انتقام با اقدام شیطانی از 7 زن / اولین گفت وگو با قاتل سریالی زنان گیلان را بخوانید + عکس - رکنا
سایر منابع:
سایر خبرها
نایب قهرمان وزنه برداری آسیا: رسیدن به قهرمانی راحت بود ولی نشد
من هم دوم شدم. در دو ضرب نیز وزنه بردار ازبکستانی 205 کیلوگرم را بالای سر برد و من توانستم 206 کیلوگرم را بزنم و به مدال طلا برسم. این وزنه بردار خوزستانی با بیان این که می توانستم به قهرمانی دسته 94 کیلوگرم برسم و کار راحتی هم بود، گفت: در حرکت دوضرب بعد از این که 206 کیلوگرم را زدم، باتوجه به این که کار سایر نفرات تمام شده بود، بلافاصله باید باز خودم روی تخته می رفتم که 215 کیلوگرم را
دلایل طلاق های زودرس؟
نیست چقدر در شبکه های اجتماعی یا خارج از آن از هم شناخت به دست آورده باشند، هر چه باشد خیلی زود رکورد طلاق را بین بقیه گروه های سنی خواهند شکست. آنها جوانان گروه سنی 20 تا 35 سال هستند. بهترین زمان جدایی طبق آمار اعلام شده توسط سازمان ثبت احوال بیشتر طلاق ها در سال 94 مربوط به ترکیب سنی مردان 30 تا 34 و زنان 25 تا 29 ساله با 16 هزار و 286 مورد بود. گروه بعدی ترکیب زنان 20 تا 24
لیگ برتر ایران را حرفه ای دیدم پیشنهاد پیکان را قبول کردم/ با منشا صمیمی ام؛ اما با صادقی هم رستوران می ...
؟ فیصل شایسته: دو ساله بودم که به دلیل جنگ های داخلی و ناامنی در افغانستان همراه خانواده ام به کشور هلند مهاجرت کردیم. در همان سال های کودکی علاقه شدیدی به ورزش فوتبال داشتم به شکلی که همیشه با برادر و سایر دوستانم در زمین های چمن شهر مشغول به بازی بودم و هشت ساله بودم که برای نخستین بار وارد عرصه فوتبال باشگاهی هلند شدم. پس از آن نیز در لیگ هایی دسته دوی هلند، دسته یک کشورهای تایلند
ماجرای شرکت دختر22ساله در سرقت مسلحانه به خاطر عشق پسرقاتلی که به او قول ازدواج داده بود
رؤیاهای شیرین زندگی در وجودم شکل گرفت. او بود که با مهربانی هایش، وعده آینده ای روشن و دلنشین را به من می داد. پیمان چگونه تو را به همکاری در سرقت از طلافروشی وادار کرد؟ یک روز صبح در بانک سرگرم کار بودم که با من تماس گرفت و قرار گذاشتیم در پایان کار، در قهوه خانه ای به دیدنش بروم. آنجا همراه با دوستش منتظرم بودند که ضمن صحبت پرسید:اگر چیزی از تو بخواهم برایم انجام می دهی؟من
مهناز افشار در دیدار با خانواده رقیه که ناپدری اش به قتل رسانیدش
افشار چنین توصیف کرد: اختلاف ما از چند وقت پیش شروع شده بود، نمی دانم چه کسی به او چه چیزی گفته بود که حرف های من باورش نمی شد، عصبانی بود و داد و بیداد می کرد، به او می گفتم بگذار آرام شوی با هم صحبت می کنیم، اما قبول نمی کرد تا اینکه روز حادثه به خانه ما آمد، داد و بیداد راه انداخت اول خودم را کتک زد، بعد هم رفت سراغ رقیه که در اتاق خوابیده بود، بچه را از پا بلند کرد و سرش را چند باز به
