خاطره رحیم پور ازغدی از سجده رزمندگان غواص کنار اروندرود - خبرگزاری فارس
سایر منابع:
سایر خبرها
چه کسی بین شهید مطهری و شریعتی اختلاف انداخت/ مخالفان شریعتی چه کسانی بودند؟/ نظر آیت الله خامنه ای ...
های فدایی خلق بیرون می آید. مکاتب گوناگون غربی برای عده ای جذابیت داشت. کتب ترجمه شده عموما نسل جوان را به الحاد و ماتریالیسم می برد. همان موقع در سال 50 یکی از دوستان خودمان می گفت: من زیر نظر مسعود رجوی بودم. به او گفتم که برویم حسینیه ارشاد را ببینیم. رجوی قبول کرد. همان موقع سازمان با شریعتی مخالف بود. وقتی به حسینیه رفتیم، اتفاقا بحث خیلی خوب سیاسی مطرح شد. رجوی در اواسط بحث به من
وصیت نامه دسته جمعی 50غواص عملیات کربلای4
دفعه قبل که به مرخصی آمده بودیم، نه برای استراحت و یا رفع خستگی بود که برای اتمام حجت بود تا یک بار دیگر گفته شود که کاروان حسینی در سینه و شور حسین در سر دارد و بسم الله پای رادیو، تلویزیون نشستن، شور داشتن و چند نگاه بی توجه به روزنامه و مجله انداختن معرفت به حسین ابن علی (ع) و راه و هدف او در رکاب حسین پیدا نمی شود. حال که چند ساعتی به آغاز عملیات نمانده و فرزندان شما می روند تا خط
شهدای غواص قربانی جنایت کدخدای جهان همچون آمریکا هستند/مایوس کردن تولیدکننده داخلی یک خیانت است
شب کربلای 4 و برادران غواص، لشگر نصر و خراسان بود. رحیم پور ازغدی تصریح کرد: نیرو و ظرفیت عظیمی در این کشور نهفته است و انرژی عظیمی هنوز کشف و مدیریت نشده است زیرا توجه به ظرفیت داخلی سبب مقاومت در برابر انواع تحریم ها می شود. وی ادامه داد: اگر ارتباط ما با تمام جهان هم قطع می شد اما به سرمایه های داخلی ایمان پیدا می کردیم به تعبیر امام راحل نه تنها مشکلات خود بلکه مشکلات
اعمال مشترکه و مخصوصه ماه مبارک رمضان
فراخواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(علیه السلام) بجا آوردیم. امام صادق(علیه السلام) بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداخت و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) درود فرستاد و برای مؤمنان دعا کرد؛ آنگاه به سجده رفت و ساعتی در سجده بود، و در آن مدّت، جز صدای نَفَس حضرت چیزی را نمی شنیدم، سپس دعایی خواند از جمله در دعایش عرض کرد: وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ
آگاهی غواصان از نحوه شهادتشان
مانده بود به سنگرهای عراقی، همه غواص ها وسط سیم خاردارها گیر کرده بودند و به زحمت به جلو می رفتند، همین طور که در حال پیشروی بودیم، مجروحی را دیدم که آه و ناله می کرد، به بغل دستی ام گفتم: باید ببینیم کیه! ، رفتم جلو، دیدم پدرم است، گفتم: آقاجان مجروح شدی؟ ، قبل از اینکه جواب مرا بدهد، گفت: تو مجروح شدی؟ ، گفتم: نه، من مجروح نشدم ، گفت: تیر خورده به چشمم ، به دو نفر از بچه ها گفتم: او را به بالای
مصاحبه با بازمانده یکی از غواصهای کربلای 4
تا به خاطر این فاصله بتوانند از چنین فضایی استفاده معنوی ببرند. این مسجد سراسر معنویت بود و بچه ها هر موقع که دلشان تنگ می شد به آنجا می رفتند. قبل از عملیات کربلای 4 گاهی به آنجا می رفتم و در تنهایی به وصیت نامه و توصیه های نهایی فکر می کردم. یک روز وقتی از مسجد بیرون آمدم چند نفر از دوستان را دیدم که از دسته و گروهان خودمان بودند. آنها بچه های شوخ طبعی بودند تا چشمشان به من افتاد یکی
حواشی جوایز حافظ/ تنابنده: همایون شجریان کاسبی ما را خراب کرد!/ تهمینه میلانی: منم صدام خوبه! + تصاویر
هنر شوی. اگر باغبان نباشه گیاه پژمرده میشه و باغبان کسانی هستن که هنر رو دوست دارن. از علی معلم برای برگزاری این جشن تشکر می کنم و اونو یه دوست و یه منتقد صادق و رک گو می دونم که از کسی نمی ترسه. وی در ادامه دو بیت شعر برای 175 غواص شهید خواند: آن فرو ریخته گل های پریشان در باغ، کز می جام شهادت همه مدهوشانند، نامشان زمزمه نیم شب مستان باد، تا نگویند که از یاد فراموشانند.
