توطئه دختر فیلمبردار در جشن تولدی در منیریه - برگزیده ها
سایر خبرها
رمزگشایی از مرگ سرمایه دار بزرگ ایرانی در تهران
به گزارش جنوب نیوز؛ به نقل از ایران، در سال 1389 محمدحسین کانجی با همسر و پسر ناتنی اش برای سرکشی به یکی از هتل های خود راهی مشهد شد و در 85 سالگی دچار سکته مغزی شده و به تهران بازگردانده شد. وقتی 48 ساعت بعد از بازگشت به تهران مرد ثروتمند به بیمارستان مهراد انتقال یافت، پزشکان متوجه شدند خانواده کانجی با وجود اینکه می توانستند وی را در مشهد و بلافاصله پس از سکته مغزی به بیمارستان انتقال دهند اما با تأخیر اقدام به این کار کرده اند و کانجی به کما فرو رفته است. ت
این سارق زورگیر را شناسایی کنید +عکس جهت شناسایی
یکی از مالباختگان پس از حضور در پایگاه پنجم و شناسایی متهم , در شکایت خود عنوان داشت که متهم هفتم خردادماه امسال و در منطقه یافت آباد به همراه همدستش و با تهدید چاقو اقدام به سرقت دستبند طلای وی کرده است.تازه دامادی که شب پیش از مراسم جشن ازدواجش توسط متهم مورد سرقت و زورگیری قرار گرفته بود نیز پس از حضور در پایگاه پنجم سیروس را به طور کامل مورد شناسایی قرار داد.تازه داماد پس از حضور در پایگاه پنجم
چانه زنی بر سر بخت
شود. این دسته پرونده ها بسیار هم راحت هستند و هر وکیلی به راحتی می تواند آن را بپذیرد. پول خوبی هم می توانند از این راه به دست بیاورند چون نتیجه دادگاه به نفع موکل در نهایت رقم خواهد خورد. وقتی تمام حرمت ها شکسته می شود سندی که دختر و پسر در هنگام عقد اجرا می کنند، سند نکاهیه و لازم الاجراست. این سند حتی بدون اینکه نیاز به رای دادگاه داشته باشد، در دفاتر اسناد رسمی هم قابل
دو حدیث آخرالزمانی از زبان دو شیعه آلمانی/ از مونستر آلمان تا قم/ رفتار متفاوت خادمه سیده معصومه با لی لی
شریک کند. روشنی لوسترهای بزرگ و تلألؤ آیینه کاری ها، کمرنگیِ صورت لی لی را چند برابر کرده بود. لی لی از هل دادن زن ها آزرده بود: چرا جایی که برای آرامش گرفتنه٬ انقدر همه ناآرومند؟ مشهد اینطوری نبود. خیلی ها از کشورهای حاشیه خلیج فارس آمده بودند. احتمالاً امروز چون هوا خوبه٬ شلوغ تر شده. برای اقامۀ نماز جماعت به طبقه بالای حرم رفتیم و از آن بالا، پایین را نگاه کردیم تا شیخ حسین
نجات دختر 2 ساله از چاه 13 متری
زن 45 ساله روستایی در لرستان، در یک اقدام شجاعانه دختربچه دوساله همسایه اش را که درون چاه آب 13 متری سقوط کرده بود نجات داد و به او جانی دوباره بخشید. مادر این کودک درباره چگونگی وقوع حادثه گفت: سمانه به همراه خواهر بزرگترش در حیاط خانه مشغول بازی بود که ناگهان متوجه سقوط او به درون چاه شدم. وی در ادامه افزود: در پی این حادثه به سرعت موتور دینام را از برق جدا و به امید یاری کسی در حیاط خانه با
پناهیان: تمام اروپایی ها باید بدانند که مادر امام زمان ما یک اروپایی است
انسان ها را دستِ کم بگیریم. بعضی ها اساساً به انسان ها به عنوان ربات هایی نگاه می کنند که برنامه ریزان مختلف(مثلاً پدر و مادر، آموزش و پرورش و...) برای آنها برنامه ریزی می کنند؛ ولی این نگاه درستی نیست. زیرا هر انسان از دنیای پیش از تولد با خودش دارایی هایی به همراه می آورد. کمااینکه خداوند می فرماید: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها (شمس/8) خیلی الهامات به انسان شده است، منتها ما باید قدرت و
