پیرمرد رهگذر قربانی حادثه ای عجیب - خوزنیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
ناگفته هایی از زندگی طلبگی آیت الله عراقچی از زبان خودش
مرجعیت تامه شیعه به ایشان منتقل شد، حوزه علمیه قم رونق روز افزون گرفت، به طوری که از اطراف و اکناف، پیر و جوان برای کسب علم به سوی قم می آمدند. مرحوم حضرت آیت الله بروجردی دارای شخصیتی استثنایی بودند، به ویژه از نظر فقه و فقاهت که تاریخ مانند ایشان را کم دیده و دارای افکار عالی و مترقی برای پیشبرد اسلام بودند. این مرد بزرگ از همان ماه اول، شهریه را شروع کردند؛ ابتدا از ماهی هشت تومان و
مقصران حادثه سیل حداقل عذرخواهی کنند!
می گویند پل کن تا 20 کیلومتر جمعیت داشته. به دلیل تعطیلات تعداد مسافران زیاد بوده. کنار جاده پس از سه روز هنوز خودروهایی که زیر آوار گل و ماسه مدفون شده اند را می توان دید. چه خودروهای مانده در بستر رودخانه، چه خودروهای کنار جاده که پس از سیلاب به گوشه ای رانده شده اند. خودروهایی بدون مالک پیدا شده. چطور پس از گذشت سه روز کسی نبوده خودروها را تحویل بگیرد؟ اهالی منطقه می گویند مشخصا صاحبانشان از بین رفته اند در حالی که سیل جز تهران، کرج را هم در نوردید و همین اتفاقات برای مردم و خودروهای آن منطقه هم رخ داد. ...
عروسی 30 میلیارد دلاری ماه در خیابان های تهران! + تصاویر
خاورمیانه که با گشوده شدن جبهه ای تازه از سوی ارتش سوریه و سرنگونی 11 هواپیمای جنگی رژیم صهیونیستی و سوریه در بزرگترین جنگ هوایی خاورمیانه وارد مرحله تازه ای شده بود و همچنین گزارشهای نبرد خونین ارتش های چین و شوروی با مرگ میمون فضانورد آمریکا راه به صفحه اول روزنامه برد. میمون سه ساله فضانورد که پس از بیماری به زمین برگردانده شده بود، دیشب، دوازده ساعت بعد از بازگشت از فضا مرد. بعد از
پای دردل معاون امور عمرانی استانداری یزد
شکل داد!به نظر می رسد در این میدان آزمون و خطا صورت می گیرد؟ اینطور نیست، شهدای محراب قبل از زیر گذر،بعد از زیر گذر بسیار متفاوت است، قطعا دو یا سه طراحی می خواهد، وقتی زیر گذر اتفاق می افتد تعداد ماشین هایی که ناگهان به میدان می رسد، اعداد آن فرق می کند و مجبورهستیم به اصلاح میدان و ضمنا این را من به شما بگویم، ما در یزد یک مشکل بزرگ به نام موتورسواران داریم و تعداد آمار تلفات ما آمار خوبی
نقشه تازه دزدان برای مجسمه های تهران
به گزارش بولتن نیوز به نقل از ایران، مجسمه صندوق از برابر ساختمان موزه پست در میدان امام خمینی ( ره ) به سرقت رفت ! این دزدی تکرار سناریوی قدیمی سرنوشت های پرابهام مجسمه های پایتخت است که پلیس با وجود رسیدن به سرنخ هایی در نیمه راه نتیجه پیگیری آن را اعلام نکرد . از سال 89 تاکنون که معمای سرقت مجسمه ها پیش روی پلیس تهران قرار گرفت، مسئولان قضایی و پلیسی اطلاع رسانی چندانی نکردند و تصور می رفت که
دزدان مجسمه های تهران فصل جدید فعالیت خودرا آغاز کردند
/> مجسمه صندوق از برابر ساختمان موزه پست در میدان امام خمینی (ره) به سرقت رفت!این دزدی تکرار سناریوی قدیمی سرنوشت های پرابهام مجسمه های پایتخت است که پلیس با وجود رسیدن به سرنخ هایی در نیمه راه نتیجه پیگیری آن را اعلام نکرد. از سال 89 تاکنون که معمای سرقت مجسمه ها پیش روی پلیس تهران قرار گرفت، مسئولان قضایی و پلیسی اطلاع رسانی چندانی نکردند و تصور می رفت که دیگر این زنجیره سرقت ها پاره شده و دزدان با
