شوهرم اختلاس کرده و نان حرام به خانه آورده - شفاف
سایر خبرها
پرونده کلاهبرداری قرن در هاله ای از ابهام
تومان است. پرونده کلاهبرداری این شرکت کارآفرین که در سال 91 با مجوز جهاد کشاورزی ملارد صادر شده بود، با دستور دادستان کل کشور، برای رسیدگی به تهران ارجاع شد. حالا یک سال از شکایت مالباختگان می گذرد و هنوز خیلی از آنها به اصل پولشان نرسیده اند. مرضیه قارونی زن جوانی که برای گرفتن حقش از اسلامشهر به تهران آمده، درباره این ماجرا گفت: چند سال پیش پرستار یک پیرمرد شده بودم، وقتی در خانه آنها بودم
قاضی صلواتی ختم دادگاه 4 زورگیر شرور را اعلام کرد
بانکی می خواهم به بانک مراجعه کنم به همراه چند نفر این کار را انجام می دهم.وی ادامه داد: با این اتفاق در شرایط حاضر از صدای موتور و همچنین آمدن یکباره اشخاص به پشت سرم وحشت دارم و حتی از سایه خودم هم می ترسم. شاکی متهم ردیف اول درباره خواسته اش از دادگاه تصریح کرد: هر تصمیمی که دادگاه بگیرد احترام می گذارم.همچنین وی در پاسخ به این سوال قاضی دادگاه که شکایت شما همچنان برقرار است گفت: بله شکایتم
بیمارستانی در تهران / دوربین بیمارستان پرستار را لو داد!
ادامه داد: آن روز در فرصتی مناسب کیف همکارم را به سرقت بردم اما اصلا متوجه دوربین مداربسته نبودم!با همه پول ها که 2 میلیون تومان بود و پول های عابر بانک ها سکه و طلا خریدم. می خواستم در فرصتی مناسب طلا و سکه ها را بفروشم اما فکر نمی کردم دستگیر شوم و ماجرا لو برود. پس از اظهارات این زن جوان، بازپرس پرونده با صدور قرار قانونی وی را روانه بازداشتگاه کرد که چند روز بعد وی با سپردن قرار وثیقه آزاد شد.
از حضور شاه در مجلس همجنس بازی تا مشکل فاحشه سوئدی و قتل معشوقه + سند
پلیس بود ولی افراد کنجکاو علیرغم هر چیز اطراف خانه را بررسی می کردند. کسانی که جنازه را دیده اند می گویند با لباس شب نبوده بلکه لباس تابستانی به تن داشته است. گیلدا در عین حال هیچگونه نامه ای از خود بجا نگذاشته و اسراش را با خود به گور برده بود. شاید اگر گیلدا نمی مرد و در ویلای مزبور به زندگی خود ادامه می داد عشق شاه را نیز فراموش می کرد ولی مرگ اسرار آمیز زن جوان کارها را زیر رو کرد
ماراتن خبرهای آزار جنسی کودکان!
دست او سپردیم اما روز حادثه وقتی به خانه آمددیدم بدنش خونی است. اول نمی خواست حرفی بزند؛ وقتی خیلی پیگیر شدم گفت چون در بازی فوتبال با تیم رقیب باخته اند مربی شان آنها را کتک زده است. وقتی موضوع را با خانواده های دیگر در میان گذاشتم متوجه شدم فقط پسر من نبوده بلکه 13 کودک دیگر نیز مورد آزار و اذیت این معلم قرار گرفته اند. بعد از اینکه 14 خانواده از این معلم شکایت کردند، معلوم شد این پرونده فقط به
اتهام دخترربایی 24 روز پیش از اعدام یک شرور
کردند و از سوی قاضی دادگاه من و دوستم مفسد فی الارض شناخته و به اعدام محکوم شدیم. پرونده ما برای تأیید به دیوانعالی عالی کشور رفت و حکم تأیید شد و قرار است که 24 روز دیگر اعدام شوم. حتی در زندان دو بار دست به خودکشی زدم اما نجاتم دادند، دیگر از این زندگی خسته شده ام و می خواهم راحت شوم. شب گذشته نیز در بازداشتگاه پلیس آگاهی دو تا تیغ خوردم تا خودکشی کنم اما نشد. وی ادامه داد
گرگ شب در کمین دختران دانش آموز+عکس/گلدوزی لباس ظریف سوژه رسانه ها شد +عکس
بیماری اش نزد پزشک برود؛ همیشه باید فضای خانه ام را با اسپند و خوشبوکننده هوا معطر نگه دارم تا کسی متوجه بوی نامطبوع نشود زخم های روی دلم بیشتر از زخم های روی دستم است و نمی دانم به دو دخترم که بزرگ شده اند چه پاسخی بدهم. دیگر چاره ای جز طلاق برایم نمانده به همین خاطر تقاضای طلاق دادم. شایان ذکر است با راهنمایی های مددکار اجتماعی کلانتری، قادر حاضر شد برای درمان بیماری اش اقدام کند و بدین ترتیب زن جوان
فروش قرص مرگ تنها با 10 هزار تومان!
