از بین بردن چاقی در عرض 2 هفته - بعلاوه یک
سایر خبرها
نگاهی به زندگی شهید سردار همدانی
گفتند ما که جنگ را ندیدیم و این برای ما تجربه خوبی است. چند روزی که ما در سوریه بودیم صدای شلیک ها خیلی زیاد بود. حتی یک روز به قدری سر و صدای زیادی به پا شده بود که من فکر می کردم دشمن تا پشت در خانه ما رسیده! تا جایی که به بچه ها گفتم؛ آماده باشید! تا اینکه حاج آقا تماس گرفت و گفت که درگیری تا سرکوچه هم رسیده و شما فقط روی زمین بنشینید و بلند نشوید چون ممکن است تیراندازی کنند شیشه ها
مجیدی در بچه های آسمان جلوتر از محمدرسول الله(ص) است
عصبانی می کند، ولی یک آدم فقیر است و کارش جمع کردن آت و آشغال است، وقتی فیلم به بوسه ماهی روی پا می رسد دیگر همه خلاص می شویم، کفش رسیده است و قبل از این صحنه کفش را خریده و پشت باربر دوچرخه است یعنی پاداش اینجایی اش را گرفته است و پاداش آنجایی را هم از طریق ماهی ها می گیرد. این به خاطر باور و دل و بلدی فیلمساز در آن لحظه است، این حرف من یک ذره سوال ایجاد می کند که چه طور می شود فیلمساز 20 سال قبل
شور و شوق حسینی مردم در خیابان های تهران/آن طرف مرز دیگر دست خداست
کمی می ایستند، این پا و آن پا می شوند، روی بساط گوشه پیاده رو سرک می کشند تا ببینند از کجای این زنجیره شلوغ باید کارشان را شروع کنند. خیلی ها بعد از چند دقیقه پرس و جو تازه متوجه می شوند که کار پر کردن فرم ها و گذراندن مراحل اخذ روادید ایرانی ها به دفاتر مسافرتی آن سمت خیابان واگذار شده، کدام دفتر؟ پاسخ واردترها به تازه از راه رسیده ها این است: هر جا شلوغ بود، همانجاست. یکی از دفترهای مسافرتی داخل
برترین راه های چربی سوزی
آنجاییکه در این نوع تمرینات ضربان قلب بالا می رود در سوزاندن چربیها نیز موثر است. علاوه بر این تمرین با وزنه چون به ساخت عضله بیشتر کمک میکند باعث می شود تا فرد در هنگام استراحت نیز کالری بیشتری بسوزاند. زیرا عضلات نسبت به چربی ها به سوخت بیشتری نیاز دارند. دویدن درجا این حرکت چربی سوز در حالیکه بسیار ساده است بسیار هم موثر است. زمانی که درجا می زنید پشت خود را صاف نگه دارید و
رازگشایی از بیماری مخفیانه سلنا گومز
درمان آن به صورت مخفیانه دو هفته ای را در یک مرکز درمانی گذراند؛ درحالی که همه فکر می کردند او برای اعتیاد به مواد مخدر تحت درمان قرار می گیرد. سلنا همچنین مدتی بعد از جدا شدن از جاستین بیبر دچار اضافه وزن شد اما توانست با راهکارهایی ویژه، وزن و تناسب اندام اولیه خود را بازگرداند. در این مقاله می خواهیم شما را با رمز و راز موفقیت، سلامتی و سبک زندگی این خواننده محبوب آشنا کنیم. سلنا در
عوارض زیاد نشستن و راههای پیشگیری
