اس ام اس زیبا روزهای بارونی - عصر ایران
سایر خبرها
سرطان پترو دلار/ توان موشکی و قدرت چانه زنی
انقلاب و شعار ناب ملت در حسینیه امام خمینی؛ دست خدا بر سر ماست... یعنی میان انقلاب اسلامی و دست، رابطه ای عاشقانه برقرار است؛ یک عاشقانه عاشورایی. بین الحرمین را نگاه کن! همه پیکر علمدار کربلا یکجاست اما کفین اباالفضل هر کدام جای دیگری! اینگونه به امام و مقتدای خود دست باید داد؛ الی الابد، تا همیشه. جوری که دیگر، دست تقدیمی را برای بدنت نخواهی! گمانم دیگر راحت کرده باشم خیال آنهایی را که دنبال آرمان
لولاک زمین خاک و زمان پیش و پسی بود
در تن توحید روان شد به هوایت شب روز شد از همرهی عقده گشایت هر روز خدا تحفه فرستاد برایت ماودعک ربک خورشید ولایت ای آن که ز توحید تو صد آینه توحید زهرا شد و در قاب ولای تو درخشید قم شهر خدا چشم به راه است فانذر صف های جماعت همه بر پاست فکبّر ای نور خدا در سکناتت متواتر ای صادق و هادی، تقی و کاظم و
پیش بینی جهش قیمت مسکن در سال 94
کند .گزارش مشروح :http://www.bankamlak.com/content/view/56/76/ به فکر ما جونا باشید.. 10 ساله دارم کار میکنم نمیتونم یه لونه بگیرم... بزارید ارزون بشه ترو خدا... نمیدونم چرا همه دوست دارن خونه گرون بشه؟؟!!!! آقا پول نیسن.... باسلام اکثرنظرات جالب وبه نظر منطقی هرچند بقول یکی از دوستان منطق در بازار ایران معنای زیادی نداشته از سال 90به بعد.اما نهایتن
وحدت ؛ ایده مرکزی سیره پیام آور صلح و مهربانی
کانون تولدآسمانی حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام شکل گرفت. پیامبر خدا گام در سی سالگی نهاده بود که مولودی بس شریف دیده به جهان گشود و چشم و دل پیامبر را روشن کرد. این مولود پرخیر و برکت کسی نبود جز علی بن ابی طالب علیه السلام و سه سال پس از آن نیز رقیه، اولین فرزند رسول خدا به دنیا آمد. با این همه بی شک مهترین رویداد زندگانی پُر خیر و برکت آن حضرت زمانی پس از آن و در ابتدای دهه
شعر زیبای برقعی در وصف رسول اکرم(ص) که در "بعضیا" خوانده شد
شوق تو جان داده کمی آهسته جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز شاعر این سیب حکایات فراوان دارد چتر بردار که این رایحه باران دارد...
بیان مفهوم داعی به عنوان یکی از ویژگی های امام مهدی (عج) ، شباهتهای نه گانه امام مهدی (عج) با حضرت رسول ...
