. از آنجایی که من با این پرونده های اعدام و قصاص خیلی سروکار دارم و توجیهات اولیای دم را می بینم، فکر می کنم روحیه انتقام همچنان در جامعه ما وجود دارد. حالا پیوندی که در بحث دکتر بخارایی با بحث خود می بینم این سؤال است که آستانه تحمل یا تحریک پذیری چرا اینقدر پایین آمده است؟ چرا خودکنترلی ضعیف شده است؟ یکی از دلایل اصلی بالا رفتن آمار خشونت همین است که خودکنترلی پایین آمده است. در مورد
حالا دیگر برای من تشخیص شان از هم به کلی ناممکن بود. (صفحه 137) در فرازهایی که رودلف از جنگ اول برگشته و نزد زن عمویش (همسر عموی الوات اش) می رود، زن ژاکت کهنه عمو را به او می بخشد. توجه داریم که زن عمو شخصیت مهربانی نیست و از زندگی و شخصیت لاابالی عمو هم متنفر بوده است. شخصیت عاصی و بیچاره ای مثل همه مردم آلمان آن روزگار دارد. یکی از جملات مهمی که باید در جمع بندی کتاب و شخصیت پردازی رودلف در
قطعه حرف آخر وزن ندارد؟ بحث فروغ و براهنی هم همین وزن نداشتن شعر شاملوست. راجع به این قضیه حرف زدن بحث کمی پیچیده است، اما به نظر نمی آید که اصلا خود شاملو علاقه مند باشد که بگوید شعر من وزن دارد. طرفدارانش اصرار دارند اشعار او دارای وزن پنهان است اما همانطور که در مستند هم گذاشتم، خود شاملو صراحتاً می گوید وزن یه مقداد شارلاتانی توش داره! و می گوید هیچ نیازی به وزن در شعر نیست و تنها و
اصرارهای دختر برای قصاص مادر جنایتکارش که با خوراندن قارچ سمی شوهر و پسر خردسالش را کشته بود به ایستگاه اعدام رسید و این زن خیره به چشمان دخترش به دار آویخته شد. صبح یکی از روزهای تابستان سال85 ماجرای مرگ مرموز مرد جوانی و پسر 5ساله اش به پلیس 110شهر مراغه گزارش شد و تیمی از کلانتری برای رسیدگی وارد عمل شد و با جسد بی جان آنان که در رختخواب خود به کام مرگ فرو رفته بودند روبه رو شدند
و در بررسی ها مشخص شد که فریده پس از قتل فرشاد فراری شده و تغییر مکان داده است و احتمال می رفت عامل این جنایت زن افیونی باشد. ردزنی های پلیس برای به دام انداختن فریده کلید زده شد و ماموران با تحت نظر قرار دادن محل هایی که احتمال تردد این زن وجود داشت موفق شدند وی را در یک پارک دستگیر کنند. فریده در همان بازجویی های نخست ادعا کرد در این جنایت بی گناه است و پسرش مسعود عامل این
خود باشد و حقیقت ماجرا را بازگو کند به تشریح جنایت خود پرداخت و گفت: ح-ش هستم 42 ساله که پنج فرزند و سه همسر دارم. اختلاف من و برادرم از شهریور سال گذشته هنگامی شروع شد که فهمیدم برادرزاده ام به دختر چهار ساله ام توهین زشتی کرده است. آن شب موضوع را به زن برادرم گفتم، اما برادرزاده ام از چنگم گریخت و با موزاییک ضربه ای به سرم زد. بعد از این ماجرا اختلافات و درگیری های ما شروع شد که پس از یک نزاع