اقدام وحشتناک یک مادر در حق کودک 2ساله اش - تیتر ۱
سایر خبرها
خواهشمندم جواب آزمایش را زودتر اعلام کنید!
به من می گفت باید صبر کنم. او زنده است و بزودی ملاقاتش می کنم. با این امید که یک روز او را می بینم به زندگی ام ادامه دادم. هر بار که زنگ خانه مان به صدا درمی آمد سراسیمه به خیابان می آمدم تا شاید خبری از علی برایم بیاورند، اما انگار دیدار فرزندم یک رویا شده بود. این 11 سال بسختی برای من و خانواده ام سپری شد. حالا مطمئنید این پسر سیزده ساله، علی است؟ اوایل دی امسال روزنه ای از امید در دلمان روشن شد
بررسی پرونده غم انگیز یک نوزاد
حادثه مرگبار، تنها منبع درآمد خانواده، موتور و کودک بی نام بودند، با این حال قبول کرده بود امیر مدتی در خانه او میهمان باشد. خواهر امیر می گوید: نمی دانم چرا امیر از خانه من رفت. شاید به این خاطر که می دید من یتیم دارم و خودم نمی توانم خرج خودم را دربیاورم. وقتی نوجوان بودم ازدواج کردم و شوهرم چند سال بعد به خاطر بیماری قلبی فوت شد؛ حالا مستمری او را می گیرم اما بیشتر امیر به داد ما می رسید و پول
همکارانم زن مظنون را عریان کردند!
شوم. او صدایش را برای من بالا برد. واقعاً خشمگین به نظر می رسید. متوجه شدم که بی جهت عصبانیت به خرج می دهد و اصلاً به توضیحات من گوش نکرده است، بنابراین من هم عصبانی شدم و به او گفتم: می خوام خودمو بکشم... اصلاً منظورتونو نمی فهمم... از جون من چی می خواین؟... علت عصبانیتم این بود که برای بردن بچه به فرودگاه مراجعه کرده بودم اما در عوض خودم را در معرض بازداشت می دیدم. چهار پنج نفری بر سر من
قتل دختر 20 ساله فراری به دست برادر
ماموران پلیس آگاهی شهرستان ایرانشهر استان سیستان وبلوچستان در پی شکایت زنی که مدعی بود دختر 20ساله اش به طرزی مشکوک فوت شده و جسد او را به صورت غیرقانونی در قبرستان شهرستان ایرانشهر دفن کرده اند، بررسی را آغاز کردند و به بازجویی از اعضای این خانواده پرداختند. با توجه به اظهارات ضدونقیض این افراد مشخص شد فوت دختر جوان طبیعی نیست. همچنین معلوم شد این دختر به ماده مخدر شیشه اعتیاد داشت و حدود سه ماه
اظهارات متناقض عاملان توطئه خانوادگی!
؟متهم: نه من آن شب به خانه آنها نرفته بودمدر ادامه دادگاه سمیرا در جایگاه قرار گرفت و در تشریح شب حادثه گفت: پس از اینکه پدرم را کشتیم حامد به خانه مان آمد و با کمک مادرم پدر را دفن کرد.قاضی عبداللهی سپس از پسر 8 ساله مقتول خواست در خصوص شب حادثه و ارتباط مادرش با حادثه توضیح دهد که محسن پس از قرار گرفتن در جایگاه گفت: من شب حادثه هیچی ندیدم اما حامد بعضی روزها غروب به خانه ما می آمد و مادرم از ما
همدستی 2 خواهر برای قتل داماد
این بار گفت: من و شوهرم مدتی بود بر سر مسائل مختلف با هم درگیری و اختلاف پیدا کرده بودیم. دیگر از دستش خسته شده بودم. بنابراین تصمیم به قتل وی گرفتم و موضوع را با خواهر چهارده ساله ام در میان گذاشتم که او با من در اجرای نقشه جنایت همراه شد. متهم به قتل اضافه کرد: روز حادثه من و خواهرم آبمیوه ای تهیه و آن را به سم آغشته کرده و به شوهرم دادیم که باعث مرگش شد. با اطمینان از مرگ او، به خانه
آیا حدیث میر امینی در ستایش3 بازی خواهد کرد؟
خداحافظ بچه را کار کرده بودم و آن کار هم تجربه خوبی برایم بود بنابراین وقتی پیشنهاد کار به من دادند دلیلی بر نپذیرفتن نداشتم. این را بگویم که مهرنوش دختری بلندپرواز است و آمال و آرزوهای زیادی را در سر می پروراند. زیاد از حد اهل ریسک است و مهم ترین تفاوتی که می توانم بین این شخصیت و دیگر نقش هایم قائل شوم، همین خودسر بودن مهرنوش است. وقتی پیشنهاد بازی در این سریال ارائه شد متن مانند همه
ساواک به لباس های این دختر 14 ساله هم رحم نکرد / در زندان از پتو به جای چادر استفاده می کردم / نامزدم را ...