ارسالی به دخترک گفته بود که قرص برنج بخوریم، تو در خانه خودت و من هم در خانه خودمان. اما بعد از این که دختر اقدام به خودکشی کرد با شکایت خانواده اش متوجه شدیم مردی که با او رابطه پنهانی داشته است تن به این کار نداده بود.به همین دلیل او را بازداشت کردیم. زیرا به استناد بند (ب) ماده 15 قانون جرایم رایانه ای هرکس از طریق سیستم های رایانه ای یا مخابراتی یا حامل های داده، افراد را به ارتکاب جرایم منافی
خاطرات منتشر نشده بهزاد نبوی: کولر خانه مهستی را من نصب کردم!
یکی از دوستانم خبر داد که تحت تعقیب است. لذا ما چهار نفری که کادر اصلی گروه بودیم، تصمیم گرفتیم مخفی بشویم. به این ترتیب از خردادماه آن سال زندگی مخفی من شروع شد. به خانواده ام هم گفتم: به مسافرت می روم در ابتدای دوران مخفی شدن نه خانه ای داشتیم نه یک شغل پوشش برای خود انتخاب کرده بودیم... برای اینکه در زندگی مخفی موفق شویم، چند روزی را به قبرستان های دولت آباد، واقع در جاده شهرری رفتیم. الان در
مانیفست نداده ام که بچه دار نشوید/ نسل دهه 60 و ترسِ از مسئولیت
اما واقعا این ماجرا اصلا مساله ساده ای نیست که به راحتی اتفاق بیفتد. در دوره ای که دارد به همه توصیه می شود که بچه دار شوید باید آگاهانه این تصمیم گرفته شود چون اصلا اتفاق ساده ای نیست. *تردید و ترس زوج داستان زمانی که متوجه می شوند برای حفظ سلامت زن باید بچه دار شوند، خیلی زیاد است. عکس العمل اینچنینی در برابر اتفاقی که این دو انتظارش را ندارند به نظرتان کمی زیاد نیست؟
آدمخوار کماندار ،قاتل سریالی زنان
سن دارد و آخرین قربانی اش را جلوی مدار بسته به طرز فجیعی به قتل رسانده به خاطر کشتن سه زن خیابانی در دادگاهی در انگلیس متهم شناخته شد.آقای اوپن شاو قاضی این پرونده جنایت های این مرد را وحشیانه توصیف کرد. او اکنون باید بقیه عمرش را به خطر این جنایت هایش پشت میله های زندان بگذراند. خانواده های قربانیان این مرد که در دادگاه عالی لیدز حضور داشتند از جزئیات قتل عزیزان خود آگاه شدند. آدمخوار
آزار و اذیت و قتل کودک 4 ساله توسط مرد جنایتکار!!
