زن سارق: سرقت نمی کردم شوهرم طلاقم می داد - بی باک نیوز
سایر منابع:
سایر خبرها
ادعای عجیب دزدی که ماموران را زیر گرفت
چند روز پیش زنی در شمال غرب تهران منتظر تاکسی بود تا به خانه اش بازگردد که ناگهان راننده خودروی پرایدی به وی نزدیک شد و با قاپیدن کیفش بسرعت دور شد. مالباخته که بشدت شوکه شده بود، با پلیس تماس گرفت و موضوع سرقت را خبر داد. ماموران با اطلاعاتی که از شاکی به دست آوردند به تعقیب سارق فراری پرداختند تا راه را بر او سد کنند. همزمان با شروع تحقیقات ماموران ساعتی بعد خودروی مورد نظر را چند
بازارمکاره در آرایشگاه های زنانه ایران
. یکبار کیف های زنان در آرایشگاه ها خالی می شود. یکبار سرقت مسلحانه می شود. یکبار... اما در این میان کمتر به آنچه در آرایشگاه امنیت اجتماعی و اخلاقی را تهدید می کند، پرداخته می شود. برای دریافت وضعیت آرایش از اندرونی خانه ها تا آرایشگاه های مدرنی که مستحق پلمب شدن می شوند راهی طولانی باید پیمود. راهی که گاه ساختار و نظام خانوادگی را عوض می کند. گاه دختری برای شرکت در مراسمی راهی
نقشه تازه عروس برای قتل شوهر
تهران در ابتدای جلسه محاکمه این زن که دیروز برگزار شد گفت: منوچهر متهم ردیف اول این پرونده، سابقه دار و مباشر قتل و ستاره متهم ردیف دوم، دانشجو، فاقد سابقه و معاون در قتل جوانی به نام هومن هستند که 15فروردین سال گذشته کشته شد. منوچهر ساعت شش صبح روز حادثه با کلیدی که ستاره دراختیارش گذاشته بود به اتفاق مردی به نام کریم وارد خانه او شد و آنها بعد از بستن دست وپای هومن، طلا، پول و تلویزیون را سرقت
مأموران قلابی، طعمه ها را زندانی می کردند
خانه را دزدیده اند و پا به فرار گذاشته اند. اظهارات زن سالخورده کافی بود تا تحقیقات پلیسی برای شناسایی و دستگیری ماموران قلابی شروع شود. درحالی که هنوز ردی از متهمان به دست نیامده بود، ماموران در جریان سرقت های مشابه دیگری قرار گرفتند که تمامی آنها از سوی 2 مرد میانسال صورت گرفته بود؛ مردانی که در بیشتر موارد با معرفی خود به عنوان مامور اداره آمار، شرکت برق و سازمان آب وارد خانه طعمه
جن قلابی؛ سارق 3/5 میلیارد تومانی
وقتی ماموران به محل حادثه رفتند مالباخته گفت: برای حضور در یک میهمانی خانه را ترک کردم و وقتی به منزل بازگشتم متوجه شدم طلاها و ارزهایی که در خانه داشتم و در مجموع 3/5میلیاردتومان ارزش داشت به سرقت رفته است. کارآگاهان در جریان بررسی صحنه جرم فهمیدند هیچ نشانه ای از تخریب در وجود ندارد، بنابراین مطمئن شدند سارق فردی آشنا است که با اطلاع از نبود مالباخته و همچنین محل اختفای طلاهای او
کشف راز آتش زدن جسد مردی که همسرش می خواست با فرد دیگری ازدواج کند بعد از 15ماه!