حرف های السا فیروزآذر درباره خیانت نامزدش
من گفت برو دانشگاه اگر همچنان اوکی بودی من حرف ندارم. فیروز آذر در ادامه می گوید وقتی دانشگاه رفتم تمام طرز فکرهایم عوض شد. آدم دیگری شدم. نمی دانم خیلی سرکش شدم . اصلا زندگیمو عوض کردم . من تا قبل از دانشگاه کتاب نمی خواندم و شروع کردم کتاب خواندن. توی آن سن صادق هدایت و مولانا خواندن و تجربه کسب کردم. آدم اصولا نترسی بودم و تجربه کردن را دوست داشتم. وی در مورد ازدواج نکردن
کریمی: چیرو اسطوره است اما برانکو معمولی
حضور در فوتبال اروپا آرزوی هر بازیکنی است و بدون شک تو هم با هدف پیشرفت به کرواسی رفتی، آیا تاکنون این موضوع محقق شده است؟ صددرصد با همین هدف به اروپا رفتم و از روزی که در دینامو پا به توپ شدم و بعد از آن لوکوموتیو رفتم عزمم را جزم کردم که پیشرفت کنم و هر طور شده به این راه ادامه می دهم و تلاشم را جدی تر می کنم. با حضور در اروپا به تیم ملی فوتبال هم اضافه شدی و در
چرخ گردون
سروان وقتی من جوان بودم پیرمردی در دهاتمان زندگی می کرد همیشه می گفت طبیعت، حق خودش را از آدم ها می گیرد هر کاری اجری یا تاوانی دارد و من تاوان خیانت خودم به خودم را می دهم. مرد جوان ادامه داد: من MDF ساز بودم با همسرم و یک دختربچه 9 ساله خوب و خوش زندگی می کردم و هیچ مشکلی نداشتم تا این که روزی برای نصب کابینت به خانه دوست دوران مدرسه و سربازی ام رفتم و پس از اندازه گرفتن به دلیل
کاظمی: نمی توانستم به تنهایی مانع سقوط ماشین سازی شوم/ 19 امتیاز بابت داوری طلبکار بودیم
صورت امیدوارم که شاهد فوتبال پاکی باشیم. وی در خصوص درگیری بازیکن تیمش با حاجیلو، سرپرست سایپا خاطرنشان کرد: من در زمان این درگیری در رختکن بودم و صحنه را ندیدم، اما معتقدم که بزرگی و کوچکی در فوتبال از بین رفته است. اگر حاجیلو به من سیلی بزند، سرم را پایین می اندازم. این کار را نه تنها مقابل حاجیلو، بلکه مقابل همه خاک خورده های فوتبال انجام می دهم، چون اعتقاد دارم اخلاق از هر چیز دیگری
در ایران مرا نمی خواهند؛ خداحافظ!
، در سطح پایین تری قرار داشت. تیم ملی ایران نیز بعد از 5 سال عنوان قهرمانی را کسب کرد؟ خدا را شکر می کنم که ایران توانست عنوان قهرمانی را به دست آورد و از این بابت خوشحالم. باعث افتخار من بود که کنار این وزنه برداران بودم. اما بعید به نظر می رسد با این رکوردها در سطح جهان موفقیتی به دست بیاید؟ دقیقا همین طور است. اگر بخواهیم درباره مسابقات جهانی صحبت کنیم، بهتر
دیگر در خانه نشستن ننگ است!