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از " ره به ری " : سطر های ذیل بخش هایی از خاطرات سرکار خانم میرزا دباغ در خصوص روزهای تلخ حضور در زندان های رژیم پهلوی می باشد. آغاز مبارزات انقلابی وی که در “نوشتن متن” با هر دو دست تخصص داشته و دوستش (خواهر غلامعلی حدادعادل) به دوران نوجوانی باز می گردد که از طریق رادیو عراق ، اعلامیه ها و پیام های امام (ره) را نوشته و آنها را به مدرسه برده و به توزیع آنها می پرداخت. وی قبل از انکه دانش اموزان وارد مدرسه شوند با کمک دوستش این اعلامیه ...
زنی با ژن های مردانه صاحب نوزاد دوقلو شد+ عکس
کاشته شد و پزشکان گفتند، برای خانم هاینس 60 درصد شانس حاملگی وجود دارد، اما او باید برای آگاه شدن از جواب تا آزمایشی که قرار بود دو هفته بعد انجام شود صبر کند. بیشتر بخوانید: دولت بریتانیا لقاح مصنوعی یک پدر با دو مادر را بررسی می کند با این حال این آزمایش بعد از 10 روز انجام شد و به نگرانی این زوج خاتمه داد. هایلی هاینس می گوید: من خیلی مضطرب بودم و از سرم تا انگشت های پایم به لرزه
صحنه سازی برای یک جنایت
خرید نداشتم، به همین دلیل به خانه مادربزرگم رفتم و به او گفتم پول نیاز دارم. اما او گفت که پول ندارد و اگر هم داشت به من نمی داد. من نیاز به پول داشتم و او متوجه نبود، حرف هایش بیشتر اذیتم می کرد، عصبانی شده بودم. ناخواسته به طرفش حمله کردم و گلویش را فشار دادم. به خودم که آمدم متوجه شدم که او مرده است، می دانستم که پلیس خیلی زود مرا دستگیر می کند. به همین دلیل به فکر صحنه سازی افتادم
ربوده شدن نوزاد 8 ماهه از سوی زن ناشناس/ عکس
دستور شعبه یازدهم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران ، پرونده برای انجام تحقیقات تخصصی در اختیار اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .مادر "محمد طه" ، در اظهاراتش به کارآگاهان اداره یازدهم گفت : در حالی که پسربچه 8 ماهه خود را در داخل کالسکه و در مقابل در مغازه گذاشته و او نیز خوابیده بود ، برای لحظه ای کوتاه و برای خرید عروسک وارد مغازه عروسک فروشی شده بودم اما هنگام بازگشت از داخل مغازه با
بولتن موسیقی ؛ مجلۀ خبری روزانۀ موسیقی (18 بهمن)
دنیا می آید و حال این بچه نقشش ادامه دارد. او با اشاره به فیلم ها و سریال هایی که درکارنامه ی کاری خود دارد، گفت: پرواز در شب آقای ملاقلی پور ، فیلم نرگس خانم بنی اعتماد ، سریال گل پامچال ، سریال خاک سرخ آقای حاتمی کیا و سریال شوق پرواز که در این اواخر پخش شد ، از جمله کارهای بنده بوده است. همیشه در آنجایی که کاراکترهایی مثل مادر داشتیم بنده از هم خوانی خانم ها استفاده می کردم و هیچ وقت
چرا قدمان آب می رود
پسر قد بلند را می دیدم، دوست داشتم خفه اش کنم. گفتن این حرف ها برایم راحت نیست، حتی حالا. اما به شما می گویم. شاید به بقیه کمکی شود. امیر که قیافه اش نشان می دهد از بازگو کردن خاطرات گذشته، دل خوشی ندارد، ادامه می دهد: فکر می کردم بالاخره قد می کشم. 20 سالم شد و هنوز همان امیر ریزه بودم! هر کس هرکاری می گفت، انجام می دادم. باشگاه می رفتم. هزار جور چیز می خوردم اما هیچ فایده ای نداشت. دریغ