امور جنایی تهران مخابره کردند. دقایقی بعد وی همراه تیمی از اداره 10 پلیس آگاهی در صحنه آتش سوزی تاکسی حاضر شد و این در حالی بود که معاینات تخصصی روی جسد نشان می داد قربانی ابتدا از ناحیه سر دچار شکستگی با ضربات سنگین شده سپس عاملان قتل جسد را در صندوق عقب تاکسی زردرنگ قرار داده و تاکسی را به آتش کشیده اند. کارآگاهان با بررسی پلاک خیلی زود راننده 47 ساله آن به نام مجید را
آنچه بر ریحانه گذشت، از زبان مادرش
؟ من و شوهرم 28 سال قبل با یکدیگر ازدواج کردیم. در این مدت نه او به من خیانتی کرد و نه من به او. من دانشجو بودم. بعد بچه دار شدم. تحصیلاتم ادامه پیدا کرد ولی ریحانه را که دو سه ماهه بود با خودم سر کار می بردم. در این محیط پر تنش هنر که خیلی حرف ها در آن هست و ساعت مشخص کاری هم ندارد من با شرافت زندگی کردم. مثلا نیمه شب فیلمبرداری بود و من باید می رفتم. هر زن یا مردی که بخواهد خانواده اش را هم نگه
بازخوانی جنایات نخستین قاتل سریالی زن/ چک داشتم آدم می کشتم
هایی مستند از افراد درگیر مسائل مذکور در کتاب عینا ذکر شده که به خوبی می تواند برای مخاطب مفید و راهگشا باشد. در بخشی از این کتاب، قتل های سریالی یک زن مورد اشاره قرار گرفته است که در ادامه بخش هایی از گفت وگوی او را می خوانید: مهین؛ زنی 32ساله از بهمن 86 تا اردیبهشت 87 پنج زن را کشته و سال 85 نیز مردی مسن را که صاحبخانه اش بوده، به قتل رسانده است. در 14سالگی ازدواج کرده و دو فرزند دختر
با میرزا عبدالجبار خان در مکه و مدینه (سال 1326 ق / 1287 ش)
که صبح زده و آفتاب بالا آمده، این روزنامه را نوشتم. بدین ترتیب نباید انتظار داشت که مانند برخی از سفرنامه ها اطلاعاتی در بارة شهر ها و قریه ها به دست دهد. اگر هم داده، خلاف قاعده و تقریباً به ندرت است. با این حال، چنان نیست که آنچه آورده بی ثمر باشد؛ زیرا در لابلای آن اطلاعات سودمند نیز وجود دارد. جدای از کلیات سفر، شامل مسیر و رویدادهای اصلی، وی به عنوان یک زائر در مکه و مدینه، ما را با جزئیات
پایان زورگیری های زوج جوان
به گزارش پایگاه 598، به نقل از فارس،چند روز قبل زن جوانی نزد مأموران انتظامی پایتخت رفت و گفت طعمه زن و مردی زورگیر قرار گرفته و محتویات کیفش سرقت شده است. او گفت: حوالی پل سیدخندان سوار یک پراید سفید رنگ شدم تا به خانه ام بروم. راننده مرد جوانی بود و یک مسافر زن هم روی صندلی عقب نشسته بود. من هم روی صندلی جلو نشستم و خودرو به راه افتاد. هنوز مسافت زیادی طی نشده بود که ناگهان راننده پراید داخل یک
بازکردن چشم بند زوج زورگیر را گرفتار کرد
کارت اعتباری که 800 هزار تومان پول داشت و گوشی تلفن همراهم سرقت کردند. بعد مرا با چشمان بسته از خودرو به پایین پرت کردند و گریختند. همان لحظه به سرعت چشم بند را برداشتم و موفق شدم شماره پلاک خودرو را به حافظه بسپارم . آغاز تحقیقات به دستور بازپرس بعد از مطرح شدن شکایت، پرونده به دستور قاضی هاشمیان، بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 34 برای شناسایی زن و مرد زورگیر در اختیار کارآگاهان
نمره حجاب مان بدتر است یا راستگویی و وجدان کاری؟