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
نیوفوندلند ، سقوط کرد و در همان روز ، سازمان جهاد اسلامی لبنان مسئولیت آن را پذیرفت.این همان سازمانی بود که مسئول گروگان گیری های لبنان نیز شمرده می شد. این حادثه در چهارمین سالگرد انفجارهای کویت روی داد. شش سال پیش از آن در کشور کویت شش عملیات انفجاری به طور همزمان روی داد که سفارتخانه آمریکا نیز در میان اهداف آن ها بود.البته با وجود دستگیری چند عضو جهاد اسلامی لبنان پس از این حمله ،اعضای حزب الدعوه
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
در 25 فروردین ماه صورت گرفت. به دنبال این حادثه، مقامات آمریکایی ایران را به مین گذاری در آن منطقه متهم کرد ند. در حالی که آن منطقه تحت مراقبت و کنترل دائمی نیروهای آمریکایی، بحرینی، قطری و عربستانی بوده؛ بنابراین امکان مین گذاری نیروهای ایرانی در آنجا وجود نداشته است. اما آمریکا این استدلال را نپذیرفت و پس از چهار روز، یعنی در 29 فروردین ماه، بار دیگر تأسیسات نصر و سلمان را هدف حمله قرار داد و
آخرین وصیت نامه معلم شهید محمد علی رجایی وبهاماتی در مورد حادثه شهادتش
نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده اش را در یکی از واحدهای مسکونی نهاد ریاست جمهوری ساکن کرده بود تا دیگر مجبور به رفت وآمد به خانه اش نباشد. کمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهیدرجایی خودش را برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل کردند
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
خاطرات دکتر حسن روحانی ازعلمای نجف وسیاست های شاه و مواضع آیت الله بروجردی وتثبیت مرجعیت امام/وضعیت صدا ...
و قدرت مرجعیت بین چند نفر از مراجع تقسیم شده است ، زمینه برای اجرای تصمیمات چند ساله ی رژیم در جهت تغییر برخی از قوانین و مقررات اسلامی فراهم شده باشد. از طرف دیگر (همان طور که اشاره کردم ) چون طلبه ها با نظر نسبتاً مثبتی به امینی نگاه می کردند، با برکناری وی ، این استنباط به وجود آمد که شاه در نظر دارد برنامه هایی را علیه احکام اسلام به اجرا درآورد. این نگرانی در اواخر سال تحصیلی 13401341
مرگ عجیب عابر پیاده
سلامانه : سرهنگ مراد مرادی در گفت وگو با ایسنا، با اعلام این خبر گفت: حوالی ساعت 8 صبح امروز یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد در مسیر جنوب به شمال خیابان بهارستان واقع در شهرک شهید باقری در حال حرکت بود که ناگهان در قسمت رادیاتور این اتوبوس در انتهای سمت راست آن باز شده و به شدت با صورت یک عابر پیاده برخورد کرده است. وی با بیان اینکه این عابر پیاده مردی 62 ساله و در کنار خیابان
جولان کیف قاپان در اتوبوس های بی آر تی
واحد تهران، یکی از مسافران جان باخت ؛ ساعت 7:47 روز گذشته در شهرک شهید باقری واقع در ضلع شمالی خیابان بهارستان، یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد به دلیل رعایت نکردن قانون و باز شدن ناگهانی در بغل اتوبوس موجب فوت یک آقای 63 ساله شد؛ کارشناسان پلیس راهور فاتب علت این حادثه را برابر ماده 188 باز شدن در بغل اتوبوس تشخیص دادند. در این بین یکی دیگر از مسافران می گفت: این راننده ها به قدری قانون شکن
