خاطرات دکتر زهرا مصطفوی از اصرار امام به مهریه زن، کوتاه آمدن از تهیه آبگوشت و... - برگزیده ها
سایر خبرها
مرگ سه شهروند پس از تزریق پنی سیلین!
: فرزندم بر اثر سرماخوردگی خفیفی که داشت حدود ساعت 19 شب تاسوعا به همراه مادر و برادرش به درمانگاه پارسیان مراجعه کردند که دکتر این درمانگاه چهار آمپول و یک سرم برای وی تجویز کرد و این داروها نیز تزریق شد. وی افزود: 15 تا 30 دقیقه بعد از تزریق این داروها و مراجعه به منزل، علائمی چون رنگ پریدگی، تعریق زیاد و تب و لرز در فرزندم مشاهده شد که به مادرش گفتم، آمپول های تزریق شده به او نساخته است و
الهام: چراغ دفتر احمدی نژاد را خاموش می کردیم تا از فرمان رهبری تخطی نکند
یک گروهی است. شما رهبری و شهادتشان را قبول دارید. ایشان اعلام کردند محبوب ترین دولت بعد از مشروطه همین دولت است. چند بار هم بر پاک دستی این دولت صحه گذاشتند. حالا می خواهند نقطه قوت دولت احمدی نژاد را خراب کنند. شاهد بودم که احمدی نژاد خیلی کار کرد. اگر این باور را نداشتم حتی از او اسم نمی آوردم. شبانه روز کار می کرد... . دیدم اخیرا یکی از نزدیکان حضرت آقا مصاحبه کرد و گفت بعد از هدفمندی
جنایتی با 2 قربانی
شوهرم مرا کتک زده است و اذیتم می کند و همه چیز با چندفحش و دادزدن تمام می شود. من آنقدر به بازگشت به خانه ام امیدوار بودم که وقتی ماموران آمدند، به آنها گفتم صبر کنید در خانه را قفل کنم، کلید را بردارم و بعد بیایم، فکر می کردم چندساعتی آنجا می مانم و برمی گردم. در زندان بود که باور کردم چه مجازاتی در انتظار من است. بعضی از هم بندی هایم را اعدام کردند، چون آدم کشته بودند. اولین بار که گفتند یکی از
کاش سرطان برود! نباشد!
شماره نگاه کردم شانه هایم افتاد. از سالن بیرون آمدم در خیابان سر به آسمان بردم و گفتم خدایا سرطان کی می رود؟! کی تمام می شود؟! مادرم رادیوتراپی رفت 33جلسه هرروز از تهران تا بیمارستان هفت تیر شهرری و باید هرروز قیافه های رنجور بیماران رنگ پریده و سرها و صورت های لخت را می دیدم، از راهروهای سرد می گذشتیم و صدای عق زدن های بیماران شیمی درمانی و ناله هایشان رامی شنیدیم. تا کار مادر انجام شود
کلیمی ها و روزهای انقلاب
نگاه داشته بود و می گفت: آقای دکتر همه این حرف ها درست ولی وضع بچه من فرق می کند... . شما را به خدا جنازه جوان مرا پیدا کنید... . دکتر با کنجکاوی پرسید: خانم چه فرقی می کند؟ همه جوان ها عزیز مادرانشان هستند. مادر بی تاب شده بود، با التماس می گفت: آقای دکتر آخر ما کلیمی هستیم، باید پسرم را با رسم و رسومات خودمان به خاک بسپاریم. پدرش شهیدشدنش را قبول کرده ولی اگر جنازه بچه ام پیدا نشود
قتل کودکی با والدین معتاد
و مادر خودمان رفتیم تا بعد از مدتی که شرایط بهتر شد دوباره خانه ای تهیه کنیم. در این میان گاهی مادر من و گاهی مادرشوهرم از جمیله مراقبت می کردند. من می دانم مرضیه دخترم را خیلی دوست داشت و اصلا نمی فهمم چرا او را کشت. در ادامه نوبت به متهم رسید تا از خودش دفاع کند. او گفت: مادرشوهرم چون دخترش حاضر نبود از جمیله نگهداری کند، او را به خانه خودش برد. من هم این کودک را دوست داشتم، خودم دختری هفت ساله
باشکوه ترین ضربه متقابل مردم ایران به دشمنان/ مردم پلاکاردهای "عنایت آمریکایی" را بین هم توزیع می کنند+ ...