را به چالش می کشد. چند روش خلاقانه برای کاهش زمان نشستن که همواره می توان امتحان نمود عبارتند از: 1- یکی از وعده ها ی غذایی خود در روز را ایستاده میل کنید. نشستن در حین غذا، موجب می شود تا زمان کلی نشستن شما افزایش یابد. حتی الامکان صبحانه را روی کانتر آشپزخانه بخورید، یا ناهار را در مکان هایی با میزهای بلند میل کنید. ایستادن در حین غذا خوردن ابدا بدان معنا نیست که مجبورید سریع تر غذا
این علایم در کودکان نشانه سرطان است
/> علائم سرطان در کودکان: کاهش وزن بدون دلیل در کودکان باید جدی تلقی شود. همچنین موارد ذیل می توانند از علائم سرطان در کودکان باشند: سردرد همراه با استفراغ صبحگاهی، تورم ودرد مقاوم استخوانی، مفاصل، پشت و پا ها، وجود توده در شکم، گردن، قفسه سینه، لگن و شانه، افزایش استعداد به خون مردگی و کبودی بدن، خونریزی و بثورات جلدی، وجود عفونت های طولانی، مقاوم و مکرر، تهوع مقاوم یا استفراغ
تصاویری از مرگ و زندگی در سرزمین یخ ها
زمین فوتبال ایجاد کنند، یخها را صاف کردند." از این زمان، نقش اندورنس از کشتی به یک ایستگاه ساحلی تغییر یافت. جای خواب بسیار از خدمه تغییر داده شد و به انبار کشتی انتقال داده شد. سنت تمیز کردن کف کشتی همچنان باقی بود و همه، شاید فقط به جز خود شکلتون، به نوبت این کار را انجام می دادند. در این عکس جاک ووردی، زمین شناس این سفر این اکتشافی، را در سمت چپ، آلفرد چیتهام، افسر
سکوت زمستان (مسعود محمد زاده)
دست میدید.ما بیشتر از ده هزار تومن نداریم بهت بدیم. با همین پول میتونی واسه خودت یه هکتار زمین بگیری و یه کاری دست و پا کنی. این را که گفت برگشت روی صندلیش نشت ، سرش را کمی پایین آورد و از توی کشوی میزش پاکت سیگار رابیرون آورد، با دست راستش در پاکت را باز کرد و آنرا تانزدیک دهانش بالا برد، با لبانش یکی را بیرون کشید و فندک را زد ،پک عمیقی کشید، طوری که
در زمان پیاده روی اربعین چه نکات بهداشتی را باید رعایت کرد؟
بهداشتی قبل از سفر: استفاده از حنا در کف پا استفاده از نوره جهت زدایش موها و جلوگیری از سوختن پاها و زیر بغل (قبل از استفاده از نوره بدن خشک باشد و بعد از استفاده از نوره ماساژ با روغن بنفشه یا گل سرخ) نرمش و پیاده روی به مدت یک ساعت روزانه یک هفته قبل از سفر نوشیدن برگ سنا و گل سرخ و روغن بادام شیرین روزی یکبار یک هفته قبل از سفر استفاده از شیر یک لیوان + 3
خبری که با شنیدنش صابر از درون فرو ریخت(پاورقی)
که فهمیده بود، با دایی سلیمان نقشه کشیده و او را به شهر فرستاده بودند و بعد هم به خواستگاری رفته بود. این همه نامردی در حق پسرعمه واقعاً کجا روا بود؟ ماه منیر حرف های صابر را با صبوری شنید و دست آخر گفت : نمی شود صابر، پسردایی ات پا پیش گذاشته ، این همه وقت ؟ چرا حالا شما دو نفر یک دفعه هوای ماه دخت به سرتان افتاده ؟ چرا قبل از او به من نگفتی ؟ - گفتم ، گفتم شما نشنیدید مادر!