گوارشی خود داشت، صندلی ماشین را کثیف کرده است. در حالیکه همچنان در توهم مصرف شیشه بودم، ابتدا چند ضربه به سر و صورتش زده و سپس برای آنکه صدای گریه کردنش را قطع کنم، گردنش را گرفته و آنقدر فشار دادم تا صدایش قطع شد. در آن زمان متوجه شدم که آتیلا دیگر نفس نمی کشد. بلافاصله خودم را به خانه رسانده و از پدر و مادرم درخواست کردم تا آتیلا را به بیمارستان برسانند و خودم نیز در خانه منتظر بازگشت آنها ماندم تا
افشای جنایت قتل عام خانوادگی
جاسازی و به شهرستان محمودآباد در استان مازندران منتقل و در کنار دریا دفن کرده است.در ادامه با توجه به اظهارات زن جوان، هماهنگی های لازم با قاضی کشیک دادسرای عمومی و انقلاب رباط کریم انجام و مأموران کلانتری با مراجعه به محل سکونت مجید در شهر جدید پرند شهرک آفتاب، در ساعت 20، دوم آذرماه اقدام به دستگیری وی کرده که متهم در اظهارات اولیه خود به ارتکاب جنایت در منزل پدری خود واقع در شهر جدید پردیس اعتراف
انتظار آرمان شهر، سینمای ایران را زنده می کند
سرویس فرهنگی و هنری بی باک ؛ بخش سینما، تئاتر و تلویزیون: بی باک: روایت معتبری هست که می گوید داوود میرباقری بعد از چند ماه فیلم برداری مختارنامه به تصمیم جدیدی در زندگی اش رسید: خانه ای در همان حوالی محل فیلم برداری گرفت و خانواده اش را با خود به آنجا برد تا دیگر همه ی وجودش برای مختارنامه باشد. بعد از ده سال، مختارنامه به تلویزیون ایران آمد و آن چیزی که بیشتر از همه چیز ایرانی های
نقل قول های جالب عَلَم درباره وضعیت وخیم کشور در دوران پهلوی
سازمان برنامه و بودجه سال های پایانی رژیم پهلوی هرگز نفی نمی کند که دبیرستان ها- آن هم در تهران- چند نوبته بوده است؛ البته علاوه بر این به دلیل تنگنا های اقتصادی مردم قشر قابل توجهی از جمعیت دانش آموزی تهران در آن دوران هرگز امکان ادامه تحصیل را نمی یافتند. همچنین مسئول تاریخ شفاهی هاروارد به دلیل گرایش ها و تمایلاتش موضوع را کمی تعدیل کرده است وگرنه در تهران تعداد چشمگیری از دبیرستان ها چهار نوبته
زنی که شیطان را درس میداد(عکس)
صمد گریخته اند. همسر مقتول گفت: 10 سال قبل با صمد ازدواج کردم. مدتی قبل شوهرم به عنوان سرایدار در این شرکت استخدام شد و برای زندگی اینجا آمدیم. ساعتی قبل شوهرم به حمام رفته بود که دو مرد ناشناس وارد خانه شدند. وقتی شوهرم متوجه شد، از حمام بیرون آمد و با آنها درگیر شد. مهاجمان ابتدا شوهرم را به قتل رساندند و بعد دست و پای ما را با طناب بستند و مقداری پول و طلا های مرا سرقت کردند و
شکاف یک تراژدی تمام عیار برای تماشاچی+فیلم
و ممنوع الخروج شدم. در این موقعیت چند راه داشتم؛ اول اینکه به اپوزیسیون تبدیل شوم، که اصلا کار من نیست. کار من هنر است نه سیاست. دیگر اینکه به آن طرف مرزها بروم که بازهم کار من نیست. چون اعتقاد دارم حرف خانه به همسایه ربطی ندارد. من ممنوع الکار بودم. اما دوسال در این مورد مصاحبه نکردم. البته به دلیل ترس نبود. چون دنیا از من استقبال می کرد. باور من این است که اینجا ریشه دارم و اینجا باید
یانی: همیشه شیفته ایران و تاریخش بوده ام