گروگان زن آمریکایی را چه کسی کشت؟
کرده و گفته که جسد گروگان آمریکایی زیر آوار مدفون است. اردن که در قالب عملیات نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا مواضع این گروه تروریستی را بمباران می کند انتشار بیانیه داعش را "تبلیغاتی جنایتکارانه" می داند. خانواده کایلا مولر، امدادگر 26 ساله آمریکایی که در تابستان سال 2013 در سوریه ناپدید شد، با صدور بیانیه ای از رسانه ها خواسته اند تا از انتشار یک طرفه ادعای گروه داعش مبنی بر
پرواز عاشقانه بهروز، 42 روز قبل از بهروزیِ وطن بود
خبر دیگر متوجه نشدم، وقتی چشم باز کردم در خانه شاطر حسین شهرستانی (همکار همسرم) بودم. هر کس در گوشه ای نشسته بود و گریه می کرد. شهادت بهروز و تعطیلی بازار با شنیدن خبر شهادت بهروز مردم مغازه ها را بستند و بازار تعطیل شد. جمع کثیری جلوی بیمارستان تجمع کرده و متظر پیکر به خون خفته بهروز بودند. با پخش شدن خبر شهادت یک کودک 8 ساله تعداد زیادی از کسانی که تا آن روز در راهپیمایی ها
دنیای مدرن چه بلایی سر مغز ما می آورد؟
/> پدر و مادر، در سکوت مشغول گوش کردن اظهارات حقیر بودند که ناگهان، مادر با خونسردی نظر من را تأیید کرد و آنگاه از حفظ و تنها متکی به حافظه خود، پنج شش صفحه ای از یک کتاب را با دقت قرائت کرد که تأییدکننده نتیجه گیری من بودند. راستش بسیار شگفت زده شدم و اصلا انتظار نداشتم که مادرم بعد چند دهه، هنوز هم به صورت کاملا دقیق، کتاب ی را که در جوانی خوانده بود، به یاد بیاورد، آنگاه به خودم
ناکارآمدی پهلوی، ثمره فساد در هم تنیده جنسی، مالی، سیاسی و اخلاقی و شخصیتی/ از قمار و رقص و شراب گرفته ...
کردند. شاه و خانواده اش هر سال ایام تعطیلات نوروز را گاه تا چهل روز در آمریکا به خوشگذرانی می پرداختند و پس از ساختن جزیره ی کیش، ایام نوروز را در این جزیره سپری می کردند. شاه همه ساله تعطیلات تابستانی را در نوشهر می گذراند ، [32] و تعطیلات زمستانی خود را که از اواسط دی ماه تا اوایل اسفند به طول می انجامید در سوئیس می گذراند. [33] بی دینی رژیم پهلوی پس از تثبیت پایه های حکومت
شقایق، مهراب و زندگی متفاوتشان (1)
بار تئاتر را تجربه کرده بودم، اما همیشه دوست داشتم زمانی به تئاتر بپردازم که با فراغ بال و آرامش بتوانم به آن برسم و طبیعتا در همه این سال ها زمانش پیش نیامد تا امسال که در تئاتر نمایش اسپانیایی بازی کردم. چه قدر تئاتر برایتان جدی است و دوست دارید ادامه دهید؟ - من تئاتر را بسیار دوست دارم سخت و جذاب است با آنکه نمی توان از آن توقع درآمد داشت، اما اگر نقش خوبی به من پیشنهاد بشود
حکم پرونده جنجالی قتل های محفلی کرمان صادر شد
متهمان قرار گیرد، با ارجاع مجدد پرونده به دیوان عالی کشور بالطبع پرونده به شعبه سابق ارجاع نخواهد شد و با توجه به اینکه دیگر شعبات کیفری دیوان نیز بالاتفاق معتقد به عدم مهدورالدم بودن مقتولان بوده اند، در این صورت رای پس از طی تشریفات، تایید و ابرام خواهد شد. روز 28 آبان ماه سال 81 زنی به نام عشرت به یک از مراجع انتظامی کرمان مراجعه کرد و گفت : شب گذشته دخترم به نام شهره نیک پور 28 ساله به همراه
گزارش تکان دهنده از تجاوز راننده آژانس به دختر 6 ساله !
