مردی که با گوش هایش می بیند +عکس - برترین ها
سایر خبرها
نابینایی که آیات قرآن را در بین نوشته ها تشخیص می داد!
گفت: من برنامه ای بین خودم و خدا دارم که هر روز صبح مبلغی می دهم و برای عابرین دو ریالی می گیرم تا ذخیره آخرتم باشد. پزشک از این خصلت خوشش آمد و خواست برای تشویق، پول خوبی به او بدهد، امّا او قبول نکرد. دستفروش پرسید شما چکاره هستید؟. گفت: پزشک هستم. گفت: تو هم اگر می خواهی کاری انجام بدهی، هفته ای یک روز به خاطر خدا مردم را رایگان ویزیت کن. پزشک تابلویی نصب کرد که شب های جمعه ویزیت بیماران مجانی
پوتین در راه تهران/ 2000گردان بسیجی آماده دفاع از امنیت کشور/شوک الکتریکی تندروها/ از بازی های کامپیوتری ...
قرار است شبکه بانکی ایران در کسوت و جایگاه جدیدی مراودات بین المللی خود را از سر گیرد.این روزنامه با انتشار تصاویری از حملات ترویست ها در اروپا در مطلبی با عنوان طوفان خشونت از پاریس تا مستعمرات فرانسه، اشاره کرده که مرگ عبدالحمید اباعود، مغز متفکر حملات پاریس در عملیات پلیس فرانسه تأیید شد اما فرانسه همچنان ملتهب است و این کشور هنوز خطر را بیخ گوش خود احساس می کند. نیروی امید، پشتوانه
مسئله های اجتماعی در اشعار رودکی
/> رودکی از مشاهده ی وضع بد و ناگوار مردم، رنج و ستم و ناخوشی روزگار آنان غصه می خورد و از نام این مردم ستمدیده با درد و الم خطاب می کند: در منزل غم فکنده مفرش ماییم *** وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم. عالم چو ستم کند، ستمکش ماییم،*** دست خوش روزگار ناخوش ماییم. شاعر همعصر رودکی شهید بلخی نیز بیشتر از حال غم انگیز اهل علم و خرد شکایت می کند، که به احتمال قوی این موضوع به
درباره گران ترین آلبوم تاریخ موسیقی ایران
خوبی داشتند. شاید این مصاحبه به دست خیلی ها نرسد و شاید هم برعکس به دست خیلی ها برسد. ولی بیایید اطلاع رسانی کنیم که نگذاریم از ما بر ما شود و این جمله را از موسیقی حذف کنیم و جوانانی را که جویای نام هستند اما اطلاعی از چگونگی ورود به این حرفه ندارند، به چشم این که هیچی نمی داند، نبینیم و خدای نکرده آن ها را با رفتار ناصحیح خود از این هنر و حرفه دل زده نکنیم. در ضمن روزی که
خلاصه کتاب سفر به قله ها مرتضی سرهنگی
بودند، با استفاده از تکنیک گزارش نویسی و ذوق خدادادی خود به ثبت این وقایع پرداخته اند. این دو نویسنده تاکنون گزارش های زیادی را در ارتباط با وقایع دفاع مقدس نوشتند که پنج مورد از این گزارش ها را در کتابی به نام سفر به قله ها منتشر کرده اند. البته نگارش یکی از این داستان ها برعهده سیدیاسر هشترودی یکی دیگر از گزارش نویسان خوش ذوق دفاع مقدس است. پنج گزارش جنگی که در این کتاب
به دنبال ادبیات ملی-دینی/ آیا در این کشور می شود سعادتمند شد؟
افسانه احمدی، اغلب با یک شخصیت اصلی زن و سبکی مدرن، طرح تعریف شده ای به معنای کلاسیک ندارند. بیشتر داستان ها فقط شرح یک موقعیت یا خرده پی رنگ است که همراه با تعلیقی ضعیف، آلبومی بدون جذابیت شکل داده است؛ بیشترین میزان تعلیق و -مثلا – کشش ها هم، به صحنه مربوط به ارتباط جنسی (احتمال یا قطعیت آن) تعلق می گیرد: یا شرح میل مرد و حس و حال اوست، یا اضطراب و وادادگی و زن در جبری از یک سیستم ناعادلانه؛ داستان
فرهنگ در رسانه
باید گام بردارند و در گذشته چه اشتباهاتی انجام داده اند. آرمان/زندگی مادرم را سریال می کنم مهوش صبرکن از نگارش یک فیلمنامه در قالب سریال با موضوع زندگی مادرش با نام سودابه خبر داد. این بازیگر در گفت وگو با ایسنا، اعلام کرد: حدود سه سال است که در تلویزیون کار نکردم ولی پیشنهادهای خوبی داشتم که به لحاظ متن و کارگردانی پسندیدم و حتی در حال حاضر تعدادی از کارهای پیشنهاد
مردم کتاب نخوان سر ذوق آمدند/ چیستا یثربی، نویسنده پاورقیِ پستچی کیست؟
سر کار بودم تا 3 بعد از ظهر که تعطیل می شدم. اما من دیوانه نوشتن بودم. عاشق تئاتر و خبرنگاری بودم. واقعاً دیوانه این کارها بودم. بدون این ها هویت نداشتم. افسردگی می گرفتم. دو سال ممنوع الکار بودم افسردگی حاد گرفتم. حضرت رسول گفته اند که حق زندگی به انسان یک بار داده می شود و انسان باید استعدادهایش را از قوه به فعلیت برساند. و هیچ کس حق ندارد جلوی او را بگیرد. احترام به زن واجب است.