بیم وامیدهای یک مادر برای جداسازی دوقلوها
ناراحت شدم اما از سوی دیگر چون توکل واقعی و از صمیم قلب به خدا داشتم می دانستم راهی برای جداسازی وجود دارد. 6 ماه گذشت با اینکه شرایط سخت بود و فرزندانم هر روز بزرگتر می شدند اما هیچ وقت امیدم را از دست ندادم تا اینکه در 20 مرداد ماه سال جاری هنگام عمل متوجه شده بودند که دیافراگم و قسمتی از پرده قلب نیز دچار چسبندگی است اما نسبت به دوقلوهایی که در گذشته مورد عمل جداسازی قرار گرفته بودند شرایط بهتری
رابطه سه کودک آزاری با پرونده اسید پاشی آمنه
بخورد. ارتباط آزار نیما و هاینه و باربد با سرنوشت تلخ آمنه در همین نقطه است. اگر دستگاه قضائی با اقتدار و جدیت حکم اسلام و قانون را اجرا می کرد و آن را علنی می ساخت امروز این کودکان معصوم و ده ها و صد ها دیگر که صدایشان به گوش همسایه نمی رسد تا آنها را به بیمارستان ها منتقل کنند، زیر دست و پای والدین بی رگ و خون بدنشان نمی سوخت و صورتشان کبود و استخواشان خرد نمی شد. ریشه همه این
آزار جنسی دختر 18 ساله توسط شوهر خواهر!!
روز نو : در پی شکایت زن جوانی مبنی بر اینکه توسط همسر خواهرش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، پرونده ای در یکی از شعب دادگاه کیفری استان تهران تشکیل و مأموران انتظامی تحقیق درباره این ماجرا را آغاز کردند. این دختر نوجوان به طور مکرر در هر فرصتی مورد آزار جنسی از سوی همسر خواهر خود قرار می گرفته است. دختر 18 ساله در بازجویی گفت: شوهر خواهرم اوایل سعی بر فریب دادن من
خواهرم فاسد بود او را کشتم!
. خواهرم چند شب به خانه نیامد وقتی که آمد با هم جروبحث کردیم و به او گفتم باید به من بگویی کجا رفته ای و توضیح بدهی چه اتفاقی افتاده است و او به من گفت به تو ربطی ندارد. متهم ادامه داد: خواهرم دوسال از من بزرگ تر بود و می گفت کارهایم به تو هیچ ربطی ندارد و هرکاری بخواهم می کنم مادرم هم با او برخوردی نمی کرد. به الناز گفتم باید جواب بدهد، کتکش زدم و گوشی تلفنش را از او گرفتم متوجه شدم عکس ها و
ناگفته هایی از روابط خانوادگی و سوابق سیاسی، نظامی و مدیریتی صادق محصولی
طاعات و عبادات را در این ماه مبارک رمضان برای همه هموطنان عزیزم دارم. در مورد این سؤالی که فرمودید در واقع فکر کنم اگر بخواهیم پاسخ بدهیم، یک روز هم کفایت نکند چه برسد به چند دقیقه ولی خب حالا در حد وسع این برنامه عرض می کنم که من متولد سال 1338 ارومیه هستم، در دبیرستان رشته ریاضی خواندم و سال 56 رشته مهندسی عمران یا راه و ساختمان سابق در دانشگاه علم و صنعت قبول شدم و ادامه تحصیل دادم. از سال 56 از
تکدی گری هم سرقفلی دارد!
کنید در راه رضایی خدا کمک کنید . مشکل دارم. شوهر ندارم. کرایه خانه می دهم. کودکی در راه دارم. کمک کنید ذلیل و خوار نشوید. خدا کمکتان باشد و ..... زن جوان گفت که پاتوق همیشگیش این چهار راه است اول گفت که روزی 7 تا 8 هزار تومان در می آورد و کفاف زندگیش را نمی دهد. ناسزایی به دختر می دهد و می گوید این هم شده وبال گردن خیلی شیطان است و مدام در حال بازیگوشی است با خودم می آورم تا کمک حالم باشد ولی باری
پدرانی که به دست پسرشان کشته شدند!
