، در آسمان پیدا بود. به دشمن رسیدیم. تعدادی از عراقی ها می خواستند فرار کنند که تیرهای ما آن ها را زمین گیر کرد. عراقی هایی که دورتر بودند، هم چنان به طرف ما تیراندازی می کردند. یکی از سربازان به نام زارع فریادی زد و افتاد تیر به کمرش خورده بود. سریع بالای سرش رسیدم. زخمش را بستم و او را سوار نفربر کردم. صدای الدخیل عراقی ها بلند شد. دست هایشان را بستیم. یکی از آن ها که آرم هلال احمر را بر بازویم
عربستان، از سال 2012 تاکنون، حدود 502 نفر بر اثر ابتلا به ویروس کرونا یا همان مرس در این کشور جان باخته و 1115 نفر مبتلا شدند که 19 مورد مرگ در هفته قبل از آن، یعنی اوایل شهریورماه ثبت شد. حالا همین آمارها 2 میلیون مسلمان از سراسر جهان را به فکر انداخته است. گفته می شود عربستان در میان تمام کشورهای دنیا، بیشترین خسارت را از ابتلا به ویروس کرونا متحمل شده است. هشتم شهریورماه بود که
عمومی جمعیت هلال احمر، کمیته بین المللی صلیب سرخ به عنوان یک میانجی بی طرف و به درخواست طرفین، از آغاز درگیری ها در اوایل فروردین سال جاری با همکاری جمعیت هلال احمر یمن و پشتیبانی مقامات محلی، در حالی به جمع آوری بیش از 407 جسد اقدام کرده که بازیابی، مستندسازی و تعیین هویت اجساد از مسئولیت های اصلی مقامات محلی و طرف های درگیر است.
از دیگر مسائل رنج آور و اسفبار دانستند و تاکید کردند که باید در قانون، این گونه اقدامات جرم تلقی شوند و افراد سوء استفاده کننده بی هیچ اغماضی مورد تعقیب قضایی قرار گیرند و اگر در دستگاه ها نیز کوتاهی انجام گیرد، باید با عوامل این کوتاهی هم به شدت برخورد شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: مساله محیط زیست، مساله این دولت یا آن دولت، مساله این شخص یا آن شخص و مساله این جریان و یا آن
حضور مخلصانه پزشکان و پرستاران فداکار و بسیجی در دفاع مقدس که در روزهای آتش و خون در قالب تیم های اضطراری در خطوط مقدم نبرد، بیمارستان ها و درمانگاه های صحرایی به رفع آلام مجروحان می پرداختند، زمینه ای شد تا پس از جنگ تحمیلی این حاملان پیام پایداری و استقامت به عنوان بخشی از بدنه تنومند بسیج، به منظور اعتلاء و اشاعه فرهنگ مقدس و معنوی ایثار و شهادت در جامعه پزشکی و دانشگاهی کشور و ثبت و انتقال
اصرار زیاد از او خواستند شام را همانجا بماند؛ ولی قبول نکرد. گفت: توی مسجد شمس الشموس هم برنامه دارم. باید برم دیر می شه از شهرک ابوذر تا مسجد شمس الشموس که طرف دیگر شهر بود کلی فاصله بود. با این حرف دیگر به خودمان اجازه ندادیم بیشتر اصرار کنیم. بدون معطلی موتورگازی اش را گذاشتیم عقب وانتی تا به برنامه بعدی اش برسد. موقع خداحافظی، کیوانلو یکی از بچه های بسیج طاقت نیاورد پرسید: حاج آقا برونسی