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
که من پرسیدم چرا بغض کردی که گفت فروغ مرده است. *البته بهنود در نوشته خود آورده که از مراسم ختم به مراسم عروسی رفتیم نه از مراسم خاکسپاری! وقتی هم به تاریخ عروسی و مرگ تختی و فروغ توجه می کنیم، متوجه می شویم که مراسم شب هفت فروغ با جشن عروسی تختی یکی باید باشد. فکر می کنم این درست باشد و اگر هم شهلا به سامان گفته است بهنود اشتباه می کند، منظورش یکی بودن زمان عروسی و مرگ باشد
افشاگری منصوریان از مشکلات کی روش در ایران
چون ما می آییم قرارداد او را در تومان ضرب می کنیم نسبت به سقف فوتبال خودمان می گوییم وای چه قرارداد سنگینی! ولی وقتی می آییم یک مقدار این طرف تر و در حوزه خلیج فارس نگاه می اندازیم من با یک تیمی به اسم الاهلی بازی کردم که مربی اش یک رومانیایی بود سالی 12میلیون دلار بدون مالیات پول می گرفت به اضافه خانه، ماشین، خورد و خوراک و... *البته او تیمش را به فینال لیگ قهرمانان آسیا رساند. در چند
جزییات جدید از زندگی خصوصی و شب قتل تختی
که من پرسیدم چرا بغض کردی که گفت فروغ مرده است. *البته بهنود در نوشته خود آورده که از مراسم ختم به مراسم عروسی رفتیم نه از مراسم خاکسپاری! وقتی هم به تاریخ عروسی و مرگ تختی و فروغ توجه می کنیم، متوجه می شویم که مراسم شب هفت فروغ با جشن عروسی تختی یکی باید باشد. فکر می کنم این درست باشد و اگر هم شهلا به سامان گفته است بهنود اشتباه می کند، منظورش یکی بودن زمان عروسی و مرگ باشد
کرامات امام رضا (ع)
را می پیماید، از فلکه برق می گذرد و طول خیابان تهران را طی می کند تا به حرم می رسد، هوا سرد است. باد سردی زوزه می کشد. انگار ذرات ریز برف را به صورت او فرو می کند . فقط می تواند سردی و رطوبت برف را حس کند ولی ماه هاست که از دیدن طبیعت و همه زیبایی هایش محروم شده است. یک چشمش را در کودکی بر اثر بیماری آبله از دست داده است و آن دیگری، چند ماه قبل به صورت
چه بد بند حجاب را به آب دادید و حریم حیا را به باد!/ حماسه ای از جنس آخرالزمان
/> ..:: دریافت فایل ::.. حجم فایل: 3٫54 مگابایت دانلود این فایل وبلاگ مجهول نوشت : امسال سریال شمدونی در صدا و سیما زیاد داریم... در خانواده ی ما، حرف و رسم پدربزرگ برای همه حجت و فرمان است، کافیست پدربزرگ یا مادربزرگ کوچکترین مشکل و دردی پیدا کنند تا تک تک مان به جنب و جوش بیفتیم و چشم و گوش شویم تا زودتر سرپا شوند. همیشه هم وحشتناک ترین کابوس همه مان
سیره علمی امام رضا (ع)
شرکت می فرمود. اگرچه مأمون در برگزاری این جلسات اهداف دیگری را دنبال می کرد که هرگز به آنها دست نیافت ولی حضرت در پی اهداف الهی خویش و انجام وظایف امامت بود. از این رو با آنها به مهربانی و نرمی و با استناد به کتاب های آسمانی و زبان خودشان، استدلال می فرمود؛ و از براهین عقلی مورد پذیرش عقول استفاده می کرد و از کتاب های آسمانی اهل کتاب پاسخ آنها را می داد و بر آنان چیره می شد. البته هدف امام
چهره هایی که روی دست صداوسیما می مانند
پروسه جوان گرایی باید از جایی شروع می شد اما تلویزیون ملی نیروهایی که سال ها برایشان وقت گذاشته و تاتی کنان به اوج رسانده بود با دست خود محو می کرد و به جوان هایی دل می بست که بعضاً در همان دیدگاه اول فاصله زیادی با چهره های مشهور کنار رفته داشتند. موضوع کنار رفتن ها البته ساده و پیچیده بود. ممنوع کار شدن های ناگهانی یا ممنوع التصویر شدن های بدون دلیل و بدون ابلاغ وبی اطلاعی مجریان از
حسین تهی: قلبم در ایران و برای ایران می تپد
تکیه به قدرت خود و حمایت جامعه می تواند دنیا را عوض کند. یک جاه طلبی غیرقابل انکاری که شنونده و مخاطب نوجوان آن سال ها، خودش را در قالب خواننده می دید و احساس می کرد قدرت گرفته است. با این بازی پُرهیجان، روح سرکش اش درمان می شد و حس لذیذ قهرمان بودن به او دست می داد. این روند برای خواننده ها و چهره های آن دوره هم کم وبیش مطرح بود. ولی همین صراحت و گزندگی بود که باعث شد سیل مخاطبان را به سمت خود
اسلام هراسی و تبدیل تهدید به فرصت
نیست. مشکل، خود اسلام است که تمدنی متفاوت است و مردمش معتقدند فرهنگ برتر را دارند، اما از قدرت محروم مانده اند. (3) البته تبلیغِ تمایز نژادی و سرزمینی در آمریکا که کشوری مهاجر و چندملیتی است، معمولا اثربخش نیست و تاثیر آن، بیشتر در رسانه های غیررسمی اروپا و در اوج گیریِ احزاب راست افراطی مشهود است. ب – دلایلی وجود دارد که ما نگران باشیم این محور از اسلام هراسی، در رسانه های رسمی