نبوغ غیرقابل وصفی در صفحات تاریخ مکتوب ایران به ثبت برسانند. برای همه خوانندگان این نوشته مقدور نیست روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه را که گزارش روز به روز حوادث دربار ناصرالدین شاه است، بخوانند، این است که من اینجا برای نشان دادن عدم موفقیت خود در این نظیره سازی سطوری از آن روزنامه را با مختصر اصلاحاتی در عبارات شاهد می آورم. وی در سخنرانی خود در دانشگاه برکلی در آبان 68 نیز درباره سفرنامه
آفتاب : آفتاب: به گزارش ایسنا، ابتدا علی دهباشی - مجری نشست - با یادآوری زادروز تولد دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی، از سوی انجمن علمی تاریخ دانشگاه تهران، نشر فرهنگ معاصر و مجله بخارا به حاضران خیر مقدم گفت و در بخشی از صحبت هایش اظهار کرد: ما امروز برای بحث و گفت وگو درباره دو کتابی که اخیراٌ به قلم دکتر نصرالله پورجوادی توسط نشر فرهنگ معاصر منتشر شده دور هم جمع شده ایم. آسمان جان پژوهشی
جورایی مربوط به قرن نوزدهم است، دوران علم گرایی و زمانی که مثلا ارنست رنان و دیگران نظریاتی در باره علوم انسانی جدید داشتند و می خواستند آنها را علمی کنند. بنده دست کم در اینجا نمی خواهم چیزی در باره علوم انسانی بگویم. اتفاقا قصد دارم در باره علوم طبیعی مطلبی را عرض کنم. کتاب گاونامه را دیدم. از سال 1306 ش که همان سال 1927 میلادی است. دانشمندی کاشانی با نام محمد حسن کاشانی که مقیم بمبئی بوده و
، کتاب خدا قرآن است که از آسمان به زمین کشیده شده و دیگری عترت و اهل بیت من. این دو از هم جدا نخواهند شد، تا بر حوض ]کوثر[ بر من در آیند. واما مقصود از وَ لا تَفَرَّقُوا این است که از دین خدا پراکنده نشوید که درباره آن، به اجتماع و ائتلاف بر طاعت حق مأمور شده اید و بر آن ثابت بمانید (از ابن مسعود و قتاده). و گفته اند: یعنی از گرد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله پراکنده مشوید (از حسن) و