فراتر از اسلام و جمهوری اسلامی تعبیر کرده بود و به زائری نسبت داد که گفته، حجاب ظلم به زنان است و همچنین مقایسه ایران و لبنان در بحث حجاب را اشتباه خواند و حجاب را مرتبط با لفظ جمهوری اسلامی ایران خواند، گفت: اولاً من نگفتم حجاب ظلم به زنان است و می گویم الزام به حجاب و توقع اینکه زن فقط حجاب را رعایت کند، ظلم به زن است. ما به مرد کاری نداریم و فقط زورمان به زن می رسد. وی ادامه داد: اگر
داستان های خواندنی؛ پردیس (1)
ساحل بر می گشتیم و با پوستی که از سرما مورمور می شد، در حوله های بزرگ پنهان می شدیم و باز می نشستیم به حرف زدن. زن ها بچه هایشان را به مدرسه می رساندند و غذایشان را با خود به ساحل می آوردند و همان جا می خوردند. من زبانشان را بلد نبودم و آن ها سعی می کردند با همان چند کلمه محدودی که می دانستم، با من حرف بزنند. با هم روزنامه ها را می خواندیم و مجله ها را ورق می زدیم و از جنگ ها و صلح ها و
ناکامی سارقین در تعرض به زن خانه دار
دیوار از آن بالا رفته و پایین پریده اند. کارآگاهان در ادامه با راهنمایی زن مالباخته چهره یکی از سارقین را بازسازی کرده و با مراجعه به بانک مجرمین سابقه دار پلیس هویت وی به نام محمد را شناسایی کردند. با شناسایی متهم ماموران دستگیری این مجرم سابقه دار که بارها با اتهاماتی از جمله سرقت به زور ، سرقت توام با تجاوز به عنف و ... روانه زندان شده بود را در دستور کار خود قرار داد و سرانجام 12 شهریور ماه
خبرنگار جوان در دام زورگیران بزرگراه تاریک
کردند و رفتند، در تاریکی شب و ترس حتی نتوانستم پلاک خودرو را بردارم. با ادعاهای این پسر 24 ساله با دستور بازپرس پرونده از ناحیه 34 تهران رسیدگی تخصصی در اختیار پایگاه چهارم پلیس آگاهی قرار گرفت. کارآگاهان باتوجه به اظهارات این خبرنگار به بررسی آلبوم تبهکاران حرفه ای پرداختند که احسان با دیدن عکس های زورگیران توانست یکی از آنان را شناسایی کند و سرنخ اصلی را در اختیار تیم
زنان مسافر در دام شکارهای سیاه 2 تبهکار
دو شکارچی محله های خلوت ورامین با سوار کردن زنان مسافر آنها را هدف سرقت های شوم خود قرار می دادند. به گزارش ایران، این دو زورگیر حتی در حضور همسران طعمه هایشان به آنان حمله کرده و با تهدید دار و ندارشان را می گرفتند. 27 مهرماه سال جاری دو مسافر زن در پاکدشت ورامین منتظر تاکسی بودند که ناگهان دو جوان سوار بر خودرو سفید رنگی در برابر آنها توقف کردند. دو زن 50 و 32
نقشه هووها برای انتقام گیری از شوهر فریبکار
آنها پس از غافلگیر کردن مرد تاجر، او را یک هفته در اتاقی زندانی کردند و دست به اخاذی 200میلیون تومانی از او زدند. چندی پیش مرد تاجری به نام مراد سراسیمه نزد مأموران پلیس پایتخت رفت و مدعی شد که از یک هفته قبل توسط دو زن در خانه اش زندانی بوده است. با اظهارات مرد تاجر، پرونده او به دادسرای ناحیه یک تهران فرستاده شد و وی مقابل بازپرس پرونده قرار گرفت. او در تشریح ماجرایی که برایش رخ داده بود، گفت
جبهه ملی برای انقلاب چه کرد؟/ علت ناپدید شدن امام در 12 بهمن چه بود؟/تبریز بود که جسارت قیام را به ...