حاشیه های مسابقات کوراش
اتوبوس بودیم سه یاد بود قلعه فلک الافلاک را از شیشه سمت راننده به داخل اتوبوس سپردند که این موضوع هم تاکید بر ضعیف بودن و ناتوانی در برگزاری رویدادی به این مهمی دارد. **میر اسماعیلی طرف کوراش کار ازبک را گرفت جعفر در مورد حواشی فینال وزن 66- کیلوگرم که بین نوری زاده و حریف ازبکستانی برگزار شد، داور ترکیه ای به اشتباه رای را به سود کوراش کار ایرانی اعلام و وی را قهرمان این وزن
گزارش روزان از شیب سربالای قیمت داروها؛تهدید جان بیماران با کاهش حمایت دارویی بیمه ها
این بیماران اگر بپرسید به شما می گویند خیلی ها را دیده اند که به خاطر مصرف داروی مشابه داخلی مشکلات حرکتی و بینایی پیدا کرده اند. به همین دلیل آنها حاضر نیستند هفته ای سه بار آمپولی را تزریق کنند که می دانند در روند درمان کمکی نمی کند و فقط درد تزریق به جانشان می ماند. یک بام و دو هوای قیمت داروی ام اسی ها دکتر رسول دیناروند، رئیس سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت، با بیان اینکه
فرهنگ در رسانه
ای از فرهنگ نبرده باشد. به گزارش بولتن نیوز ، در روزگار ما نیز روزنامه های موجود با گرایشات سیاسی و فکری گوناگون، دست به این کار زده و در قالب های مختلف، به مسائل فرهنگی می پردازند. اما نکته اینجاست که این همه تولیدات فرهنگی منتشر شده در روزنامه ها برای دیده شدن پا به این جهان گذاشته اند. به عبارت دیگر، مطلبی که دیده نشود گویی اصلاً تولید نشده است. اما آیا با حجم انبوه سایت ها و مجلات
یادگیری تکنیک های موثر و صحیح زبان بدن
بیشتر آشنا می شویم. طرز ایستادن یکی از مهم ترین سیگنال هایی که مردم توسط آن یکدیگر را قضاوت می کنند از نحوه ی ایستادن یک فرد است. نحوه ی صحیح ایستادن: 1. صاف و آرام بایتسید. 2. برای اینکار پاها را به اندازه ی قسمت عرض لگن باز کنید. 3. تا آنجاییکه امکان دارد خود را قد بلندتر نشان دهید، تصور کنید سر شما توسط چیزی به سمت بالا کشیده می شود.
قلمروهای سه گانه مدیریت فضا در ایران و قوانین ناظر بر ساخت و ساز و تغییر کاربری زمین
ساز و تغییرکاربری غیر مجاز محدود نشده بلکه اکنون اصطلاح زمین خواری، کوه خواری، دریاخواری و کویر خواری نیز به این مفهوم اضافه شده و از متون برنامه ریزی شهری و منطقه ای به صفحات روزنامه ها و رسانه های دیداری و شنیداری کشیده شده است. تمام این تحولات در قلمروهای مدیریت فضا اتفاق افتاده است که تا کنون در متون برنامه ریزی ایران مورد بررسی دقیق نبوده است. دست کم به صورت کامل و در ارتباط با قوانین ناظر بر
در دوران بارداری این لباس ها را نپوشید
به گزارش روزنامه سلامت، در ادامه، نپوشیدنی های بارداری را به روایت دکتر حمید بهنیا، متخصص زنان و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، خواهید خواند. لباس تنگ و چسبان از ماه چهارم بارداری، لباس باید راحت و گشاد باشد. لباسی که می پوشید نباید به شکم و پاها بچسبد، وزن آن باید روی شانه ها باشد و به واسطه کمربند یا کش روی این وزن روی شکم نیفتاده باشد. همچنین خانم باردار باید بتواند راحت لباس را بپوشد و دربیاورد و وقتی لباس را به تن دارد، راحت