/> این شهید یادآور شده است: آن چیزی را بگویید که خدا گفته است؛ آن چیزی را عمل کنید که خدا دستور داده است. در ادامه می خوانیم: دیگر در خانه نشستن ننگ است. وقتی انسان نگاه به چهره مظلوم بازماندگان شهدا می اندازد و به در و دیوار شهر و روستا نگاه می کند که عکس شهدا چسبیده است، سر فرود می آورد و به زمین می نگرد؛ چون خجالت خواهد کشید، من نیز چنین بودم و رفتم. شهید حسینی ادامه
مشکل رشته ارتباطات، نبود ارتباط میان دانشگاه و رسانه است
از انقلاب نزدیک شدم. از سوی دیگر، به دلیل اینکه وارد حوزه های روزنامه نگاری شده بودم، به عنوان یک روزنامه نگار و کسی که در شورای سیاستگذاری روزنامه کیهان دهه 60 عضو بودم (رشته علوم ارتباطات مجددا در دانشگاه علامه طباطبائی راه اندازی شد) مشغول تحصیل در این رشته در مقطع کارشناسی ارشد شدم. چراکه، همانطور که گفتم رشته علوم ارتباطات با علایق و تجربیاتم همخوانی داشت و در زمینه هایی که فکر می
دفاع برای اثبات بی گناهی
جواب می داد؟ اگر رفته بودم، من هم می شدم مانند همه دخترانی که به جرم ولگردی دستگیر و 20 روز بازداشت شده و آزاد می شوند. صحبت های دختر نوجوان و دفاعیات وکیل او باعث شد تا او از قصاص رهایی یابد. قتل ناخواسته پدرخوانده شامگاه 11 آذر 94 نیز جنایتی رخ داد که عامل این جنایت مدت ها بعد در دادگاه کیفری استان تهران توانست رضایت مادر مقتول را کسب کند. به دنبال مرگ مرد جوانی در خانه ای
زندان تاوان عشق نامشروع
بودم و باورم نمی شد شوهرم کشته شده است. روز بعد به محلی که جسد در آنجا رها شده و یک کوچه باغ بود، رفتم. او آنجا ایستاده و منتظرم بود. روی جسد نایلونی انداخته بود. او حتی کیف شوهرم را به من داد تا آن را به خانه ببرم تا اگر جسد پیدا شد چند روزی طول بکشد که هویت وی مشخص شود. من هم قبول کردم و با برداشتن کیف شوهرم به خانه بازگشتم. چطور او را کشته بود؟ به بهانه این که برقکاری
مرگ، پرده آخر بی وفایی
24 اسفند 93 مردی به یکی از کلانتری های پایتخت مراجعه کرد و از ناپدید شدن ناگهانی همسرش خبر داد. او به کارآگاهان گفت: امروز وقتی از سر کار برگشتم، همسرم در خانه نبود. تصور کردم برای خرید بیرون رفته اما هرچه با گوشی تلفن همراهش تماس گرفتم، جوابم را نداد. نگران شدم اتفاقی برایش افتاده باشد. با ثبت شکایت، تحقیقات پلیس برای یافتن این زن آغاز شد اما دو روز بعد، اهالی یکی از روستاهای جاده
7 روز بود که صیغه مازیار شده بودم که با محسن قرار گذاشتم و شوهرم سر رسید و
عنوان از نقشه شوهرم خبر نداشتم و نمی دانستم می خواهد دست به جنایت Crime بزند. با مشخص شدن هویت متهم، تحقیقات در این خصوص ادامه یافت تا اینکه مرد جوان دستگیر شد. اوضمن اعتراف به قتل گفت: من عاشق همسرم بودم اما پی برده بودم که با مرد دیگری در ارتباط است.به همین خاطر همسرم را تعقیب کردم تا اینکه او را به همراه مرد جوان دیدم. آنان در پژو سرگرم صحبت بودند که به طرف شان رفتم و یک تیر شلیک کردم با اعتراف
فردای روزی که دختر نوجوان را دفن کردند اتفاقی در قبرش روی داد که باورکردنی نبود! + عکس
دختری نوجوان با اشتباه پزشکان داخل تابوت گذاشته و دفن شد. خانواده دختر روز بعد سر وقت او آمدند و چیزی را که می دیدند، باور نمی کردند. دختر 16 ساله درخواست کمک کرد و سپس جان داد. این بار اما کاری از دست خانواده و اقوامش ساخته نبود. نِیسی پِرِس تنها 16 سال داشت که به اشتباه درون تابوت و سپس داخل یک گور بتنی گذاشته شد. اعضای خانواده اش به ناگهان صدای فریاد و ضربه های او را شنیدند. اقوام
قلعه نویی: بازیکنانم مرد هستند و نمی دانم در موردشان چه بگویم/ وجدانا با تیم دیگری صحبت نکردم
به گزارش راهنمای سفر من به نقل از گروه ورزشی خبرگزاری میزان، امیر قلعه نویی در نشست خبری بعد از دیدار تیمش مقابل تیم فوتبال نفت تهران اظهار داشت: واقعاً نمی دانم چه بگویم. تنها مسابقه ای است که نمی توانم کلمات را در ذهنم بیاورم. تنها تیمی بود که مربیگری کردم و تیم بدهکار شدم. هرجا بودم آنها بدهکار بودند، اما اینجا بدهکار بازیکنان شدم. وی افزود: نمی دانم چطور از بازیکنانم تشکر کنم. همین
زندگینامه شهاب حسینی
. 30سال کارمند آموزش پرورش بودم. البته فعالیت های دیگری هم داشتم؛ مثل فعالیت های تجاری. در کنار این فعالیت هایی که گفتم، شعر هم می گفتم و داستان هم می نوشتم. حتی یادم هست چند فیلمنامه هم نوشتم اما مهم تر از همه، ترجمه هایی بود که در آن زمان انجام دادم. دو سه کار، از آثار ژول ورن را ترجمه کردم؛ مثل بیست هزار فرسنگ زیر دریا و دور دنیا در هشتاد روز و بعد از آن به همراه آقای سیفی قمی شروع کردیم به
قمار شغل است؛ نه برای آنهایی که بازی می کنند!
