اسم را نه فقط در کودکی و در زمین بازی بلکه در بزرگسالی هم استفاده خواهد کرد. وی انتخاب نام مناسب برای فرزندان را شناسنامه فرهنگی و اعتقادی پدر و مادر عنوان کرد و افزود: نام نیکوی فرزند نشان دهنده سلیقه سالم خانواده و دور اندیشی و سلامت و حسن انتخاب آنان است. مدیرکل ثبت احوال استان همدان ادامه داد: در حوزه تغییر نام در این اداره کل، سالانه حدود هزار مورد تغییر نام صورت می گیرد
ندیدم. چون آنها قبل از تولد من عقد رسمی نکرده بودند و وقتی من متولد شدم مادرم مرا به این مرکز سپرد و دیگر هیچ وقت برنگشت . خانم بهرامی یکی از مربیان مرکز خیریه نگهداری از کودکان بی سرپرست، بعد از گذشت سی و اندی سال از خاطرات روزهایی می گوید که چندان خوشایند نیست. از خانواده ای که هرگز نداشته و کمبودی که احساس می کرده است. او که از ابتدای زندگیش در این مرکز خیریه یا شبه خانواده بوده
به گزارش پارسینه، من هیچ وقت پدر و مادرم را ندیدم. چون آنها قبل از تولد من عقد رسمی نکرده بودند و وقتی من متولد شدم مادرم مرا به این مرکز سپرد و دیگر هیچ وقت برنگشت . خانم بهرامی یکی از مربیان مرکز خیریه نگهداری از کودکان بی سرپرست، بعد از گذشت سی و اندی سال از خاطرات روزهایی می گوید که چندان خوشایند نیست. از خانواده ای که هرگز نداشته و کمبودی که احساس می کرده است. او که از ابتدای زندگیش در
1388 توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به بازار آمد ماجرای تاریخ تولدش را اینطور تعریف می کند: طبق شناسنامه ای که در اختیار من است، متولد 21 آبان 1327 هجری شمسی هستم که این تاریخ با دهم محرم الحرام 1368 هجری قمری منطبق است. دربارۀ تاریخ دقیق تولدم از مادرم سوال کردم که آیا تولد من در روز عاشورا بوده است؟ ایشان گفتند: نه، در شب بیست و هشتم ماه صفر بوده، لذا متوجه شدم که تاریخ تولد شناسنامه ای من با
مادرم شناسنامه دارند اما به دلیل فوت آنان، ثبت احوال از دادن شناسنامه سرباز زده است. گشودن گره ای به نام شناسنامه ریک نژاد یکی دیگر از شهروندان زاهدانی با بیان اینکه تمامی کودکان به دنیا آمده حق داشتن هویت دارند, گفت: در نظر گرفتن اردوگاه هایی برای پرداختن به کودکان بدون شناسنامه با حداقل امکانات و عدم مجازات های سخت و روند اداری پیچیده و وضع قوانین واقع بینانه و روشن، برای
/> عفت مرعشی در بیان خاطراتش از ازدواج با هاشمی رفسنجانی که در سالنامه سال 92 روزنامه اعتماد بازنشر شده می نویسد: "خواستگار زیاد داشتم، هم از فامیل و هم از غریبه، اما پدرم با همه آنها مخالفت کرده بود. پدرم برای دیدن آمیرزاعلی (پدر هاشمی رفسنجانی) به نوق (یکی از بخش های شهرستان رفسنجان در کرمان ) رفته بود. بعد از بازگشت با مادرم صحبت کوتاهی کرد و پس از مدتی نیز مادرم من را صدا کرد و گفت بیا