قاتل: من را اعدام کنید
به گزارش خبرنگار ما، شامگاه 23 مهر ماه سال 92 مأموران کلانتری 111 هفت چنار از قتل سه عضو یک خانواده در خیابان شهید کاظمی باخبر و در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان داد که زن 47 ساله، پسر 15 ساله و دختر 25 ساله به طور مرموزی به کام مرگ رفته اند. در نخستین گام پدر خانواده که مردی 47 ساله بود، مورد تحقیق قرار گرفت و به قتل اعضای خانواده اش اقرار کرد. این مرد توضیح داد: همه چیز از یک بدگمانی شروع شد. یک
درب اتوبوس عابر پیاده را به کام مرگ کشاند
روز نو : سرهنگ مراد مرادی معاون آموزش و ترافیک پلیس راهور تهران بزرگ با اشاره به وقوع یک تصادف در تهران، اظهار کرد: صبح امروز در خیابان بهارستان، شهرک شهید باقری در محدوده منطقه 22 در مسیر جنوب به شمال، به طور ناگهانی درب موتور یک دستگاه اتوبوس شرکت واحد باز شد. وی در ادامه افزود: متاسفانه این درب پس از باز شدن، با صورت یک عابر پیاده که مردی 60 ساله بود، به شدت برخورد کرده و
خانه هایی که سیل برد/ چه کسی مجوز ساخت و ساز در حریم رودخانه ها را صادر کرده بود؟
طبیعی و برکه های تأمین کننده آب شرب مقطوعاً 150 متر خواهد بود. قانون حد بستر و حریم رودخانه ها را به طور مشخص تعیین کرده اما اینکه چرا در حریم رودخانه ها خانه ساخته شده تا خراب شود مشخص نیست؟ استاندار تهران البته پارسال در مصاحبه ای گفته بود که در سال 92 حدود 860 واحد غیر مجاز که در بستر رودخانه های استان تهران ساخته شده بودند با مجوز قوه قضاییه تخریب شد. سید حسین
آموزش برخورد با حوادث و نحوه درخواست کمک از سازمانهای امدادی
نفر شد. طبق اظهارات مرکز پیام تمامی تماسهای ورودی همراه با جیغ وگریه بود و تنها نام یک پمپ بنزین از میان ده تماس شنیده شد. یک دستگاه آمبولانس اعزام شد که به علت ترافیک روز طبیعت بعداز یک ربع به محل رسید. اطلاعاتی که اپراتورمرکز پیام نیاز داشت از حادثه دیدگان یا اطرافیانشان بگیرد با رسیدن تکنیسینها به دست آمد. اتوبوس آمبولانس و چند آمبولانس دیگر اعزام شدند و مجروحان را منتقل
هنر مردمی را جدی نگرفته ایم/ از جلساتِ نقد کیهان بچه ها چیزهای زیادی یاد گرفتم
زمان سوره نوجوان به دست شما می رسید؟ من از سال 65 برای قسمت آفرینش های ادبی حوزه، قصه و داستان می نوشتم و می فرستادم. آنها هم کارهای مرا نقد می کردند و برایم پست می کردند. وقتی سال 65 به تهران آمدم، کم کم پایم به حوزه هنری باز شد و در آنجا با دوستانی مانند آقای سرشار آشنا شدم. بعد از حوزه، به کیهان بچه ها هم رفتم که مرحوم فردی آنجا بود. آقای امیرحسین فردی در آنجا تاثیرگذار بود
انتخاب گزینشی و جهت دار نویسنده حجاب شرعی در عصر پیامبر(ص)
اندام. ذکر این نکات ضروری است که: اول: با بیان چند حادثه و چند تذکر نمی توان چنین نتیجه گیری قطعی و کلی را بیان کرد. در صفحات 23 تا 29 کتاب، هیچ نکته ای از خواست شرع نیامده است که مشخص کند تأکید بر پوشش کدام قسمت بوده یا نبوده است؟ نتیجه گیری در یک تحقیق علمی با چنین شیوه ای انجام نمی شود. دوم: آیا وجود شورت و شلوار و پوشش انتخابی حضرت ابراهیم(ع)؛ ویژگی ها و تعدد