در رابطه با این سؤال که شما چند روز پیش خواستار رفع کدورت ها و سوءتفاهم ها میان مسئولان نظام شدید برای این کار چه پیشنهادی دارید، گفت: راهکار این مسئله توجه به آرمان های انقلاب و اصولی است که مورد پذیرش همه مردم است تا به این وسیله کدورت ها و مناقشاتی که در زمره سلیقه ها محسوب می شود را از میان برداریم. وی گفت: باید تلاش کنیم دنباله رو رهبری باشیم و به بیانات و فرمایشات ایشان توجه کنیم
دستورات کاربردی برای حل مشکلات از علامه قاضی(نور الله مرقده)
/> علامه طباطبایی می فرمودند: چون در نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاهگاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند: ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! حاج سید هاشم حداد می فرمودند: مرحوم آقا خودش این
قطار جشنواره سی و سوم به ایستگاه پایانی رسید/ اسامی کامل برگزیدگان
قوکاسیان از حاضران خواهش کرد که برای او دعا کنند. او گفت: امیدوارم معاونت ارشاد نگاه ویژه ای به قوکاسیان داشته باشد. سینمای ایران بسیار به او نیاز دارد و امیدوارم با دعای شما حال قوکاسیان خوب باشد. در مراسم اختتامیه دو تقدیر هم برای حضور دو انیمیشن سینمایی در جشنواره فیلم فجر در نظر گرفته شده بود که در این بخش رضا داد و خسرو سینایی روی سن آمدند. خسرو سینایی درخواست کرده بود که چند دقیقه ای
اشک ها و لبخندها در اختتامیه جشنواره فیلم فجر/ همه حاشیه های اختتامیه
بار است که تندیس های هر بخش متفاوت است. برای بخش مستند تندیسی طراحی شده که روی آن نمادی از شهر بم حک شده است. *** در ادامه مهرداد اسکویی که برای اهدای جوایز بخش مستند روی سن آمده بود با یادی از زاون قوکاسیان از حاضران خواهش کرد که برای او دعا کنند. او گفت: امیدوارم معاونت ارشاد نگاه ویژه ای به قوکاسیان داشته باشد. سینمای ایران بسیار به او نیاز دارد و امیدوارم با دعای شما حال قوکاسیان خوب
جامعه اسیرقال گرایی ها نباشد
داشت و به هر حال این وظیفه روشنفکران است که جلوی این امر را بگیرند. به هر حال میزان عوام فریبی فرق می کند ولی عوام فریبی همچنان به قوت خود باقی است، در زمان امام علی(ع) قرآن برسر نیزه زدند که بگویند ما اهل قرآن هستیم و این کار اتفاق افتاد. و حداقل این کار را با خود من کردند و در مجالسی رخنه کردند و برخی آقایان به من حرف هایی زدند که به هر حال من نمی خواهم وارد این مسائل بشوم چون اصلا طرف من آن
همسر اولم مرا از مرگ نجات داد
دانم خیلی نامرد هستم که با دختری تا این حد معصوم چنین کردم و حالا پشیمان هستم. وقتی اولیای دم می خواستند مرا ببخشند گفتند یادت باشد که فقط به خاطر همسرت این کار را می کنیم. هیچ وقت تا این حد احساس دین نداشته ام حالا هم از شما خواهش می کنم به خاطر زنم مرا ببخشید. او بسیار جوان است هنوز به خانه بخت نرفته قول می دهم بعد از این مرد زندگی باشم و همه محبت های زنم را جبران کنم. متهم سپس لوح
محاصره عامل دوئل مرگبار در مخفیگاه مرزی