شرط بست. مثلاً بازی بارسا با یووه من شرط بستم “نیمه اول گل ندارد، نیمه دوم یک گل دارد” میدونستم یووه دفاعش قویه، ولی بارسا حداقل یه دونه راه داشت بزنه، گفتم حداقل یه گل داره ولی صفر – صفر شد؛ فوتباله دیگه، معلوم نمی کنه که . حتی یک قمارباز ماهر هم براحتی می بازد. بعد از همه ی این توضیحات اما متوجه شدم تنها چیزی که او از حرف های من می فهمد دو کلمه ی قمار و فوتبال است! می گوید: حالا میخوای
رئیس جمهور اصلح در وصیت شهید مدافع حرم
جلوی درب خانه می آیند. نگاهم به نگاهش می افتد و هنوز قطره های اشکش روی صورتش جاری است و انگار پیش از ما دلش هوای پسرش را کرده بود. با همان چادرش دستانم را می گیرد. مهمانان در داخل اتاق پذیرایی دور پدر و مادر شهید می نشینند. اشک های مادر خبر از دلتنگی می دهد و انگار دلش می خواست محمودش کنارش می نشست و دست در دستان مادر می گذاشت. در میان این دورهمی، دختری حدود چهارساله با چادر عربی کنار مادر نشسته
چپ اسلامی بسیار متاثر از مارکسیست های اروپایی بود
در عمل اجرا نشود و صنعت نفت به طور کامل از دست ایران خارج بماند و تنها توسط کمپانی های نفتی غربی کنترل شود. در حقیقت بعد از کودتا این کمپانی ها در قالب کنسرسیوم نفتی کنترل کامل را در دست گرفتند. دوم، بریتانیا حاضر نشد غرامت را بر اساس ارزش واقعی تاسیسات نفتی در سال 1953 بپذیرد. در عوض غرامت را رقمی نجومی بر اساس منافع حاصله تا پایان قرن محاسبه می کرد. در واقع مصدق هیچ کدام از پیشنهادها را رد
ظرفیت شناسی و تدوین مواد فقهی در چارچوب های نظام حقوقی
مقاله ای که در سال 1978 در مجمع اللغه العربی چاپ شده، نقل کرده که به این مطلب اذعان دارد. سند دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که عبارت است از اعتراف پدر حقوق بین الملل گروسیوس هلندی. وی کتابی تحت عنوان صلح و جنگ نوشت و به خاطر آن هم به زندان افتاد ولی از زندان فرار کرد. این مرد اعتراف می کند که من تفکر نظام بین الملل مبتنی بر صلح را از سِیَر الکبیر محمد حسن شیبانی شاگرد ابوحنیفه گرفتم. شیبانی درس های
وظیفه دولت حمایت ازخانواده های جان باختگان معدن است
/> جهانگیری درباره دولتش درصورت پیروزی احتمالی در انتخابات ریاست جمهوری توضیح داد : دولتی خواهد بود که پیشرفت و توسعه ایران با کمک همه جریانات سیاسی کشور را پیش خواهد برد و کارهای بزرگی برای ایران خواهد کرد . این نامزد انتخابات ریاست جمهوری افزود : این دولت کارهای زمین مانده در کشور را یکی پس از دیگری انجام خواهد داد . وی گفت : پنج سال در وزارت صنعت و معدن بودم و این دوران
دایی: قهرمان لیگ شایسته این عنوان بود