) وارد آسمان تهران شود ما برای خود جایی را در مقابل دانشگاه فراهم کرده بودیم چون می دانستیم امام قرار است مقابل دانشگاه سخنرانی کند و ممکن بود در شلوغی جمعیت دیگر جایی برای ایستادن یا نشستن پیدا نکنیم. اما برنامه تغییر یافت و امام به جای دانشگاه به بهشت زهرا رفتند. به یاد دارم صحنه هایی را که پیر زنان و پیر مردان با ویلچر یا بچه ی بسیار کم سن و سال و جوان و زن و مرد چطور با اشتیاق به سمت بهشت زهرا
مخالفان آزادی، مدافعان ترور/ سکوت در قبال مقتولان سامان
پدر شوهرم نشسته بودم پسر عمه همسرم آمد و گفت دایی پاشو رحمت از کوهی پایین افتاده و پاش شکسته ما هم بریم بیاریمش. پدر شوهرم در کناری خوابیده بود سریع از خواب بیدار شد و ناخودآگاه گفت که رحمت نیافتاده بلکه کشته شده. من هم آوات اون پسری که خبر رو آورده بود هلش دادم و بهش اعتراض کردم که چرا به من چیزی نگفتید. تا اینکه یکی از دوستهای رحمت مرا پیش وی برد. در تنگه گرژال یکی از روستاهای توابع
پسر دانشجو طعمه هوس شد
برنا: سر ظهر بود و برای فرار از گرمای سوزان هوا، به عنوان مسافر سوار یک خودروی پراید شدم. راننده این خودرو که مرد جوانی بود با دیدن هر خانم بد پوششی در کنار خیابان، متلکی می گفت و می خندید. او لحظاتی بعد، شماره تلفنی را به دستم داد و گفت: بیا این شماره خانم با کلاسی است، با او تماس بگیر و ... . پسر جوان در دایره اجتماعی کلانتری 36 مشهد افزود: در آن لحظه به راننده پراید گفتم
خرید 8 آپارتمان با سرقت 25 کیلو طلا!
همیشه برای خرید به بازار تهران رفتم و 3کیلو طلایی که سفارش داده بودم را خریدم. پس از آن طلاها را داخل کیسه ای گذاشتم و سوار ماشینم شدم تا به سمت مغازه ام بروم. وقتی به نزدیکی مغازه ام رسیدم داخل کوچه پارک کردم اما به محض پیاده شدن 3سرنشین یک موتورسیکلت به سمت من حمله کردند. یکی از آنها چاقویی زیرگلویم گذاشت و تهدیدم کرد چنانچه کیسه طلاها که داخل کیف دستی گذاشته بودم را در اختیارشان قرار ندهم مرا می
از تنهایی به حیوانات پناه برده ام
زن جوانی که به خاطر نبود شوهرش به حیوانات خانگی پناه برده بود، در نهایت با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد. به گزارش مردم سالاری، چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم خیلی درگیر کارش است و اصلا به من توجهی نمی کند. زن جوان ادامه داد: او از صبح تا شب و حتی شب ها هم سر کار است و مرا در خانه تنها
اعدام برای مردی که خواهر همسرش را با تبر کشت!
روزنامه ایران :رسیدگی به این پرونده از نیمه شب یکم آذر سال 89 به دنبال گزارش قتل زن جوانی به نام محبوبه در دستور کار تیم جنایی شیراز قرار گرفت.آنها پس از حضور در محل جنایت با جسد خونین محبوبه و پیکرهای نیمه جان دو فرزند 6 ساله و 9 ماهه اش روبه رو شدند. بررسی ها نشان می داد، قاتل بدون هیچ مقاومتی وارد خانه شده و پس از قتل و سرقت طلاهای محبوبه گریخته است. وقتی مشخص شد روز حادثه شوهر خواهر محبوبه در
اقرار مرد معتاد به سرقت طلاهای دخترش
را که داخل خانه بود و 25 میلیون تومان ارزش داشت، سرقت کرده بود. مالباخته که زن جوانی بود به مأموران گفت: من امروز از خانه بیرون نرفتم و از زمان دقیق سرقت هم اطلاع ندارم اما چون قرار بود به یک میهمانی بروم به سراغ طلاها رفتم و متوجه سرقت آنها شدم. پس از ثبت این شکایت، به دستور شعبه چهارم بازپرسی دادسرای ناحیه 10 تهران پرونده در اختیار پایگاه پنجم پلیس آگاهی قرار گرفت. با توجه