قرار گرفتند. آنها متوجه شدند درگیری بین پدر و پسری رخ داده و فرید، پسر 19ساله خانواده بعد از اینکه با پدرش درگیر شده چاقویی برداشته و او را به قتل رسانده است. فرید بعد از بازداشت گفت: پدرم سابقه دار بود و ما با او مشکل داشتیم.روز حادثه صبح زود بیدار شد و چراغ خانه را روشن کرد من هم به او معترض شدم و همین باعث درگیری بین ما شد. من نتوانستم خودم را کنترل کنم، چاقویی برداشتم و به او گفتم اگر دوباره
بخشش قاتل به شرط کمک به کودکان سرطانی
آماده کرد. دیگری امیدی برای نجات نداشت و برای بخشش تلاشی نمی کرد. سکوت بر فضای سرد محوطه زندان حاکم شده بود. همه منتظر بودند اولیای دم حکم را اجرا کنند که همسر مقتول فریاد زد بخشیدمش، اعدامش نکنید. از حق خود و فرزندانم گذشتم. برای رضای خدا این محکوم را بخشیدم. نمی توانم شاهد این باشم که زن دیگری مثل من داغدیده شود و بچه های دیگری طعم از دست دادن پدر را بچشند و سال ها در حسرت دیدار پدر خود بمانند
اسرار ویلای گل سرخ
ام . هر طور که بود باید از کنترل او خارج می شدم . نمی توانستم دست و پا بسته در اختیار او باقی بمانم . آنقدر صبر کردم تا همه آن محل را ترک کردند . خواستم برگردم که سوزش جسم تیز و سختی را روی گردنم احساس کردم . فشار که کم شد برگشتم و چند مرد را دیدم که با کوچکترین حرکت ، مرا آماج نیزه هایشان می کردند . پشت سرم فضای خالی بود و تا سطح زمین نزدیک پنج یا شش متر فاصله داشت . پریدن عاقلانه نبود ، اما
رواج موذی ترین طلاق در یزد !
رابطه خوبی ندارد و با گذشت زمان روابط بین خانواده های طرفین سرد می شود که این مساله به پدید آمدن طلاق عاطفی کمک می کند. وی با اشاره به تفاوت های فرهنگی به عنوان علت دیگر طلاق عاطفی، گفت: ازدواج های احساسی و هیجانی در جامعه کنونی افزایش یافته است که منجر به طلاق عاطفی می شود؛ به طوری که پسر با مشاهده یک موضوع مورد علاقه در دختر با او ازدواج کرده و به هیچ مساله دیگری توجه نکرده است؛ به
خبر تصویری: چهره ای متفاوت از یک زن افغان در ایران
بوده اند. به دنبال حمله شوروی به افغانستان در سال 1979، پدر نصیبه که یک کشاورز بود، مانند 100 هزار هموطن دیگرش، به همراه همسر و دختر کوچکش از روستای کوچکی در قندهار افغانستان به سمت ایران فرار کردند. آنها چندین روز در کوه ها، رودخانه ها و کویرها با پای پیاده راه افتادند تا در نهایت با ورود به ایران و اخذ پناهندگی در شهر مشهد سکنی گزیدند؛ جایی که نصیبه در سال 1360 در آنجا به دنیا آمد. نصیبه به همراه
از سعید آقاخانی و حامد بهداد، تا امیر جدیدی و بابک حمیدیان/ نگاه نویسنده "کافه سینما" به بازیگران مطرحی ...
خاص با رفتارهای منحصر به فرد ظاهر شود. اما حالا در فیلم خانه دختر ، بهداد یکی از کنترل شده ترین بازی های سال های اخیرش را ارائه داده و به یکی از معدود نقاط قوت فیلم بدل می شود. بهداد در این فیلم موفق می شود بدون این که به دام اغراق بیفتد، تنش، استرس، سر در گمی و آشفتگی شخصیت اصلی را به تصویر بکشد. امیر جدیدی (رخ دیوانه) جدیدی یکی از استعدادهای نوظهور و خوش قریحه سینمای ایران است
قتل نوعروس به دلیل بوی بد دهان!
