که سفارش لازم به عمل آمده است، به طوری که به من گفت بدون این که پرونده ای تشکیل شود و توقیف مجله کتبا به شما ابلاغ گردد، بهتر است خود شما از انتشار مجله خودداری فرمایید. تیمسار هم همین نظر را دارند. حقیقت این که من به روی خود نیاوردم و نپرسیدم که مقصود تیمسار قرنی است یا تیمسار بختیار و قبول کردم که مجله را خودم توقیف کنم. (ص 123) دانشگاه آریامهر در فصل پنجم کتاب مورد توجه قرار گرفته
طبقه اضافه ساخته نشود که دیگر دردی از این شهر دوا نمی شود. این همه برجی که الان در منطقه یک دارم می بینم، در منطقه دو می بینم، در 22 می بینم، در 4 می بینم، احداث شده، تمام شده. از نظر من تهران دیگر شهری است که از بین رفته. آیا قبلا کالبدی وجود داشته؟ تهران یک سری روستا داشته دیگر. تهران به هر حال یک شکلی، شما حتی در محله هایی...، مثلا به روستاها، در حقیقت شما یک تاریخ قبل ترش
پرشور و حرارت را نشان می دهد که یکی اهل گیلان و دیگری از دیار آذربایجان است، اما به دست تقدیر با هم آشنا می شوند و گیله مرد مبارز و سیاسی را شیفته عسل دختر آذری زیبا و سیاسی مسلک می کند. نادر ابراهیمی در این کتاب نیز همچون دیگر آثارش در سینما، تلویزیون، شعر و کتاب با تلفیقی از نگاه فلسفی و ذوق ادبی و با استفاده از تجربیات مختلفی که در عرصه های مختلف داشته است، با نشان دادن رابطه ای متفاوت