افتاد و تعطیلات وجود داشت باعث کاسته شدن از هیجان لیگ می شد. در کل لیگ خوب برگزار شد. تیمی که شایسته قهرمانی بود توانست به قهرمانی برسد. امیدوارم در سال های بعد بتوانیم لیگ خوبی برگزار کنیم. دایی در مورد اینکه چرا لیگ ما آنقدر مشکلات دارد که برخی از باشگاه ها نمی توانند هزینه کنند و اینکه پدیده لیگ چه بازیکنی بود، گفت: خیلی وقت است بیراهه می رویم. اکثر باشگاه های ما در داخل کشور و بیرون از
خوش شانس ترین بازیگر بدشانسم
کرده بودم یا تاریخی بودند یا ملودرام یا اجتماعی و درنهایت بسیار جدی و حتی نسبتا تلخ. راستش اصلا به فضای کمدی فکر نکرده بودم. برای من چالش بزرگی بود، چون کمدین نیستم و می ترسیدم بعد از نقش کیوان که یک جوان انقلابی بود که به جنگ رفت و اسیر شد و با یک پا برگشت، در نقش یک جوان بی ثبات و دست وپاچلفتی دهه هفتادی، پذیرفته نشوم، اما با خودم گفتم من بازیگرم و باید وارد این چالش بشوم. به نظر من
گفتگویی جالب با دهباشی ؛ بخوانید
مدیره کیش هم بودم. نمی توانستم به خودم بقبولانم که این موارد الزاماً ساز و کاری است که قبول دارم؛ بخشی از آن ساز و کار را نمی فهمیدم و احساس می کردم آنچه را که امضاء می کنم نمی فهمم. متن استعفای محرمانه ای را برای آقای ترکان نوشتم و ایشان قشم را پشت آن نوشت. من از ایشان تشکر و عذرخواهی کردم و گفتم یک بار این کار را امتحان کردم. من یک بار رفتم آمریکا و می خواستم به لاس وگاس بروم. از هر کس
میثاقیان:باورم نمی شود،شانسی در لیگ برتر ماندیم
برای این فوتبال. خانزاده هم سنگ تمام گذاشت. میثاقیان در مورد ادامه کار در مربیگری گفت: همسرم گفت امروز مربی گری را تمام کن و خداحافظی کن اما اعتیاد به فوتبال دارم و خانواده ام اسیر است. خانمم زنگ زده بود که از فوتبال خداحافظی کن و یک دوری بزن و فوتبال را کنار بگذار ولی خودم چنین تصمیمی ندارم. من در فوتبال موفق بودم و همیشه تیم دوازدهم هستم اما در نیم فصل دوم اول می شدیم به این مساله
باقری حساس ترین گل فصل مان را زد
به گزارش" 11نیوز " ؛ علی قربانی پس از پیروزی استقلال مقابل سپاهان گفت: بازی خوبی بود و خدا را شکر با اینکه عقب بودیم توانستیم بازی را ببریم. خدا را شکر هواداران خوشحال به خانه رفتند و نایب قهرمان شدیم. استرس دومی را داشتیم اما خدا را شکر بعد از دریافت گل به بازی برگشتیم و پیروزی شدیم. مهاجم استقلال در مورد نیمکت نشینی اش در چند بازی گذشته گفت: نظر منصوریان است که روزی نیمکت بنشینم. به
میثاقیان: باورم نمی شود تیمم در لیگ برتر ماندنی شد/ 90 دقیقه نفسم بند آمده بود
/> سرمربی تیم فوتبال سیاه جامگان خاطرنشان کرد: دو سه سال در این فوتبال یک مقدار اذیت شدم، اما امسال امام رضا (ع) کمک کرد و معجزه ای بود که تیمم ماند و مردم با خاطره خوش به خانه رفتند. من هم هیجان زده هستم. به نظرم جاودانه بازی کردیم. شاگردانم جانانه بازی کردند. بچه ها صبوری کردند و در این دو ماه تیم به هم ریخته بود و بازیکنان کمک کردند که بمانیم. غیرممکن بود تیم بماند، اما همه کمک کردند و ماندیم