بهانه عجیب برای درخواست طلاق! - ناطقان
سایر منابع:
سایر خبرها
پای حرف های اهالی محله های املاک نجومی که همگی از واگذاری ها گلایه دارند
، شاهزاده ها اینجا زندگی می کردن، ویلا و خونه های اعیونی می ساختن. حالا هم دوره زمونه برگشته؛ اینجا شده محله اعیونی ها و از ما بهترون. به اینجا که می رسد دستش را جلوی دهانش می گیرد که یعنی بعضی حرف ها را نمی شود زد. فقط همین رو بگم که تو محله ما خیلی ها از خواب شبشون می زنن برای سیر نگه داشتن خونوادشون؛ حالا اینجا سر خونه های نجومی دعوا می کنن. داستان خانه ها و املاک نجومی
آزار وقیحانه زن جوان / شوهرم هم در خانه بود ولی توجهی نداشت!
خرجی خانه با هزاران منّت، به من می دادند. وی در حالی که با یاد آوری شب شوم اشک هایش سرازیر می شود، ادامه داد: آن شب طبق معمول دوستان حمید برای او مواد آورده و حال او نیز کمی بهترشده بود. حمید رفقایش را برای شام، شب نگه داشت و از من خواست تا برای پذیرایی آنان غذا تهیه کنم. پس از صرف شام، شوهرم به اتاق خودش رفت و من سرگرم جمع کردن ظرف ها بودم که یکی ازدوستان بی شرم همسرم دست در بازویم
خدمات جنسی به زنان پولدار توسط پسران تن فروش!
شالش نمایان است، می گوید: سه روز است که کسی سوارم نکرده و کنار خیابان ها خوابیده ام. من حتی پیشنهاد 5 هزار تومان هم می پذیرم. فقط جای خوابی در این سرما می خواهم. قطره اشکی از میان مژه های بلندش خارج می شود و ادامه می دهد: از دست نامادریم فرار کردم و مدتی در خانه ای تیمی زندگی می کردم. اما بهم تهمت دزدی زدند واز آنجا بیرونم انداخته اند. او از اینکه سوار ماشینی شود و بعد در خانه با چندین نفر روبرو
چه مسائلی از گذشته مان را در خواستگاری بگوییم؟
نشد و بعد ماجرای امین را به او گفتم. چیزی نگفت. آن شب به همراه خانواده اش از خانه ما رفتند و دیگری خبری ازشان نشد. به او نمی گویم... چند سالی است که برای سرگرمی، تفریحی قلیان می کشم، به قلیان وابستگی و اعتیاد پیدا نکرده ام، اما از این که هفته ای یکی دوبار با دوستانم دور هم جمع شویم و قلیانی دود کنیم لذت می برم و حالم خوب می شود. مادرم می گوید اگر قلیان کشیدن را کنار نگذارم
در چه سنی، با چه کسی و چگونه ازدواج کنیم؟
بود. نیمه های شب خواهر مصطفی سراسیمه رفت در اتاق مصطفی را زد و گفت: مصطفی حضرت زهرا(س) را خواب دیدم. گفتند به عروسی تو آمدند. گفتم بی بی جان شما مجالس ما می آیید؟ گفتند مجالس شما نیاییم کجا برویم. مصطفی ردانی پور به سجده افتاد و گفت من کارت دعوا برای حضرت زهرا(س) فرستاده بودم. دو کارت دعوت برای حضرت زهرا(س) در حضرت ضریح حضرت معصومه(س) و یکی هم به جمکران فرستاده بودم. می توانیم جشن های ازدواجمان طوری
کشته شدن نوعروس 15 ساله که 4 ماه پس از ازدواج طلاق می خواست+عکس
از آنها شنیدم که انگار هدیه طلاق خواسته و علی نیز پذیرفته، همه نگران بودند و نمی خواستند چنین اتفاقی بیفتد. نگفتند مقصر کیست؟ زیاد درباره اش حرفی نزدند، مرتب می شنیدم که مشکلاتی دارند، اما چه بوده حرفی نزدند. خودت چه کردی؟ وقتی دیدم کاری از دست همسرم برنمی آید، چندین بار خودم با هدیه حرف زدم تا متقاعدش کنم از تصمیمش منصرف شود، اما نپذیرفت. و
امیدی به رستگاری کتاب های ورشی نیست؟
موضوع را نمی خواهم به کل جامعه تعمیم بدهم اما به هر حال باید در نظر داشت بخشی از جامعه هم دغدغه مسائل اقتصادی دارند ولی جالب اینجاست در جامعه فوتبال اکثرا نه دغدغه نان دارند، نه اجاره خانه و نه مسائل اقتصادی این چنین. نسل ما بهره مادی از این حوزه نبرد اما این نسل الحمدالله و شکر خدا از اقتصاد فوتبال خوب بهره مند شد. اینجاست که تاسف ما دوچندان می شود. اما من در پایان باز هم تاکید دارم
بلایی که سر خواهرم پس از نارو زدن به دختر عمویم آوردم!
اشتباهاتم را جبران کنم. ما زندگی خود را از سر گرفتیم. اما بعد از دو ماه، دوباره با زن دیگری در فضای مجازی آشنا شدم. همسرم که به ستوه آمده بود، موضوع را به پدرش اطلاع داد. آنها با توجه به این که شیشه مصرف می کردم از راه قانونی وارد عمل شدند و به ناچار معصومه را طلاق دادم. آه معصومه هم دامن مرا گرفت. چک هایم یکی پس از دیگری برگشت خوردند و ورشکسته شدم. وضعیتم حسابی به هم ریخته شده بود. هرکس
بازیگر ابد و یک روز : دوستانم را از دست دادم!
/> دعوا که داریم. (می خندد) بعد از اینکه بازیگر شدی و دیگر خیلی ها تو را می شناختند، رابطه ات با خانواده مخصوصا برادر بزرگترت هم تغییر کرد؟ وقتی سینما و تئاتر می رویم، برادرم از اینکه مردم مرا می شناسند، خوشحال می شود. البته این موضوع فقط درباره برادرم نیست، همه اعضای خانواده ام از این موضوع خوشحال می شوند و افتخار می کنند. از بازی ات ایراد نمی گیرند؟
چه دعاهایی بخوانیم که ثروتمند شویم؟ + متن دعاها
/ص82] بعضی از علما با سفارش به نماز اول وقت و یا نماز شب، زندگی آینده فرزندانشان را تأمین کردند. [در محضر بهجت:ج1/ص85] داشتن وسایل راحتی و رفاه، غیر از راحتی و رفاه و آرامش دل است: (اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ...: تنها وسیل? آرامش دل، ذکرُ الله است) ولی ما بر اسباب تکیه می کنیم و از مسبّبُ الاسباب غافل هستیم. [در محضر بهجت:ج1/ص86] ما زیاد غصه رزق و روزی