روز بیشتر مشهود بود گفت: تا این که در 18 بهمن ماه سال گذشته در حالی که ساعتی از مراجعه فرشته به منزل می گذشت با تلفن همراه راننده جنایتکار تماس گرفتم و از او در مورد تاخیر سوال پرسیدم که وی ترافیک و پنچری لاستیک را علت این تاخیر عنوان کرد. مادر این دختر قربانی کودک آزاری، در ادامه اظهارات خود با بیان اینکه در هنگام تحویل فرشته دریافتم که این کودک شش ساله نمی تواند به درستی قدم بردارد گفت
توطئه دختر فیلمبردار در جشن تولدی در منیریه
. 5 مهر ماه سال جاری زن و شوهر جوانی به شعبه اول بازپرسی دادسرای منیریه تهران مراجعه کردند و خبر از سرقت جواهرات میلیونی خود دادند. زن جوان به بازپرس گفت: چند روز پیش تولد 3 سالگی دخترم را جشن گرفتیم. فقط دوستانم بودند. یک جشن تولد زنانه بود. یکی از دوستانم دختر جوانی به نام مینا را به عنوان فیلمبردار به من معرفی کرد و آن شب مینا نیز به جمع ما آمد تا از میهمانی مان فیلمبرداری
نیمکت خونین
کرده است خودم هم بچه را تحویل دادم تا قانون در مورد او تصمیم بگیرد. تا به حال با چنین مساله ای برخورد نداشتم. 14سالم بود که ازدواج کردم، زنم هم 14سالش بود ما صاحب پنج فرزند شدیم. سه دخترم را 13سالگی شوهر دادم و پسرم هم بعد از دوران خدمتش زن گرفت. محمد تنها فرزند خانه بود. رابطه خوبی داشتیم به خدا من بچه هایم را دوست دارم. هیچ وقت تنبیه اش نکردم، حتی به او نمی گفتم چرا نمره هایت کم شده
در این محله پایتخت کودکان عروس می شوند
رود.از خانه خارج می شویم و به سراغ آیدا ی 11 ساله می رویم. دخترک با دست های نحیف و سیاه شده از پوست گردو به سراغ ما می آید.درس نخوانده و کارهای خانه و نگهداری از پسربچه ی کوچک خواهرش را بر عهده دارد و هنوز به خواستگارش جواب نداده است. خواهرش 16 سال دارد و بعد از فوت شوهرش با یک بچه به اتاق اجاره یی مادر برگشته است. گردو می فروشد تا روزگار بگذراند.از آیدا و آروزهایش می پرسم که می گوید: آرزو دارم که
پدری که در 13 سالگی پدری می کند!!