روز نخست وی را پسندیدم تا اینکه عقد کردیم، وقتی برای نخستین بار با هم تنها شدیم ساعتی بعد از عقدمان بود که متوجه بوی بد دهان فاطمه شدم. همان لحظه احساس کردم با دختری شلخته ازدواج کرده ام و تا آخر عمر باید بدبختی بکشم. شب پاگشا از خانه بیرون رفتم. وقتی سر کوچه رسیدم چاقو فروشی را دیدم؛ یک چاقو خریدم و بازگشتم. داخل خانه که شدم همه خندان روی مبلها نشسته بودند. بدون اینکه حرفی بزنم سراغ فاطمه رفتم و
توطئه برای سیاهی جشن عروسی
اتاق عقد را ترک کرد. عروس که حیرت زده شده بود حتی جرأت نکرد حرفی بزند و پشت سر داماد برود، میهمانان دیگر حتی مادر و خواهر داماد نیز برای اینکه ببینند داخل پاکت چه چیزی است همانجا ماندند. دختر جوان با دستان لرزان پاکت را باز کرد و تعدادی عکس بیرون آورد، باور نمی کرد خودش را در لباس عروسی و در کنار مردی ناشناس می دید، همه روی دستان وی خم شده بودند، عروس با فریاد اینکه دروغ است
متهم به قتل عام یک خانواده روز دادگاه بیهوش شد
بلافاصله پول را به حسابش واریز کردم اما نگفت این مبلغ را برای چه کاری می خواهد چون برادرم بود. بعد از آن او نه به خانه اش برگشت و نه تلفنش را جواب داد همه اعضای خانواده نگران او هستیم. در این چند روز همه بیمارستان ها و مراکز پزشکی قانونی را گشته اما ردی از او یا اعضای خانواده اش پیدا نکرده ایم. ماموران در جریان تحقیقاتی که انجام دادند متوجه شدند رضا و همسرش فریبا و دو پسر دوقولویش خانواده ای بسیار
شهید شاه آبادی با عمل، به ما درس می دادند
متعلق به پدرشان بود، حاج آقا همۀ آن صندلی ها و چراغ ها و سماورها و چینی ها را و خلاصه هر چه قاشق و چنگال و ظروف بود جارو کشیدند و به آن جا بردند و گفتند: "حالا اگر خواستی ببینی چه کسانی توی آن ظروف غذا می خورند، یک روز برو آن جا و ببین!" که یک روز با خودشان به آن جا رفتیم و دیدم که ایشان در یتیم خانه به بچه ها رسیدگی و محبت های زیادی می کردند. واقعاً علی وار زندگی می کردند؛ در خوراک، پوشاک و... حتی
زن قاتل مارمولک به خورد شوهرش داد!
گرفته و آن را در غذای شوهرم انداختیم، اما هیچ اتفاقی نیفتاد. سه نفری جلسه ای تشکیل دادیم و قرار شد با کمک اشکان او را در یک درگیری صوری از پا درآوریم. به همین خاطر شب حادثه من در خانه را باز گذاشتم و بعد هم با شوهرم بر سر اعتیادش درگیر شدم. همان موقع اشکان وارد خانه شد و امیر را مقابل چشمان دو فرزندم با ضربه کارد از پا درآورد.می خواستیم جسد را داخل کمد مخفی کنیم اما به دلیل این که همسرم قدبلند بود
پدر دخترش را در شب خواستگاری کشت !
شرق:ساعت 22 شامگاه دوشنبه زن و مردی میانسال پیکر غرق در خون دختری جوان را به بیمارستان پیامبران تهران رساندند و پزشکان در حالی مداوای این دختر را آغاز کردند که خون زیادی از او رفته بود و امیدی به زنده ماندن او نبود. دقایقی بعد دختر روی تخت بیمارستان جان باخت و از آنجا که اثر وارد شدن ضربه چاقو به سینه اش مشهود بود مسوولان بیمارستان در تماس با مرکز فوریت های پلیسی موضوع را اطلاع دادند. به این
افطار با چند برگ کاغذ!