گروه اندیشه و معارف رجانیوز - اماما، عاشق توییم و دوس تدار دوستاران تو و خاک پای منتظران تو، اما افسوسا که خود،خانه دل را برای انتظار تو مهیا نساخته ایم. اماما، با مژگان نروبیده ایم گرد راه را، با اشک ، نشسته ایم غباردل را. اماما، نروبیده ایم غبار گناه از دل ، اما عاشقیم ، نمی دانیم این عشق سوزان ، در کجای جانمان جای گرفته که بی تابمان کرده. اماما، شرمنده ایم که
چنین نبود که خداوند تو را برای هستی خلق کند بلکه هستی به افتخار تو آمد
/> گل های محمدی همه با نام تو پر می گشوده اند. قطرات باران، اندیشه حیات را وام از تو می گرفته اند ... پیش از تو را، کسی به یاد ندارد. باری، مانده اند عالمیان و آدمیان که کدامین لحظه را لحظه ولادت تو بشمارند. موجودات هر چه به گذشته ها می نگرند، هر چه در خورجین سوابق خویش جستجو می کنند، هر چه زمین ماضی را می کاوند، هر چه نگاه در زوایای حافظه می گردانند، جز
شعر ولادت حضرت رسول(ص)
برکش بخوان ما را تو ما را دانش آموزی تو مهر عالم افروزی تو برق اهرمن سوزی تو در هر عصر پیروزیلوای توست با دست خدا بر دوش نه طارم هماره بوی عطر خلد از خاک درت خیزد همیشه نور توحید از فراز منبرت خیزد ندای تفلحوا از مکتب جان پرورت خیزد فروغ دانش از کرسیّ درس جعفرت خیزد ششم مولا ششم رهبر ششم هادی ششم سرور ششم
برگزیده سرمقاله های روزنامه های امروز
خدا(ص) اما، در پی رحلت حضرتش به فراموشی سپرده شد و این دلشوره به دل ها نشست که از آن پس چه خواهد شد؟ ... افق پیش روی تیره می نمود، چرا که میان قرآن و عترت جدانشدنی، جدایی افتاده بود، خلافت می رفت که به سلطنت تبدیل شود و بعدها شد. این بار نیز، باز هم امیر مومنان علیه السلام بود که خورشید پنهان در پس ابرهای تیره آن روز را می دید و به آینده ای اشاره می فرمود که تیره و تار نبود و از راه خواهد
داستان روزنامه نگاری که دوبار سرطان را شکست داد
بگیرم و مبارزه کنم. در این جنگ حریف قدرتمندی داشتم که ابزار زیادی برای ضعیف کردنم داشت. شیمی درمانی، جراحی، رادیوتراپی و مصرف دارو که در آخرین روزهای درمان مرا راهی بیمارستان کرد و این فقط خدا بود که با دست پزشکان نجاتم داد. دیگر توان راه رفتن نداشتم و جسمم به ضعیف ترین حالت ممکن رسیده بود اما باز هم تسلیم نشدم و زانو خم نکردم. مثل نوزادی که تازه متولد شده باشد بسختی قدم برداشتم و راه رفتم
مثل حاج منصور نداریم، او از عرفاست
بود. هنوز صدام در عراق حکومت می کرد. * چه احساسی به شما دست داد در اولین حضور؟ یک حس غریبی دارد کربلا... شما اینجا که هستید خیلی دلواپس سیدالشهدا(ع) هستید اما همین که پا به مقبره امام حسین(ع) بگذارید آرامش عجیبی به شما می دهد. غیر از این باشد باور کنید همه از ناراحتی می میرند. سراسر وجود ابا عبدالله(ع) پر از عشق و محبت است که زائر آرام می گیرد. * اطرافیان شما هم
ادبیات24 ؛ مجلۀ خبری روزانۀ ادبیات و نشر (17 دی)
آسانی، همه چی مرتب بود، تو هم روزی مرا...، این بار چندم است که، به این بخش آمدم که، نه تو سنگی، من تیم فوتبالم، تو یک جفت چشمی، تا نکُشی، سگ خیره می شود به ماه، کجا فرار می کنی، فیل نری در طویله ای، جلاد است باران لندن، وقت است آزادت کنم، خدایا، خدا ولش کرده بود، به هیچ چارچوبی بند نیستم، دور تخت بیمارستان، مرگ مثل رفتن از...، روز دانه ی تگرگ است، تنهایی، خنده دارتر از بیابان ندیده ام، زندگی برگ
سلام تختی !
مجدداً به پای بوسی آن امام عزیز می رفت. تختی در آخرین باری که امام رضا را زیارت کرد خطاب به امام عرض کرده یا امام رضا، من غلامرضا، غلام تو هستم، هر چه دارم از تو دارم، به من روحیه و توان بده تا بتوانم همچنان در خدمت مردم باشم. عشق به اهل بیت در غلامرضا آنقدر بود که پس از شکست در مسابقات 1954 توکیو به اتفاق سایر کشتی گیران شکست خورده از توکیو رهسپار کربلا شد تا غم شکستش را فراموش کند و در میادین