امام رضا(ع) در نامه اعمالم ثبت می شود، حال مادرم به شدت بد بود تا جایی که بندهبا ویلچر ایشان را به حرم مطهر امام رضا(ع) می بردم، بعد از گذشت یک زمان طولانی متوجه مادرم شدم که دارد با پای خودش به طرفم می آید و به من گفت برویم، امام رضا(ع) من را شفا داد، شاید باورتان نشود ولی کسی که پزشکان می گفتند تا 20 روز دیگر بیشتر زنده نیست، از سال 42 تا سال 75 بالای سر ما بود. وی افزود: این اتفاق
سربازی ام در زمان شاه بود. زمانی که ایام محرم می رسید و در دهه اول با ترفندهای مختلف از خدمت سربازی فرار می کردم و خود را به لار می رساندم تا بتوانم در عزای امام حسین (ع) نوحه خوانی کنم. بعد از اینکه دهه اول تمام می شد به محل خدمتم برمی گشتم که با برخورد تند مسئولین پادگان مواجه می شدم. * جریمه نمی شدید؟ بله! پرونده برایم درست می کردند، حتی تهدید به بازداشت نیز می شدم .
، بسیاری از حقایق عالم زیر چتر سایه ی خاموشی خدا قرار می گیرد. ما هم رازنگهدار باشیم. بسیاری از اسرار به قیمت آبروی کسی تمام می شود. نه آقا اسرار خودمان را هم حق نداریم به هر کسی بگوییم. گاهی اسرار امانت یک کشور است، امانت یک فامیل یا خانواده است، فرمودند که حفظ اسرار ما اهل بیت ثواب جهاد در راه خدا را دارد. هر کسی محرم نیست که آدم به او بگوید آقا امام حسین کیست؛ به خدا بعضی ها بیگانه اند. می
بلندبلند گریه می کند. یکی از مادرها برایم می گوید روز جهانی حضرت علی اصغر (ع) مادرهای این بچه ها هم کنار بچه هایشان عزاداری می کنند. گروه تلگرامی مامان های فرشته ها هرچه به عصر نزدیک تر می شویم، تعداد مادرها هم بیشتر می شود. اینجا کمتر خانمی را به اسم خودش می شناسند. مادرها همدیگر را به اسم کودک آسمانی یکدیگر صدا می زنند: مامان مهرانه، مامان فاطمه، مامان ایلیا، مامان پریا و