آداب میهمانی ماه خدا
، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداخت و بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) درود فرستاد و برای مؤمنان دعا کرد؛ آنگاه به سجده رفت و ساعتی در سجده بود، و در آن مدّت، جز صدای نَفَس حضرت چیزی را نمی شنیدم، سپس دعایی خواند از جمله در دعایش عرض کرد: وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ از تو تقاضا می کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه
چهل حدیث در باره ماه مهمانی خدا، / قصه پر غصه غواصان دریا دل و دریا دلان غواص
موقعیتشان بسیار حساس و استراتژیک بوده چه تدبیری حاکم بوده و چه کسانی فرمانده بودن که این همه غواص باهم اسیر شوند؟ و زنده زنده با این وضع فجیح شهید شوند؟ استاد در جنگ چه فجایع دیگری رخ داده که صداش هم در نیامده !؟ تا قبل از پیدا شدن این عزیزان چرا به این فاجعه که ما این همه غواص را گم داریم نپرداختن!؟ آیا ما دیانت مان را به سیاست مان نفروخته ایم؟ واقعا ماجرا چیست؟ چند سال از قطع نامه می گذرد این مسله
شاعری که با 175 غواص معروف شد
کسی بودم که شعر گفتم و این شعر به سرعت پخش شد بهتر دیده شدم. بعد ازآن، دنبال کننده های اینستاگرامی صفحه خانم موسوی دو برابر شد و شعرهای دیگرش هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت: از حوزه هنری با من تماس گرفتند و ازمن دعوت کردند که در مراسمی شرکت کنم وقتی پرسیدم من را از کجا می شناسید گفتند از همان صفحه اینستاگرام شما را می شناسیم. الان هم هرجایی بخواهند مرا معرفی کنند بگویند نفیسه سادات موسوی کسی تحویل
ناگفته های غواص 14 ساله میانه ای بعد از گذشت 30 سال +تصاویر
بروید. من گفتم حاج مصطفی ، من دنبال لباس می گردم تا بروم خط مقدم و به بچه ها کمک کنم. در همان لحظه گفت : شما ماموریت خودتان را انجام دادید. ما به شما نیاز داریم تا ببینیم به چه شکل از آب عبور کردید و با چه موانعی روبرو شدید .من و برادر عباسقلی زاده که هم اکنون معاونت سپاه عاشوراست ، توسط یک قایق به عقب برگشتیم. آن موقع نمی دانستم که حاج مصطفی مولوی چه می گفت که باید سالم باشید و زنده. الان وقتی فکر
بنیاد در آینه مطبوعات
نان خشک ها می خوردیم و بسیار لذت می بردیم. وی تاکید کرد: یک بار با حسن شاد صحبت از ازدواج کردیم، به او گفتم، چیزی به خانواده ات گفته ای؟ او پاسخ داد، نه. با همدیگر به اهواز، مرخصی آمدیم. به مخابرات رفتیم و هر کدام در یک کابین، قرار گرفتیم. صحبت کردیم. موقع برگشتن، در پله های مخابرات، از حسن پرسیدم راجع به ازدواج به خانواده ات چیزی گفتی؟ گفت، بله، خانواده ام گفتند به فکرت هستیم، مرخصی بیا تا
دعوت به تفکری تاریخی برای مخاطب امروز
گروه فرهنگی - نمایش هیچکس نبود بیدارمان کند این روزها تماشاگر را به نگاهی رجعت بخش به خود می خواند. پرتویی از اندیشه که نیاز به تاملی جانکاه دارد و البته مسیری خوشنوا را به نسیم دیدار با احوال خواهد رساند. به گزارش بولتن به نقل از وطن امروز، گفت وگویی مفصل با پیام دهکردی که شکلی متفاوت از تحلیل و مصاحبت بود به این بهانه شکل یافت که تقدیم می شود. *** وقایع نمایش
عاشقانه های نامدارها برای "گمنام ها"
ارامش اینطرف در همان هتل می خوابیم غافل از اینکه انطرف رودخانه کسانیکه این امنیت و ارامش را به ما برگرداندند درزیر خروارها خاک در کنارهم خوابیده اند. روحشان شاد مازیار عصری(خواننده): از گردان غواص تعداد اندکی برگشتند بیشتر بچه ها یا شهید یا مجروح شدند که مجروحین هم در آب شهید شدند تعداد اندکی از بچه ها هم که زیر آتش دشمن تونستن خودشان را به آنطرف برسانند بعد از 29 سال به وطن باز گشتن ! خدایا
خاطره ای خواندنی ازشهید غواصی و بیت المال
بگویید همه به آرامش می رسند. رزمنده های ما در جبهه اگر پیروز می شدند تیر هوایی نمی زدند بلکه سجده شکر به جا می آوردند. اگر شکست می خوردیم ناراحت نمی شدند، زانوی غم بغل نمی گرفتند و ناامید نمی شدند. این روحیه اگر در ورزش و کارخانه و اداره های ما نیز باشد موفق می شویم. دلبریان گفت: همین عملیات کربلای 4 صد درصد شکست خورد و همان لحظه اول متوقف شد ولی دو هفته بعد کربلای 5 آغاز شد. خیلی بزرگ است