توانی هزینه های پسرت را تامین کنی؟کم است اما پدر و مادرم کمک می کنند، مادر خانمم مستمری می گیرد. مادر خانمت خرجی از کجا می آورد؟پدرخانمم عمل قلب باز کرد اما فوت کرد. برج هشت. مادرخانمم دنبال کارهای مستمری است اما هنوز هیچی بهش ندادند. پدر خانمت چه کاره بود؟او هم کارگر بود. دوتا زن و ده تا بچه دارد. آنها هم زندگی شان پر از مشکل است. همه در زندگی شان مشکل دارند. همسر دوم عمویتان چند ساله است؟32 سال
قتل هولناک کودک 3 ساله برای انتقام گرفتن
، روز حادثه وقتی عرشیا را تنها در کوچه دیدم تصمیم گرفتم که انتقام خودم را بگیرم. او ادامه داد: عرشیا مرا می شناخت، مدت ها بود که در همسایگی آنها زندگی می کردیم. عرشیا را به خانه آوردم و سر او را در تشت پر از آبی کردم. بعد از آن که پسر سه ساله خفه شد جسدش را داخل کیسه ای گذاشتم و به آژانس زنگ زدم. به بهانه رفتن به خانه برادرم سوار خودرو شدم و در نزدیکی سطل زباله ای از راننده خواستم توقف کند. طوری
برسد به دست آقای احمدی نژاد
دهد. گفتم من مشکل مالی دارم 900تا تک تومانی تو جیبمه، بچه شهرستانم. حاج آقا گفت بدهید به حاج آقا حسینی بعد که رفت، حاج آقا حسینی گفت بیخود کردین اومدین،چرا اومدین. من از الموت قزوین اومدم، من سر کار دچار حادثه شدم. هشت ساله ازکارافتاده ام. تحت پوشش کمیته امداد بودم، قطع کردن. مدارکش هم همرامه گفتند سنت پایین است. رفتم کمیسیون پزشکی گفتن چون یک نفر آمده که پا نداشته تحت پوشش نرفته، تو
اینجا زنی در انتظار معجزه است+عکس
. طاهره نالید چرا؟! غریبه با خنده پرسید حالا منو شناختی؟ ضربه های آچار فرانسه اعصاب گوش چپ و چشم چپ طاهره را برای همیشه از کار انداخت اما او در آن لحظه چنان درد داشت که متوجه چیزی نبود. هنوز صدای گریه بچه ام را می شنیدم. منگ بودم. فکر کردم زن حالا باید فرار کند اما فرار نکرد. سعی کرد در سطل قرمز را باز کند. با خودم گفتم چرا می خواهد روی من شیره بریزد؟! تا خواست بجنبد، غریبه اسید
گنج ِپنهان
. همسرم گیزلا و دخترم سمیرا چندین بار به جزیره هرمز رفته بودند. یکی، دوبار هم من همراه شان رفتم. از نزدیک، فعالیت آقای دکتر احمد نادعلیان را دیدم. اما آن زمان به فیلم ساختن به این شکل فکر نکرده بودم. حتما در جریان هستید که بیش از سه سال صبر کردم تا فیلم قطار زمستانی را بسازم. فیلمی داستانی در مورد مهاجران لهستانی است که به ایران آمدند. استاد عزت الله انتظامی - که به ایشان ارادت دارم- به این فیلم
افشاگری بزرگ طایفه ریگی ها درایران
اشاره: بشیر احمد ریگی ، بزرگ طایفه ریگی ها در ایران است. هرچند در طول مصاحبه چند باری تاکید می کند که او را به رسم طوایف بلوچ سردار صدا نزنیم. بیشتر از وجهه سرداری اش، فرهنگی بودن و شهردار بودنش را دوست دارد. 22 سال سابقه شهرداری در میرجاوه دارد که 2 سالش مربوط به قبل از انقلاب است. در خانه اش واقع در روستای جون آباد در 80 کیلومتری زاهدان میزبانم می شود تا درباره یکی از اعضای طایفه اش
دروغ های مرگبار
. او حتی می گفت هر مشکلی که داشته باشم در حل آن کمکم می کند.دخترت چند سال دارد؟ یکسال و چهار ماه دارد اما وقتی که یاسمن او را دید و این حرف ها را به من زد دخترم هشت ماهه بود.در تمام این مدت چطور با یاسمن ملاقات می کردی؟ معمولا در میدان رسالت با هم قرار می گذاشتیم و من با ماشین دنبالش می رفتم. او با مترو می آمد.آیا هیچ وقت او را به خانه شان نرساندی تا نشانی واقعی اش را بفهمی؟ نه معمولا بعد از ملاقات