/> حاج شیخ فضل اللّه نوری، از اکابر علماء و مجتهدین و اجلاّی فقهاء و محدثین امامیه اوائل قرن حاضر (چهاردهم هجرت) می باشد. سال ها در تهران حامل لوای ریاست مذهبی بود، تمام اوقات او در ترویج احکام دینیه تدریساً و تألیفاً معروف و مصروف خدمات دینیه بسیاری بود. [3] تاریخ نویسان معاصر شیخ فضل اللّه نوری، با اینکه بعضی از آنها به لحاظ فکری و اندیشه سیاسی وی را تأیید نمی کردند ولی همواره از
جدی با تئاتر و چخوف و هدایت. درباره تئاتر می گوید: تئاتر در شب خلق و در شب تمام می شود و این ارزشمند است. 1341 آغاز داستان نویسی و چاپ نخستین داستان کوتاهش به نام تهِ شب. این قصه را مجله آناهیتا چاپ کرد که متعلق بود به مصطفی اسکویی. در همان سال برای نخستین بار روی صحنه تئاتر هم رفت با بازی در نمایش شب های سفید که نویسنده اش، داستایوفسکی را دو، سه سالی می شد که خوب می شناخت
تاریخ ایرانی: محمدرضا پهلوی در روز چهارم آبان 1298 در تهران به دنیا آمد. پدرش، رضاخان میرپنج سوادکوهی، بنیانگذار سلسله پهلوی و مادرش، تاج الملوک آیرملو بود. پس از آنکه رضاخان پادشاه ایران شد، محمدرضا به مقام ولیعهدی رسید و آن چنان که پدرش می خواست در کنار 20 همکلاسی منتخبش ازجمله حسین فردوست، تحصیل در مدرسه نظام را آغاز کرد و زبان فرانسه را از کودکی فرا گرفت. در 12 سالگی برای ادامه تحصیل به سوئیس
جایزه ادبی روزی روزگاری بوده است و تنها مترجم موردتایید سفارت فرانسه در ایران محسوب می شد. شناخته شده ترین ترجمه کاشیگر شاید ابر شلوارپوش اثر مایاکوفسکی باشد. رمان های تکنیک کودتا نوشته کورتسیو مالاپارته، خرده آسمان، انگار هیچ نوشته کلود استپان از دیگر آثار اوست. همچنین در شماره های مختلف فصلنامه ارغنون و زیباشناخت ترجمه مقالاتی از تزوتان تودوروف از او به چاپ رسیده است. مدیا کاشیگر
به گزارش شفاف ، حسن غفوری فرد که سابقه آشنایی با بنی صدر را سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد، حرف های ناگفته فراوانی درباره او دارد. از این رو در یک ظهر تابستانی به دفتر کار وی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. ایشان که قصد داشت در آن روز به مجلس ختم مرحوم نیری برود با روی خوش ما را در اتاق کارش پذیرا شد و بعد از گفتگوی دو ساعته با ما راهی آن مجلس شد. غفوری فرد از جمله
مانند خانه اش؛ خانه یی که موزه یی است سیار که از این خانه اجاره یی به خانه یی دیگر می برد. اصغر بیچاره با عکس ها و دوربین هایش، با خانه اش سال ها است روایت منحصر به فرد خود را از عکاسی و سینما حفظ کرده است. حرف زدن با او و سهیم شدن در خاطراتش به معنای زنده کردن یاد آدم هایی است که هر کدام بخشی از تاریخ سینما را شکل می دهند، به خاطر همین تلاش او را برای نگه داشتن و حفظ این تاریخ باید پاس داشت و
فیلم را بیابان اندر خیابان گذاشته بودند. در همان سال ها کتابی هم به صورت مشترک ترجمه کردیم که برای نوجوانان بود و سه داستان را در بر می گرفت که ما از زبان فرانسه ترجمه شان کرده بودیم. سال پنجاه ودو این کتاب را به ناشری فروختیم و بعد از آن با هم به انتشارات بابک رفتیم. آگهی درخواست همکاری این نشر را دیده بودیم و با هم به آنجا رفته بودیم و قرار بود هرکداممان یک کتاب ترجمه کنیم که البته سرانجامی