آنها نیز پول ها و گوشی تلفن همراهم را بازپس دادند. من که قصد تلافی کار اشکان را داشتم گفتم فروشنده گل شخصی به نام اشکان در همان بوستان طاهرخانی است؛ آنها نیز پس از گرفتن مشخصات اشکان از پارک خارج شدند و پس از آن هیچ خبری از درگیری داخل بوستان طاهرخانی و مرگ اشکان نداشتم. با شناسایی یکی از سرنشینان خودرو به نام شایان خانه وی در تهرانسر شناسایی شد و کارآگاهان موفق به دستگیری اش شدند و این
گرفتاری های ایران و توهم قدرت های بزرگ
حتی یک نفر هم به مراکز ثبت نام برای پیوستن به جبهه صدام مراجعه نکرده است و در مقابل مردم پاکستان نیز با اجتماع در مساجد خواستار اعزام به جبهه های ایران شده اند. 22 بهمن 1360 مردم مسلمان و متعهد تهران از صبح امروز راهپیمایی خود را از مسیر های هشتگانه به سوی میدان آزادی محل برگزاری مراسم روز 22 بهمن آغاز کردند. حجت الاسلام سید احمد خمینی در ساعت 10 و 55 دقیقه وارد میدان آزادی شد
روحانی: خلق حماسه را مدیون امام زمان(عج) و تدبیر رهبر معظم انقلاب هستیم
اظهار داشت: بنده جزو کاندیداهایی بودم که پول در بساط نداشتم و حتی یکی از ستادهای استانی ما نیاز به 5 میلیون پول داشت و ما این مبلغ را نداشتیم و من همان زمان به ستادها گفتم که اتکای ما در هنگام مشکلات باید خداوند باشد.رئیس جمهور منتخب مردم ایران با بیان اینکه پس از انتخابات شور و نشاطی در جامعه ایجاد شده است، گفت: من بسیار خوشحالم که جامعه ما حالت نشاط پیدا کرده و انتخابات در ماه شعبان صورت گرفت که
توصیه های رهبر انقلاب درباره تحصیل بانوان
کردند که دیدن انوار اهل بیت(ع) آغاز راه است. خانم همایونی می گفتند که آن اواخر، یک بار خدمت ایشان رفتم و دیدم که گریه می کنند و خیلی اشک می ریزند. از علت گریه پرسیدم، گفتند: من به نفس مطمئنه رسیدم، ولی نمی دانم چرا نگَهم داشته اند. من به اون چیزی که می خواستم در طول زندگی برسم، رسیدم. می ترسم این از دستم بازگرفته شود. شما افق را نگاه کنید. این ها حرف های عادی نیست. اولین کتابی که بانو
خاطرات شیرین انقلاب از زبان جانبازان
تظاهرات علیه شاه شد. زمان سریع گذشت تا سال 57 شد، جوان 22 ساله و مجرد بودم تا 6 ابتدایی درس خواندم و به صورت سیار در جوشکاری کار می کردم. یادم هست، 8 بهمن 57 برای استقبال از ورود امام به تهران رفتم، بختیار نخست وزیر شاه مانع ورود ایشان شد، به همین دلیل در تهران ماندگار شدم، از این روز تا 12 بهمن به همراه مردم با شرکت در تظاهرات، نفرت خود را علیه این اقدام بختیار اعلام کردیم
برای انبار کردن موشک های سپاه کمبود جا داریم
برسانید که اگر قرار شد یک مرکز نظامی را بزنید که در جوار آن خانه های مردم بود، این موشک فقط به مرکز نظامی اصابت کند. وی خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری به نکته ی دیگری نیز اشاره کردند؛ ایشان فرمودند آنچه که من در بیان عمومی در مورد حرام بودن سلاح های هسته ای در منطق و اعتقادات هسته ای گفتم یک حقیقت است و جنبه تبلیغاتی ندارد. شما دقت موشک ها را بالا ببرید . هزاران مین پیشرفته ندسا در
حرف های شهرام جزایری، پس از زندان