مرحله سوم استعدادیابی دختران؛ نمایندگان 15 استان حضور یافتند
گود. همچنین سابقه بیماری های خاص، مصرف داروی های خاص، مصرف مکمل ها، عوارض پوستی، بیماری های قلبی، تنفسی، بینایی، شنوایی، تناسب قد و وزن، مصرف دخانیات، سابقه شکستگی استخوان و سابقه جراحی ها در این مرحله بررسی می شود. 3- بررسی عوامل پیکر سنجی ورزشکاران شامل ثبت 30 عامل از جمله قد، وزن، طول دست، طول بالا تنه، نسبت قد نشسته به ایستاده، عرض کف دست، محیط بازو، دور ساق پا، طول ساعد، تیپ بدنی، درصد
سفر حج زنان ایرانی در 140 سال پیش
روز دهم یعنی صبح عید قربان حرکتش می دادند. شاهِ شتر قربانی و دار و دسته اش نیابت این کار با شخصی بود که این سمت نسل به نسل به او رسیده و شاه شتر قربانی اش می گفتند. او در این روز به هیئت شاه در می آمد، جبه ترمه می پوشید، تاجی از برنز که به جواهرات بدلی آراسته شده بود بر سر می گذاشت. چکمه های مهمیز دار به پا می کرد، جقه ها و درجه ها و نشان های پر زرق و برق فراوان به
برای سرما خوردگی و بهترین روش های درمان سرما خوردگی و گلودرد و قرص سرماخوردگی
، میوه جات، حبوبات و غیره.مهمترین قسمت تغذیه یک بدن سالم را تشکیل می دهند. غذاهای فراوری شده، پرچرب و پر شکر غذاهایی نیستند که بتوانند به اندازه غذا های سالم سیستم ایمنی را تقویت کنند. غذاهای شیرین و پر از شکر عملکرد سیستم ایمنی بدن را تا 5 ساعت گاهش می دهند. به طور مرتب ورزش کنید. ورزش کردن در بهبود وضعیت سیستم ایمنی بدن مؤثر است. به هر حال بیش از اندازه ورزش نکنید، بدنی که بیش از اندازه خسته شده
این روزها نه سرم، نه پایم، قلمم درد می کند!
از کجا شروع کنم؟ خاک و آفتاب ادبیات و تئاتر و فیلم کوتاه یا کاغذ پاره های طرح و ایده و فیلمنامه که در هر گوشه و کنار اتاقم تلنبار شده است؟ "پنج" طرحی چندین ساله بود که بر رویش حساب ویژه ای باز کرده بودم. تا آن که شروع کردم به نوشتنش و باز نوشتنش و باز... تا این که به پنج بار بازنویسی کشیده شد. اولین اثر سینمایی و دومین فیلم بلندم به این شکل، نقشه ی راهش تهیه شد. با چند تن از دوستان و همکاران به صحبت و مشورت می نشینم. وعده های همکاری و همراهی هست که برخی به بار می نشیند و برخی نه. در گیر و دار بررسی و برنامه ریزی تولید فیلم، تیری هم در تاریکی می اندازم. از طریق دوستی که مدیریت تولید فیلم را به عهده گرفته، ادارات دولتی استان یزد را هم در جریان سوژه ی فیلم قرار می دهیم. برای نخستین بار متوجه سال خوشامدگویی به یزد در سال 95 می شوم. اعتراف می کنم هنوز هم برایم کمی گنگ است که این خوشامدگویی یعنی چه؟ اصلا از طرف یونسکو این مناسبت تعیین شده یا یک سازمان داخلی چنین نامگذاری را صورت داده است؟ هر چه که هست تا این ساعت فهمیده ام حتی مسئولان شهر و استان هم تصویر روشنی از این پیشامد در ذهن ندارند چه برسد به مردم که خبر هم ندارند! به من می گویند: "این فیلمی که شما قصد تولیدش را دارید مناسب این مناسبت است. بودجه هایی نیز برای نوسازی و آماده سازی شهر به همین منظور اختصاص داده شده." میزان بودجه و متصدی اش را هنوز هم نمی دانم. با آن که کمتر از پنج ماه به رسیدنش مانده هیچ برنامه ای در زمینه ی فرهنگی و هنری اعلام شده یا ریخته شده باشد را نه در جریان هستم و نه شنیده ام. با این حال به پیشنهادشان مبنی بر پررنگ ساختن جاذبه های گردشگری یزد و معرفی صنایع دستی آن ترتیب اثر می دهم. آسیبی به اصل فیلم نمی زند و این احساس را در من ایجاد می کند که دینم را به شهرم ادا کرده ام. هدفم از تولید فیلم را می پرسند. پاسخ می دهم: در درجه ی اول خلق یک اثر هنری که مدت هاست ذهن و روانم را به خودش مشغول داشته و بعد حضور در جشنواره های داخل و خارج از کشور. می پرسند چه فکری برای بازگشت سرمایه ات کرده ای؟ می گویم: فیلم را به صورت ویدیویی ضبط خواهم کرد و هزینه ی تولیدم را به روش هایی که در این چند سال تجربه کرده و تاوانش را داده ام پایین خواهم آورد. بعد هم تمام تلاشم را می کنم که فیلمم قابلیت حضور در جشنواره های بین المللی و فروش در بازار فیلم آن ها را داشته باشد تا علاوه بر سینماها شبکه های مختلف تلویزیونی حق پخش آن را از من بخرند. با تعجب می گویند که این عمل ریسک بالایی دارد و شاید سرمایه ات از دست برود. پاسخم این است که اتفاق عجیبی نیست تمام هنرمندان این مملکت به جز نور چشمی ها با سرمایه های بر باد رفته کارشان و هدفشان را دنبال می کنند. می گویند حالا که چوب حراج بر زندگی و آینده ات زده ای بیا و سطح فیلمت را بالا ببر. کمکت می کنیم. و این گونه "پنج" از یک فیلم ویدیویی مستقل به یک اثر سینمایی با استانداردهای لازم تبدیل می شود تا ویترینی باشد ماندگار و پربیننده برای معرفی زیبایی های معماری، فرهنگی و مذهبی شهر یزد، اولین یا به روایتی دومین شهر خشتی جهان. در هنگام فیلمبرداری داشتم سرسام می گرفتم. تمام گروه، از فیلمبردار و صدا بردار و دستیارانشان گرفته تا بازیگران و گروه تدارکات و حمل و نقل و... پاسخ سوالاتشان را از من می خواستند. سوالاتی که به دکوپاژ فیلم بر می گشت یا خراب بودن آبگرمکن استراحتگاه. مردم کوچه و گذر هم می خواستند بدانند این فیلم قرار است فردا یا پس فردا شبش از کدام شبکه پخش شود. شرمندگی هم که تا بخواهید به راه بود. وعده های محقق نشده را یا باید مهلت برای انجامش می گرفتم یا به هر طریقی شده جبران کنم. چه مالی و چه امکاناتی. خلاصه که شبیه وزنه برداری شده بودم که هنگام بالا بردن وزنه ی دویست کیلویی، بخواهد داستان بیژن و منیژه هم از خودش افاضه بفرماید. نقطه ی دیگری از بدنم که مدام درد داشت، پایم بود. خیلی می خواهم بدانم کارگردانی در حالت نشسته چه حسی دارد. تا آن جا که من در فیلم سازی مستقل ایران تجربه کرده ام کارگردان در زمان ضبط، وضعیتش به یک دونده ی ماراتن شبیه است به ویژه که خودش هم تهیه کننده باشد. هی باید به سمت بازیگرت، دستیارت، فیلمبردارت، طراح صحنه ات و... بدوی و بازگردی. نه این که صندلی کارگردانی برایت نگذاشته اند، فرصت نشستن نداری. این روزها اما که چند روزی از آن شرایط دشوار و نفس گیر می گذرد درد سر و پایم فروکش کرده و قلم درد گرفته ام. منی که روزگاری فعالیت هنری را با شعر و داستان آغاز کرده ام و برخی واژه ها را بیشتر از عینیتشان دوست دارم از پریشانی این روزهایم به هم ریخته ام. روزهای دشواری که مجبور به زبان دوختنم ساخته. حرف هایی که باید بزنم را نزده ام و صحبت هایی کرده ام که یا در موردشان تردید دارم یا مثل تیر از کمان جسته در پی بازپس گرفتنشان افتاده ام. نمی دانم قلمم بگوید از بزرگواری مردمان بافت تاریخی یزد –فهادان، وقت الساعت، باغ گندم، میدان خان و...