اینجا واژه ها درد دارند. دل می خواد که بخوانی و اشک نریزی، بخوانی و به رگ غیرت ایرانی بودن و حتی انسان بودنت برنخورد که دوروبرت کودکان و جوانانی هستند که زندگی شان خلاصه شده در خون و تاول و درد و درد و درد. بیمارانی که پروانه ای لقب گرفته اند و محکوم به پیله کردن زخم و درد دور انگشتان دست و پا و حتی اندام های داخلی شان هستند آن هم به جرم ازدواج فامیلی والدین شان . روزنامه آفتاب یزد در
عقیق :حسن شمشادی، خبرنگار اعزامی واحد مرکزی خبر به سوریه که چند هفته ای است به ایران بازگشته است، در صفحه شخصی اینستاگرامش نوشت: یکی از شهیدان حزب الله لبنان لحظاتی پیش از شهادت با خون خود نوشت: سقطنا شهداء ولن نرکع..انظروا دمائنا وتابعوا الطریق، در خون خود غلتیدیم و هیچگاه تسلیم نخواهیم شد..به خون ما بنگرید و راهمان را ادامه دهید...
شیخ نخودکی دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان را از روز مرگ خود آگاه کرد و حتی یک بار قبل از تاریخ فوت، روحش از بدن خارج شد اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا(ع) برای انجام برخی وصایا، دوباره حیات ظاهر یافت. در این مطلب به معرفی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی می پردازیم. ولادت شیخ حسنعلی، فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب
ایران را گذاشت و نوشت با دیدن ایران لذت ببرید. وزیر فرهنگ و گردشگری ایتالیا در سال 2013 این هشتگ را دیده بود و به ایران سفر کرد. همچنین خیلی از توریست هایی که به ایران آمدند عکس هایی از ایران و پرواز ایران ایر می گذاشتند و هشتگ را زیرش می گذاشتند. در اینستاگرام چه تعداد عکس از سمت مردم گذاشته شده است؟ 240 هزار عکس در یک سال در اینستاگرام داریم. امیدواریم اگر مردم کمک کنند تا آخر
. قرار شد که آقا را به بیمارستان ببرند. هوا ابری شده بود. رعد و برق می زد. بغض آسمان ترکیده بود. هوا که صاف شد، فرزند بالای سر پدر آمد تا او را آماده رفتن کند، ولی پدر زودتر رفته بود. پی نوشت ها: 1) همانا اجر و پاداش بزرگ همراه با بلا و سختی بزرگ است. و خدا هیچ گروهی را دوست ندارد، مگر آن که ایشان را گرفتار بلا می کند. 2) آنگاه که خدا خیر بنده ای را
اندوه ایستاده اند و زنش هم از درد روی زمین افتاده و به خودش می پیچد. آنها متحیرند چه کار کنند، آقا راه را عوض کرد و رفت به طرف قبر مرحوم نخودکی و فاتحه ای خواند. معمولاً پس از حرم به آنجا می رفت، ولی این بار پیش از زیارت به آنجا رفت. فاتحه ای خواند و خم شد. با دو انگشت دستش به سنگ قبر مرحوم نخودکی زد. بلند شد و به طرف همان مرد آمد و او را صدا کرد. به او فرمود: دستت را باز کن . او دستش را باز کرد
بردید، در میان زمین های سنگلاخ، میان مارهای پر زهر، آب لجن و سیاه می آشامیدید، غذای آلوده می خوردید، خون یکدیگر را می ریختید، و از خویشان دوری می کردید، بت ها در میان شما نصب شده بودند، غرق در فساد بودید که خداوند توسّط پیامبر اکرم(ص) شما را از آن همه انحرافات و گمراهی ها رهایی بخشید .3 نمونه هایی از اوضاع عربستان قبل از بعثت برای نمونه، ده نوع از خرافات و اعتقادهای بیهوده