. دانش ساخت پول و جذب سرمایه و فرصت سازی اقتصادی. او فکر می کند که 20 سال از اقتصاد کشور جلوتر است. این موضوعی بود که روزنامه ها هم زمانی به آن پرداختند. اینکه جزایری در زندان کلاس ثروت آموزی و کار آفرینی برگزار کرده است: کلاس نبود کارمندان می آمدند صحبت می کردیم من هم چیزهایی که درباره بورس و بازکردن ال سی و... بلد بودم برایشان می گفتم، بعدا رفتند گفتند فلانی کلاس آموزشی گذاشته است. شهرام جزایری واقعا
انقلاب 57 انقلاب مهربانی ها بود
کنم، به غیر از من، نزدیک به هفت نفر دیگر نیز در آن خانه تحت مراقبت بودند. از آنجا برای مداوای کامل به بیمارستان لقمان الدوله اطعم در تهران رفتم و پزشک بیمارستان پایم را جراحی کرد و از اتاق عمل بیرون و بعد از ساعتی به هوش آمدم، شب شد و فردای آن روز عید 58 بود و من در کنار خانواده ام نبودم از این موضوع خیلی ناراحت بودم و اشک از چشمانم جاری می شد. پزشکم با دیدن چهره اندوهگینم
پرویز پرستویی: هم بلال فروخته ام هم باقالی
خصوصی برای آن گذاشتند؛ فیلم آدم برفی . خاطرم است که آقای فریدون جیرانی در نشریه سینمایی شان از بازی من در این فیلم استقبال کردند و گفتند نقطه عطف بازیگری آقای پرستویی است. یک روز که او را دیدم گفتم که من یک شب راه صد ساله را طی نکردم، بلکه در صد سال به این نقطه رسیدم. به ذم خیلی ها آدم برفی فیلم خوبی بود ولی چون توقیف شد، فیلم لیلی با من است بهترین فیلم من است. بخشی از دنیای بازیگری شما
مرفاوی: نامه کسر امتیاز از استقلال در جیبم است!
در ادامه خاطرنشان کرد: من اهل زد و بند و بده بستان نیستم. من نه چیزی می دهم و نه چیزی می خواهم. باید بگویم همین بده بستان ها فوتبال ما را بدبخت کرده است. هر وقت هم من چیزی گفتم گفتند که اهل زد و بند است اما من اهل چنین چیزهایی نیستم که اگر بودم می توانستم از سازمان لیگ پولم را بگیرم که پنج سال است از باشگاه استقلال طلبکارم. همه آقایانی که از استقلال طلبکار بودند آمدند و از سازمان لیگ طلب شان را
بی سابقه ترین استقبال تاریخ معاصر
رهبری آمده بود با اندیشه آفتاب و آرمانی از باران، با آمدنش در کمتر از 10 روز تندیس های ستم یکی یکی شکست، غول های دیرینه باطل و فساد و خفقان در فواره خون شهیدان نابود شدند، و 36 میلیون نفر گرد وجود رهبری می چرخیدند که آرمانی ترین مکتب انسان ساز اسلام را با خود آورد و به آن شکل داد. امام (ره) خوب می دانست که رژیم ستم شاهی با پشتیبانی و همکاری سلطه گران قدرتمند جهان در زمان آن روز، اگر به
واکنش شدید خاتمی به سخنان اخیر هاشمی
. امام(ره) فرمودند من به این ها گفتم شما هم بروید همراه با سیل خروشان ملت بگویید مرگ بر شاه. شاه باید برود. تا شاه نرود زمینه هیچ اصلاحی در این کشور فراهم نخواهد شد. این جریان نه تنها نتوانستند ذره ای آسیب به حکومت شاه وارد بیاورد بلکه واقعیت های تاریخی نشان داد که رژیم شاه این نوع حرکت ها و قیام ها را می پسندید. چون شاه باور داشت هر حکومتی به هر حال مخالفی دارد و مخالفت کم خطر این ها هستند.
حساب 250 میلیون دلاری یک ایرانی در سوئیس! /چراغ اتاق احمدی نژاد را خاموش می کردم/شعار علیه هاشمی/ جلیلی ...