-چه ها دیده یا نه؟ مهندس محمدرضا خجسته که بعد از آن همه بی احترامی ها و آزارهای یک گروه سریال ساز، با بزرگواری محل کسب یعنی کارگاه دارایی بافی اش را در اختیارمان می گذارد. استاد حسین نیکخواه، با مرام و مردانگی اش فشارهای کاری مان را تحمل کرده و علاوه بر هنر دارایی بافی، هنر بازیگری اش را نیز به رخ عوامل حرفه ای سینما می کشاند. سرکار خانم تسلیم، مدیر هتل ترمه که تا می فهمد در باره ی یزد قرار است فیلمی ساخته شود بی هیچ قرار و مداری بهترین اتاق هتلش را به ما می بخشد. خانه ی تاریخی فاضلی و ارغوان بافی صالحی که کوتاهی مضحک یک اداره را جبران کرده و صنایع گرانبهای دستی شان را به حساب مشارکت فرهنگی به ما قرض می دهند. بچه ها و کسبه ی محله ی بازار نو و دست اندرکاران خانه ی امام حسینی همه جوره همراه می شوند تا گره از کار خلقی که نمی شناسند باز شود. نانوایی، لحاف دوزی و مسجدی های ابوالمعالی دوستانه و با محبت همکارمان می شوند و هیئتی های محله فهادان اجازه می دهند تا بالا رفتن پوش حسینیه را هر جور بخواهیم در تصویرمان بیاوریم. یکی مثل مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد جناب آقای غیاثی بی هیچ مقدمه ای می آید و در حد وسع اداره اش همراهی می کند و دیگری چون رییس سازمان صدا و سیما آقای دکتر پهلوانیان با همه ی معاونان در صحنه حاضر شده و علاوه بر کمکی که در حد اختیاراتش هست پای درد دلمان هم می نشیند. یاران همدل و همراه تولید فیلم از گروه کارگردانی، فیلمبرداری و صحنه گرفته تا تولید و تدارکات و خبر رسانی که با تمام سختی های پروژه و فشار کاری اش کنار آمده اند و از کاستی ها خم به ابرو نمی آورند. همسرم که یک ماه تمام از راه دور صدایش را شنیده ام و سعی دارد غم تنهایی در غربتش را به رویم نیاورد تا تمرکزم به هم نریزد. همه ی این ها به کنار، مردمی که گذر از کوچه و معبرشان را مختل ساخته ایم یا با فریادهای "سکوت لطفا!" آرامششان را به هم زده ایم نیز هستند. بسیاری که در هیچ جا اسمی از آن ها قرار نیست برده شود و کسی سپاسگزار لطف و محبتشان نخواهد بود. در عوض تا بخواهید تشکر و قدردانی از کسانی شده که تا این ساعت قدم از قدم برنداشته اند که هیچ، وقت و سرمایه مان را هم هدر داده اند. نشسته اند تا اگر نتیجه ای به دست آمد بگویند بودیم در کنارشان و اگر نه که همین اندازه برایشان بس است و خودشان را کنار بکشند. حرف های گفته و نگفته ی زیادی هست که قلمم را به درد آورده. مدیری که وقتی به او می گویم هنر دارایی بافی یزد مانند هنر احرامی بافی و ترمه بافی رو به نابودی است هیچ نشانه ای از تاسف و چاره اندیشی در او نمی بینم و مقاماتی که هیچ یک از علت خواهر خواندگی شهر یزد با ونیز ایتالیا