کار زشت و کثیفی که دو برادر با داماد خانواده شان برای دلخوشی خواهر انجام دادند! - جام نیوز
سایر خبرها
2 پسر جوان با چه نقشه ای به خانه زن همسایه شان رفتند و ! + عکس
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، چندی پیش زنی با مراجعه به یکی از کلانتری های پایتخت به کارآگاهان گفت: امشب دو پسر 20 ساله زنگ در خانه ام را زدند. فکر کردم آشنا هستند برای همین در را باز کردم اما آنها به زور وارد خانه ام شدند و پس از بستن دست و پایم، مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها از من فیلم تهیه کردند و با تهدید انتشار آن، تلفن همراهم را دزدیدند و متواری شدند. با ثبت این شکایت
2 برادرزن متهم به ربایش داماد، محاکمه می شوند
/> کامیار و کامران درباره خودروی دامادشان که نزد آنها بود ادعا کردند وکالت نامه مربوط به ماشین پس از وقوع جرم تنظیم شده است. برای اینکه آنها را متهم جلوه دهد؛ این در حالی بود که صاحب قبلی ماشین شهادت داد که ماشین را اردیبهشت به برادر شاکی فروخته است. متهمان که متوجه شدند هیچ کدام از ادعاهایشان مورد قبول واقع نشد، این بار ادعای دیگری مبنی بر اینکه شاکی پیامکی به آنها ارسال کرده است که می توان
کیهان و خوانندگان
33110065 ساعت 3 تا 6 بعدازظهر 33916546 تمام ساعات شبانه روز سامانه پیام کوتاه 30002323 * حمله وحشیانه داعش به مجلس و حرم مطهر امام(ره) یک علت روشن داشت و آن زیر سوال بردن سپاه و بسیج از سوی برخی افراد بود. آن افراد، امروز باید پاسخگوی مردم و خانواده شهدای حادثه تروریستی پایتخت باشند. 3743—021 * آنانی که نظامی گری و ساخت موشک را مربوط به گذشته می دانند و زمان حال
ذره بین
قبول نکرد و سر همین موضوع با هم درگیر شدیم. روز حادثه بار دیگر سر همین موضوع با هم درگیر شدیم که من کنترل اعصابم را از دست دادم و با چاقو به جان همسرم افتادم. قصد کشتن همسرم را نداشتم و وقتی از پزشکی قانونی شنیدم همسرم را با 13ضربه چاقو کشته ام، شوکه شدم. در این 8سالی که در زندان هستم، هرشب کابوس اعدام می بینم. برای همین از این زندگی خسته شده ام. خانواده همسرم پیگیر پرونده نیستند و به همین خاطر در زندان بلاتکلیف و در شرایط سختی مانده ام. حالا از قضات دادگاه تقاضا دارم تکلیف مرا روشن کنند. در پایان این جلسه هیأت قضائی وارد شور شدند تا رأی نهایی خود را دراین باره صادر کنند. ...
مجید و حسین در ویلای بومهن به من آمپول تزریق کردند و ...
معجزه آسا زنده ماند. این مرد که فریبرز نام دارد وقتی روی تخت بیمارستان به هوش آمد به پلیس Police گفت که از سوی دو برادرزنش مورد حمله قرار گرفته است. وی در تشریح جزییات ماجرا گفت: مدتی است با همسرم اختلاف دارم. او چند بار درخواست طلاق داده اما من مخالف جدایی با او هستم. عصر ششم آبان ماه به محض اینکه در ویلایم در بومهن را بستم تا انجا را ترک کنم دو برادر همسرم به نام های مجید و حسین را
تازه فهمیدم خانواده شهید یعنی چه!
