برآشفته شد که تو مگر کرمانی نیستی، پس چرا جواب آزمایش اعتیادت منفی است. با خنده گفتم، خیلی از مسوولان کرمانی هستند لابد به باور شما باید از آنان هم آزمایش اعتیاد گرفته شود هرچند از این فرصت اعزام به پزشکی قانونی استفاده کردم و با چندین رسانه داخلی و خارجی مصاحبه کردم در حالی که شب قبل بازداشتم به خبر مهمی علی الظاهر تبدیل شده بود و مصاحبه روز بعد از بازداشت هم بازتاب مناسبی داشت. همه این مطالب را
محترم باز نشر گردد. *** انتظار داشتیم علی اصغر شعردوست در باکو یا آنکارا سفیر باشد تا دوشنبه. چه شد راهی تاجیکستان شدید؟ بسم الله الرحمن الرحیم، بنام خدائی که توفیق از اوست با سلام و سپاس از شما دوست فرهیخته ام جناب نعلبندی عزیز و نشریه آذر پیام که در دوره جدید حیاتش از این کمترین خدمتگزار فرهنگ و هنر یاد کرده اید. در پیشانی سخن و ایام معطر به شمیم بهاری و
میان دخل و خرج کار غیر ممکنی نیست. هنگامی که افسرده یا غمگین هستید، به خرید نروید: مطالعات نشان می دهد وقتی شما در این وضعیت به بازار می روید، ناخودآگاه کالاهای بیشتری می خرید. وقتی حالتان خوب نیست، ابتدا سعی کنید با انجام کارهایی کوچک مثل صحبت کردن با یک دوست، گوش دادن به یک موسیقی آرام یا خوردن خوراکی های مورد علاقه تان کمی روحیه خود را بهتر کنید و بعد به خرید بروید. در ضمن تماشای فیلم
. از آن روز که در اصفهان به طور اتفاقی استاد سخن، همای شیرازی را دید انگار گمشده اش را بعد از 40سال یافته بود. آری استاد شیرازی که سخن گفت گویا نسیم فیض الهی بود که وزیدن گرفت و خفته را از خواب شیرین برانگیخت. چه گفتند و چه شنیدند را نمی دانیم اما جهانگیرخان از آن روز ترک دیار کرد و یکسره همت بر تحصیل علم و تهذیب اخلاق کرد و شد آنچه لایقش بود. حکیم عارف، جهانگیرخان
و امامش خواست. باشد که اینگونه باشیم. پاتوق وبلاگ نویسان برتر مرودشت نوشت: محرومان برای نجات خویش به دست شما لحظه شماری می کنند به رسم پنج شنبه ها دوباره از شهدا می گوییم و می نویسیم شهید هادی اسداللهی در یک جمله بیان کرده است: برای خدا حرکت تان را سریع تر کنید، که محرومان برای نجات خود به دست شا لحظه شماری می کنند. برخی ها فقط تو چند روز ماه رمضان به
از باقی خصوصیات دیده بودید؟ احترام به والدین. بعد از ازدواج روح الله با دختردایی اش، آن قدر مشغله کاری داشت که در خانه استراحت نداشت و فرزندانش او را نمی دیدند. اما هر روز از محل کارش به من زنگ می زد و از حال و اوضاعم می پرسید و می گفت اگر مشکلی داری بیایم و رفعش کنم. من هم می گفتم فقط سلامتی شما را می خواهم پسرم. آخرین روزی که مأموریت داشت گفت: مامان باید برای عرض ادب بیایم و شما را
ویلیامز؛ جون هلوب؛ مترجم: بابک وطن دوست - آوای برتر - 80 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1394 - 2000 نسخه - 30000 ریال 87- یک نیم روز سوخته/ پروین کاشانی زاده؛ ویراستار: محمدمهدی عقابی؛ تصویرگر: رضا نصرتی - شرکت انتشارات سوره مهر - 80 صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ 1 سال 1394 - 2500 نسخه - 90000 ریال 88- یک جعبه شیرینی، یک گلوله/ معصومه سپهری؛ ویراستار: محمدمهدی عقابی؛ تصویرگر: سعید