اطلاعی ندارند. که اگر داشتند به شکل نمادین هم شده چند کوچه و معبر قدیمی را بی تیر برق سیمانی و آسفالت سیاه و لوله های بدقواره ی گاز، به شکل خاکی باقی می گذاشتند. شهری که نسبت خواهر خواندگی اش با ونیز به سبب همین خاکی بودن کوچه هایش است تا به جای آب، شن و خاک در کوچه هایش جاری باشد. در تولید این فیلم بود که تازه فهمیدم مهم ترین مشکل یزد آب نیست بلکه خاک است. مسئول دیگری وقتی از ماهیت بیلبورد تبلیغاتی شدن این فیلم در سایر کشورهای جهان حرف می زنم پای مشکل جمع آوری زباله در سطح شهر را به میان می کشد و در محدوده ی مدیریتی مدیری دیگر که به خارج از کشور سفر کرده و انتظارات و نیازهای یک گردشگر را قطعا می داند چیست، با چشم خودم یک توریست متشخص اروپایی را می بینم که به ناچار بر دیواره های کاهگلی و کهن شهر ادرار می کند. نمی دانم با گفتن این حرف ها قلم دردم آرام می شود یا نه ولی اگر روزی آمد -که امیدوارم نیاید- و ساکنین شهر یزد تمام دارایی هاشان هم مثل ترمه هاشان ماشینی شد و پشت همه ی دیواره های کاهگلی شان به جای خشت خام، آجر صنعتی و میلگرد و سیمان قرار گرفت، فیلم "پنج" بتواند چون کتابی مصور به کمک پدران و مادران یزدی بیاید تا خاطره ی نه چندان دور این روزها را به فرزندانشان یادآور شوند. در فیلمی که سراسر سکوت است و کمتر دیالوگی بین کاراکترهایش رد و بدل می شود کاش دردهای آدم هایش هم با سکوت، حل و فصل می شد. کاش وضعیت به گونه ای بود که نیازی به درد دل قلم نداشتم. کاش دردهایم هنوز درد سر و پا بود. کاش... کاش... کاش... ...
آیا بعد از فاجعه منا، می توان حج را تعطیل کرد؟
مورد نیاز، یا مالی که بتواند به وسیله آن، اینها را به دست آورد. ب: نبودن مانعی در راه و عدم وجود ترس از خطر و ضرر بر جان و عِرض و مال خویش، که اگر راه بسته است یا ترس از خطری وجود دارد حجّ بر او واجب نیست، ولی اگر راه دیگری دارد هر چند دورتر است لازم است از آن راه به حجّ رود. ج : توانایی جسمانی بر انجامِ مناسک حجّ. د: داشتنِ وقتِ کافی برای رسیدن به مکه و انجام مناسک. ه. داشتنِ مخارجِ کسانی که خرج
همه اشتباهات تابش!!!/مقاله ای انتقادی از اشتباهات شخصی و استراتژیکی تابش در طول 16 سال نمایندگی مردم ...
شدیدا گلایه دارد ، می گوید: وقتی برای گرفتن وقت ملاقات به دفترشان مراجعه کردم بیش از ده دقیقه پشت در ایستاده بودم و در می زدم اما کسی در را باز نمی کرد. وقتی هم که در را باز کردند یک جمله گفتند: وقت آقای دکتر پر است و هفته آینده بیا! خواستم خواهشی بکنم و بگویم که از راه دور آمده ام اما در را بسته بودند. خبرنگاری می گوید برای گرفتن یک مصاحبه بارها و بارها درخواست داده ام اما انگار آقای دکتر
روش های مختلف برای فر کردن مو در خانه
سمت راست تا گوش چپ، شانه را به صورت نیم دایره حرکت دهید و موها را به دو دسته بالا و پایین تقسیم کنید و در بالای سر ببندید. با این تقسیم بندی راحت تر می توانید کار کنید. موس یا ژل را کف دست خود قرار دهید و لابه لای موها پخش کنید. سشوار را اول روی حرارت زیاد بگذارید تا گرم شود، بعد حرارت را کم کنید. سرتان را کاملا به سمت پایین خم کرده؛ موها را به صورت حلقه ای داخل سری دیسپانسر گذاشته و به