از بازنشستگی به تهران آمد. حسین جلالی راد 46 ساله بود، دو دختر، یک پسر و یک نوه داشت و از روز چهارشنبه در شمار شهدای حادثه مجلس قرار گرفت. همسرم دختر بزرگ آقای جلالی هستند. ما زمانی که حادثه پیش آمد در شهرمان بجنورد بودیم. مثل همه از فضای مجازی متوجه این اتفاق شدیم و وقتی خواندیم که این حمله جدی است کم کم نگرانی های مان شروع شد. تماس گرفتیم، دو ساعت اول تلفن شان زنگ می خورد و کسی جواب
درآمد 700 میلیونی دزدان طلای رانندگان +عکس
قدمی آنها رسیدم یکی از آنها چاقویی را زیر گلویم گذاشت و مرا تهدید کرد. نفردوم زنجیر طلایی را که دور گردنم بود و دستبند طلایی را که به دست داشتم باز کرد و بعد از آن که کتکم زدند، سوار خودرویشان شده و فرار کردند. ارزش اموال بیش از سه میلیون تومان بود. همزمان با تشکیل پرونده قضایی، تحقیقات ماموران اداره آگاهی تهران برای شناسایی و بازداشت سارقان فراری ادامه داشت تا این که زنان و مردان
6 روایت دردناک از ماجرای ترور در خانه ملت
به دست من داد و نامه ای را که نوشته بود از من گرفت. به من گفت مقابل مجلس منتظرش باشم تا برگردد اما نمی دانستم این آخرین دیدار ما بود. هانیه وارد ساختمان شد و بعد شنیدم که داخل مجلس گروگانگیری شده و صدای شلیک گلوله می آمد. خواستم به کمک همسرم بروم اما به من اجازه ورود به ساختمان را ندادند. 45دقیقه بعد هم جسدش را که 3گلوله خورده بود از ساختمان خارج کردند و از آن ساعت به بعد یک چشمم اشک است
حرف های 2 خانواده شهید حادثه تروریستی مجلس
تهران آمد. حسین جلالی راد 46 ساله بود، دو دختر، یک پسر و یک نوه داشت و از روز چهارشنبه در شمار شهدای حادثه مجلس قرار گرفت. همسرم دختر بزرگ آقای جلالی هستند. ما زمانی که حادثه پیش آمد در شهرمان بجنورد بودیم. مثل همه از فضای مجازی متوجه این اتفاق شدیم و وقتی خواندیم که این حمله جدی است کم کم نگرانی های مان شروع شد. تماس گرفتیم، دو ساعت اول تلفن شان زنگ می خورد و کسی جواب نمی داد و بعد دیگر از
بولتن موسیقی و تئاتر: یک نذری متفاوت در تالار وحدت!/ نمایشی که به قربانیان حادثه تروریستی تهران تقدیم شد
در حوزه ی تصویر دارم اما یک چیزی در این گروه نمایشی هست که مرا بر می گرداند به پاک ترین روزهای زندگی ام ، یعنی دوران دبیرستان و حتی دبستان. وی ادامه داد: در آن زمان هیچ انگیزه ای به جز خود آن کار نبود، بالاخره در گروه ها همیشه تنش وجود دارد، دو تا برادر هم سر تفاوت هایشان با هم می جنگند اما من در این گروه به جز عشق، محبت و دوستی و میل به خوب بود هیچ ندیده ام. نمایش "بن بست
دعا کنید شرمنده حسین نشوم
جزئی از زندگی اش شده بود. آن زمان دلم می خواست به کسی خدمت کنم. کارمند فولاد مبارکه بودم. شغلم را رها کردم و رفتم شیرخوارگاه تا هم حادثه مرگ خواهر را فراموش کنم و هم به بچه های شیرخوارگاه خدمت کنم. روزها گذشت و علاقه من به بچه ها بیشتر شد. مخصوصا به حسین. فرشته فنایی مادرخوانده حسین زنی 46 ساله ای با سه فرزند است. حسین هشت ماهه بود که مسوولان بهزیستی تشخیص دادند باید به مرکز توانبخشی و مرکز