مختلف، این باعث شد تا موسیقی چیزی باشد که دیگر از آن لذت نمی بردم، در نتیجه کارم را متوقف کردم. وقتی متوقف شدم، مطمئن نبودم که هرگز می خواهم به موسیقی برگردم. یک سال از زندگی ام را سپری کردم بدون اینکه حتی یک بار پیانو بنوازم. در نهایت، دوباره خودم را بازیابی کردم و عشق به موسیقی را دوباره دریافتم و مانند یک دوست قدیمی، موسیقی به زندگی من بازگشت. وقتی به موسیقی برگشتم، متوجه شدم که از آن بیش از هر
بسته اجاره ، نیامده به بایگانی رفت
اجاره تهیه کنم. وی ادامه داد:برای این آپارتمان 30 میلیون تومان پول پیش داده و ماهی 350 هزار تومان اجاره خواهم داد اما خدا را شکر و در حال حاضر خیلی خوشحال هستم. وی ادامه داد:وقتی وارد این بنگاه شدم موجر به من گفت که اگر پول نقد داری و تا فردا می توانی پول را به من برسانی این خانه را به تو اجاره می دهم. *تنظیم قرارداد اجاره دو ساله شدنی نیست اکبری یکی دیگر از
تعرض دو مرد به نوعروس در خودرو مسافرکش
سرعت به مسیر خود ادامه می داد. زن جوان ادامه داد: من ابتدا فکر می کردم آن دو نفر قصد دارند سرقت کنند اما وقتی به مکان خلوتی رسیدیم متوجه نیت آنها شدم و التماس کردم کاری با من نداشته باشند به آنها گفتم متاهل هستم و تازه ازدواج کرده ام از آنها خواهش کردم زندگی ام را خراب نکنند اما دو مرد به زور به من تجاوز کردند بعد هم پول ، طلاها و تلفن همراهم را از من گرفتند و مرا رها کردند. مریم در ادامه صحبت هایش
غذا سوخت، نوعروسم را کشتم!
جنایت گفت: روز حادثه در حال استراحت در خانه بودم و همسرم در آشپرخانه مشغول پختن غذا؛ چند لحظه بعد متوجه بوی سوختن غذا شدم و همین باعث شد از خواب بیدار شوم. خیلی عصبانی شدم که همسرم غذا را سوزانده بود برای همین با وی درگیر شدم و به او سیلی زدم. بعد از آن با کمربند او را کتک زدم. وی افزود: وقتی درگیری تمام شد مواد مصرف کردم و سپس به آشپزخانه رفتم تا برای خود غذا درست کنم. در همین هنگام همسرم به آنجا
در بختک گداگرافی نکردم/ مرغ عشق نخ تسبیح سه زن از سه نسل
برای انتخاب سوژه دختربچه چند مورد دیگر را هم مد نظر داشتم که در نهایت به شکیلا رسیدم بنابراین از قبل می دانستم که چه کسانی قرار است در فیلم باشد و خانواده ها را مشخص کرده بودم. *در فیلم داستان سه زن در سه مقطع زمانی میانسال، جوان و کودک روایت می شود که نخ تسبیح ارتباط آنها با هم دو مرغ عشق هستند. به این معنی که مخاطب با حضور مرغ عشق ها در خانه زن اول وارد داستان شده و بعد به واسطه حضور
خاطرات همسر هاشمی از حضور ملک عبدالله در خانه شان (+عکس)
ایتام داشتید؟ بله در آفریقا رفتیم. * شما به چند کشور سفر کردید؟ ترکیه، سوریه، کشورهای آفریقای جنوبی، سنگال و کلاً جاهایی که آقای هاشمی می رفت، ما هم می رفتیم. * در تمام سفرها با ایشان می رفتید؟ بله، همه سفرها را می رفتم. * شما زمان نلسون ماندلا به آفریقای جنوبی رفتید؟ همسرشان به استقبال آمد؟ نه، همسر نداشت، همسرش را طلاق
بیان خاطرات شهدای قزوین از زبان مادران صبورشان
، خانواده های آنان از جمله مادرانشان نیز برای موفقیت شان دعا می کردند تا پیروز شوند. احیا، حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت طلبی، زنده نگه داشتن یاد شهیدان و حفظ آثار آنان برای قشرهای مختلف جامعه به ویژه نسل جوان از اهداف بازگو کردن خاطرات دفاع مقدس است تا باورهای دینی و مذهبی آنان تقویت شود. مرور کردن خاطرات شهدا از زبان مادرانشان که سال ها بعد از شهادت آنان با این خاطرات زندگی