بازرگان را نه مبارز انقلابی که مبارز سیاسی می داند که در عقایدش صادق بود؛ عقایدی که به گفته او لیبرال و کاملا غرب زده بود. او تأکید دارد بازرگان آمریکایی و خائن نبود اما در نهایت کلاهی بود که امام خمینی توانست با انتخابش به عنوان نخست وزیر بر سر آمریکایی ها بگذارد. بادامچیان در باره تسخیر سفارت آمریکا هم گفته است: همان روز صبح مسأله تسخیر لانه جاسوسی رخ داد که بازرگان خیلی ناراحت شد و
مروری بر مهمترین عناوین خبری روز چهارشنبه باشگاه خبرنگاران
گذاشت هیچ قدرتی ابرقدرتی در ارده ملی ملت بزرگ ایران تاثیر بگذارد. گرد و غبار هم مانع حضور مردم غیور خوزستان در حماسه 22 بهمن نشد + تصاویر مردم غیور خوزستان نیز همراه و همدل با سراسر ایران با وجود گرد و غبار شدید استانشان با ماسک هایی بر صورت و پلاکاردهایی در دستانشان برای تجدید میثاق با امام راحل، رهبر معظم انقلاب و دفاع از نظام در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کردند. پلاکاردهای
پاسخ تکان دهنده مرجع تقلید مصدق به فاطمی!
اصفهانی، وجوه علما به منزل ما آمدند و از ایشان تقاضا کردند که مرجعیت را بپذیرد. هر چه اصرار کردند، ایشان بهانه ای آورد و بالاخره نپذیرفت. گفت مرجعیت پول و شهریه می خواهد، گفتند می دهیم، او چیز دیگر بهانه آورد و ... وقتی رفتند دو برادر بزرگترم به ایشان اعتراض کردند که مرجعیت به داخل خانه شما آمد و شما آن رابیرون کردید؟!! فرمودند: بله! قبول مرجعیت بستن کلید جهنم به کمر است! برای چه قبول کنم
برای خواندن این خاطره عجله نکنید!
خودی و عراقی ها گیر افتاده است. به هرکس می گفتم بخاطر شدت آتش دشمن نمی رفت او را بیاورد. تصمیم گرفتم که خودم او را نجات دهم لذا به طرفش رفته و هر طوری بود او را از میدان مین خارج کردم. 3 سال 1384 فرمانده سپاه زنجان بودم یک روز از دژبانی تماس گرفتند و گفتند یک نفر با شما کار دارد. گفتم کیه؟ پیغام داده بود همان کسی که از میدان مین نجاتش دادی! برایم جالب بود کسی را که نمی شناختم وحالا پس از سالها پیدا شده، گفتم بیاید. وقتی آمد خودش را معرفی کرد و گفت: من برادر همان کسی هستم که آن سالهای دور برادرت عبدالرحمن را از داخل قنات نجات داده بود. و شما هم مرا از میدان مین!! ...
پرونده/گزارشی از مبارزات اهالی فوتبال ایران با رژیم شاهنشاهی/انقلاب در مستطیل سبز
کماندوها، خود به استادیوم آمده بود. هنگامی که بازی به پایان رسید و اوضاع شلوغ شد، یکی از دوستان ما با چوب محکم زد به سر طاهری و در جمعیت گم شد. طاهری و مامورین خشمگین اطرافش، به خاطر ازدحام جمعیت ضارب اصلی را نگرفتند و یک نفر دیگر را گرفتند و همان جا کتکش زدند و به داخل اتومبیل انداختند و بردند. طاهری که نزد زیر دستانش خجالت زده شده بود، چون مار زخمی به خود می پیچید. این مسابقه برای رژیم اهمیت زیادی
ناگفته های عزل منتظری از زبان هاشمی
العملی نشان می دهد. اگر دیدید مسائل درست نشد، به عنوان آخرین کار بدهید بخوانند. بعد از گریه من گفتند: می گویم امشب نخوانند. ما هم بیرون آمدیم. وقتی به منزل آمدم، خانواده فهمید و متأثر شد و به گریه افتاد. هنگام سحر بود که هنوز بیدار نشده بودیم. زنگ منزل را زدند که رفتم دیدم حاج عیسی پیش خدمت امام است. گفت: امام که برای نماز شب بیدار شدند، به من گفتند به شما بگویم که شما ناراحت از پیش من