روضه زنده ای که در آن سوی معبر مشاهده می کردیم
شویم ولی بالاخره به مقر رسیدیم، چند ساعت از استراحت مان نگذشته بود که خبر دادند برای آوردن بقیه مجروحان و شهدا داوطلب می خواهیم؛ من داوطلب شدم. وقتی به منطقه ای که عملیات کردیم، رسیدیم، چشم ما به تعدادی از بعثی ها افتاد که در حال خلاصی زدن بچه ها بودند، نتوانستم جلوی گریه ام را بگیرم خیلی متأثر شده بودم، بدترین صحنه و یا دلخراش ترین صحنه برای من این بود که بعضی از مجروحان را با آن حال
تکنولوژی های فر کردن موی سر
تان موقع پیچیدن گره نخورد، از بیگودی های بدون دندانه استفاده کنید. تنها با یک سشوار موها را فر کنید فرکردن باسشوار اگر موها ی تان کم پشت و صاف است، می توانید آنها را فر دهید تا هم زیباتر شود و هم پرپشت تر به نظر برسد. برای این کار نم موها باید در حدی باشد که نه از آن آب بچکد و نه خیلی خشک باشد. از بالای گوش سمت راست تا گوش چپ، شانه را به صورت نیم دایره حرکت دهید و
پناهیان: عقل می گوید شرکت در اربعین واجب است
مهربان هستند، اینها هم مثل خود ما رفتار می کنند. دقت کنید که بالاخره در مسیر این پیاده روی، مردم(عراقی ها) دارند به رفتارهای ما نگاه می کنند. چه اشکالی دارد که چند تا کلمۀ صمیمانۀ عراقی یاد بگیرید و در برخورد با آنها بیان کنید؟! این کار محبت ها را تقویت می کند. گاهی آدم دوست دارد خم شود و دست آن فرد عراقی دلسوز و بامحبتی که به زائرین اباعبدالله الحسین(ع) غذا تعارف می کند را ببوسد. البته
برد با کیست؟ بارسلونا یا رئال مادرید؟
، آنگاه شرایط همچون جو هالیوود است که طرفداران با اشیای فوق العاده حجیم به سمت بازیگران و مجریان روی صحنه اشیایی را پرتاب می کنند. این دو تیم در واقع دو ظرف ماهی غول پیکر هستند که زمانی که دیدار ال کلاسیکو فرا می رسد، بررسی ها و موشکافی ها در مورد این تیم ها حتی دقیق تر و شدیدتر نیز می شود. در این هنگام، داستان های فرعی دیگری نیز هستند که فراتر از داستانی که ظاهراً می بینیم بوده
مظفر بقایی؛ یار غار دکتر مصد ق یا...؟!
روزنامه قانون - سینا رحیم پور: 20 روز از کود تا گذشته،از جایگاه بالا می رود و د ر میان ابراز احساسات مرد م د ر مقام سخنران می گوید :آمد ه ام برای اینکه د ست هایی که آن عمل را انجام د اد ند ببوسم. تلگرافات و طومار های شما و کلمات و عبارات و امضای آنها هریک به منزله تیرها و خنجر هایی بود به قلب خائنین.آنهایی که قانون را زیر پا گذاشتند و می خواستند مملکت را به نابود ی بکشانند ..بقایی می گوید :مصد ق
پرونده شماره 24 ؛ عملیات تروریستی در پاریس
صربستانی که آتش جنگ اول جهانی را روشن کرد تا کشته شدن گاندی، رهبر بزرگ استقلال طلب هندوستان فیلمی هم درباره آن با نام هفت ساعت به راما با شرکت بازیگر معروف آلمانی، هورست بوفهلتس ساخته شده است و دست آخر قتل جان اف کندی، رییس جمهور دموکرات آمریکا که این روزها 52 سالگی اش تمام می شود؛ رویدادهایی بودند که ذهن مرا با مفهوم ترور و تروریسم ایدئولوژیکی و سیاسی- مافیایی بیشتر درگیر کرد و درهم ریخت. اگر با