سوابق سیاسی مدیران برای من مهم نیست
باتجربه شدیم و به تدریج یک گزارش واقعی از وضعیت کشور متفاوت با آنچه که گوش ما در این مدت عادت داشته ارایه می کنیم اما به وزرا توصیه کردیم که از جوانان و بانوان و نخبگان استفاده کنند و من نیز از ظرفیت و توانمندی بانوان استفاده خواهم کرد چرا که هیچ فرقی بین زن و مرد در خصلت، هنر، علم، تقوا و نزدیکی اش به خدا و خدمت به مردم وجود ندارد.رئیس جمهور خطاب به کارکنان وزارت کشور ادامه داد: ما امیدواریم وزارت
سینمای ایران هنوز هیچکاک زده است
دولت قبلی بود و وقتی من به آنجا رفتم، گفتم انرژی نسل من هدر رفت، انرژی نسل جدید را هدر ندهید. آنجا اعلام کردند که هدیه ی من پنج سکه ی طلاست، اما وقتی به خانه آمدم و در جعبه را باز کردم، دیدم تنها سه سکه در درون آن قرار دارد. وقتی به رئیس آن قسمت زنگ زدم و گفتم من پول و سکه نمی خواهم، آبروی ما به خاطر حضور مهمانان خارجی در میان است. اگر این اشتباه برای آن ها هم پیش آمده باشد خیلی زشت است، پاسخ
دختر 8 ساله، قربانی عشق خونین برادر
او را بیشتر از من دوست داشتند برای همین هم این فکر به ذهنم رسید. مهرداد در ادامه اعترافاتش گفت: روز حادثه فهمیدم سوسن برای بازی با بچه های دایی ام به خانه آنها رفته است. برای همین راهی آنجا شدم و دیدم خواهرم به تنهایی در کوچه مشغول بازی است. او را به بهانه گردش به محل خلوتی کشاندم و بعد سعی کردم النگوهایش را دربیاورم، اما سوسن شروع به سروصدا و گریه کرد. من آن لحظه خیلی ترسیده بودم، یک لحظه کنترل
رضا علاء الدین: تمام ساخت و سازها قانونی است (+سند)
هم تعطیل کنیم هیچ اتفاقی برایشان نیفتد. اکثر مغازه ها به صورت اقساطی و توسط چهار- پنج نفر خریداری شده است. کسانی که زندگی یشان را برای خرید همین مغازه ها گذاشتند، از فروش خانه پدری، طلای زن و بچه گرفته تا قرض های کلان. علاءالدین درباره سیستم فروش مغازه ها می گوید: من روشم فروش اقساطی است، 15 تا 20 درصد مبلغ مغازه را به عنوان پیش پرداخت در چند مرحله دریافت می کنیم و باقی را از 50 ماه به
ماهیت ایدئولوژیک روشنفکری ایرانی از ابتدا تا انتها
/> تسنیم: آقای افخمی، درست یک سال پیش در همین روزها گفتگویی با هم داشتیم. اگر خاطرتان باشد سؤال آخرم این بود که شما همچنان برای جامعه سینمایی و رسانه ای ایران مبهمید و شما گفتید که اتفاقاً وظیفه داستان گو مبهم بودن است. چند روز پیش دیدم که شما مصاحبه ای با ماهنامه نقد سینما داشتید و گفتید که حالا احساس می کنید دستتان رو شده است، فکر می کنم با ساخت روباه فیلمی درباره ماجرای هسته ای ایران دیگر
طمع دین محمدی برای لژیونر شدن
ناراحت بودم و خیلی اذیت شدم. پس از آنکه چند مدت گذشت متوجه شدم که فشار وارد شده به من بر اثر ناراحتی بسیار زیاد است. حتی در مقطعی افت کردم چرا که شرایط روحی مناسبی نداشتم و مرتب به خودم می گفتم اگر در تصمیم گیری ام دقت کرده بودم، شرایطم بسیار متفاوت بود. اگر من هم اکنون 50 بازی ملی دارم، تعداد زیادی از این بازی ها مربوط به زمانی است که در شهرداری و تراکتورسازی تبریز بودم. مطمئنا اگر در این دوره برای