تأیید کرد که جوادی باید سیدعلی اندرزگو باشد و منزلی هم که در مشهد با آن تماس گرفته محل سکونت او می باشد، جریان واقعه به وسیله ازغندی به پرویز ثابتی مدیر کل وقت اداره سوم اعلام شد و در نتیجه قرار شد بلافاصله تیم به مشهد عزیمت کند و نسبت به شناسایی و سایر اقدامات مورد لزوم مثل دستگیری و ضربت اقدام نماید که روز بعد من به اتفاق اعضای تیم تعقیب و مراقبت و چند نفر کارمندان گارد کمیته به سرپرستی هوشنگ
زنانی که سکان زندگی را به دست گرفتند/ حکایتی از زنان کارآفرین فارس
شده بودم، چند سال به عنوان حساب دار مشغول به کار بودم و نهایتا به عنوان نیرو وارد صنف تولید شدم. وی ادامه داد: پس از سه سال کار کردن در صنف تولید با خرید یک چرخ خیاطی خودم در خانه مشغول به کار شدم و در سال 87 کارگاه خودم را راه اندازی و با خواهرم مشغول به کار شدم. این کارآفرین گفت: من حتی پیش از دریافت وام از کمیته امداد، به علت سابقه ای که داشتم و چون چوب خوری های کار را کرده
راز سربه مهر قتل 2 خواهر
گفت: روز حادثه به کرج رفته بودیم تا دختری را برای پسرم خواستگاری کنیم اما دخترها و برادرانشان در خانه بودند. چندساعت بعد خواهرم با من تماس گرفت و گفت خانه ات آتش گرفته است. من هم بلافاصله برگشتم. به جز دو دخترم و برادرشان کس دیگری در خانه نبود. خاله این دو دختر نیز به ماموران گفت: خواهرم به مراسم خواستگاری رفته بود و می دانستم دخترهایش در خانه تنها هستند، وقتی زنگ زدم حال آنها را بپرسم، مردی
محاکمه مدیرعامل موسسه هنری به اتهام قتل در دوئل عشقی
20 آذرماه سال گذشته مردی با مراجعه به ماموران از ناپدید شدن مرموز برادرش خبر داد. او در شکایت خود گفت: برادرم دیروز صبح مثل همیشه با موتور سیکلت راهی محل کارش شد اما شب به خانه بازنگشت هر چه با تلفن همراهش تماس می گیریم گوشی او خاموش است به همین خاطر احتمال می دهیم بلایی سر او آمده باشد.پس از بررسی های مقدماتی پرونده برای رسیدگی در اختیار کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت. ماموران در
آفتی که خاندان پهلوی را نابود کرد
وی تذکر داد که شاه از بی مبالاتی او و این که شاه را برادر خود دانسته ، شدیداً ناخشنود است. او پس از این جمله مجبور به استعفا شد و به عنوان سفیر ایران به اسپانیا تبعید شد.[8] در یکی از گزارش های سفارت آمریکا چنین آمده بود: عکس شاه همه جا هست، پیش از شروع فیلم در همه ی سینماها تصویر او در حالت های شاهانه ی گوناگون همراه قطعاتی از سرود ملی نمایش داده می شود. سال روز تولد شاه
چه کسی از محمدامین خبر دارد؟
بسیج شدند و تا شب همه جا را جست وجو کردند اما هیچ خبری از او نبود.شاید آن شب سخت ترین شب زندگی پدر و مادر محمد امین بود. جای خالی او در خانه برای مادرش غصه بزرگی بود. هیچ کس نمی دانست چه بلایی بر سر پسرک آمده و او در چه شرایطی قرار دارد. پدر محمد امین و چند نفر دیگر به دنبال پیدا کردن او بودند اما مادرش در خانه مانده بود تا خبری برسد. زن زانوی غم بغل گرفته بود و نگران فرزندش بود. نمی دانست محمد