ما را خانه تنگ است ای برادر بر جای ما بیگانه، ننگ است ای برادر ننگ است ما را خانه بر دشمن نهادن تاراج
همیشه بیدار
یکدل باشند و کینه و دشمنی را به کناری نهند. اما باید این نکته را هم به شما بگویم که شما و خانواده تان تاکنون مرا چنان که هستم نشناخته اید. اگر من در پی شما می افتادم و دنبالتان می کردم، هیچ مقصد و منظوری جز نوازشتان نداشتم. من شما را دوست داشته و دارم و آرزو داشتم، و دارم که همیشه در کنارم باشید تا از دیدار و مصاحبت شما لذت برم. اما شما همیشه از من می گریختید؛ گفتی من دشمن خونی شما بودم. تعجبی
سومین هم نشین
آیندش نبود گفت: ما نیازی به بنده و نوکر نداریم. من دلم می خواهد که تو به جای دو زبان صدپا داشتی و یک لحظه در اینجا درنگ نمی کردی و می گریختی و از چشم ما دور می شدی. زیبایال دست نوازشی به دست ببر کشید و گفت: دوست عزیزم، تیزدندان، تندی مکن و خشم مگیر. به گمانم این جانور بدبخت از گرسنگی به دریوزگی پیش ما آمده است. گرسنگی دردی است وحشتناک، و دور از جوانمردی و مردانگی است که ما از دستمان برمی آید
"بگذار کز دامان شب فردا برآید"
که فرمودید قبول دارم. پدر و مادرم مسلمان و معتقدند و خودم هم مسلمانم اما از کسانی که به ظاهر حرف دین و خدا را میزنند و بعد از ستمکاران حمایت میکنند بیزارم. ایشان مرا به سرودن اشعار اسلامی تشویق کرد و از آن به بعد بیشتر شعر مذهبی گفتم. حرفهای ایشان تأثیر فراوانی در من داشت. خداوند ایشان را رحمت کند. آن زمان به قول جلال آلاحمد ناهار بازار احزاب سیاسی و به خصوص احزاب چپ و به ویژه حزب توده