بازخوانی نامه احساسی علی کریمی/ یک سال از خداحافظی جادوگر گذشت - باشگاه پرسپولیس
سایر منابع:
سایر خبرها
درسی که بعثت پیامبر(ص) به عالمان و حاکمان آموخت
رضا سلطان زاده مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد حضرت محمد مصطفی(ص) روز 27 ماه رجب در سن چهل سالگی مطابق با 610 میلادی و سال چهلم از عام الفیل به پیامبری مبعوث شد. نجاشی پادشاه حبشه سپاهیانی را به فرماندهی ابرهه برای ویران کردن خانه کعبه فرستاد. چون سپاهیان حبشه تعدادی فیل با خود آورده بودند آن را عام الفیل نامیده اند در قران کریم به این داستان اشاره شده است که خداوند به پیامبر (ص) می فرماید: آیا ندیدی پروردگارت با اصحاب فیل چه کرد؟(ترجمه آیه اول سوره فیل) یکی از اهداف سوره فیل یادآوری خاطره بزرگ نعمت های عظیم خداوند به قریش است تا به آنها نشان دهد که اگر لطف پروردگارت نبود نه آثاری از این کانون مقدس یعنی مکه و کعبه وجود داشت و نه از قریش، شاید از مرکب غرور فرود آیند و به دعوت پیغمبر اکرم(ص) گردن نهند.. . هنگامی که پیامبر گرامی اسلام(ص) این آیات را برای مشرکان مکه خواند احدی آن را انکار نکرد، هرگاه مطلب مشکوکی بود لااقل گروهی اعتراض می کردند و اعتراض آنها مانند سایر اعتراض هایشان در تاریخ ثبت می شد به خصوص اینکه قران با جمله الم تر مطلب را ادا کرده است. 1 در آن روزگار مردم بسیاری از سرزمین ها با بی عدالتی، ظلم و ستم، تبعیض و اختلافات طبقاتی روبرو بودند و با مصائب و مشکلات و خودسری هایی که پادشاهان و حاکمان و روحانیون یهودی و مسیحی و زردشتی برای آنها به وجود آورده بودند دست و پنجه نرم می کردند. در میان بادیه نشینان و قبایل گوناگون عرب نیز دزدی و غارتگری رواج داشت. زنان را به صورت کالا خرید و فروش می کردند. وجود دختران را ننگ می دانستند و آنان را زنده به گور می کردند. گرچه شجاع و مهمان نواز بودند اما از هجوم به دیگران و خانواده حتی برادر خود پروایی نداشتند. چه بسا کوچکترین حادثه سبب می شد سال ها بین دو یا چند قبیله آتش جنگ و فتنه ادامه یابد. بت می پرستیدند، شعر و شاعری در میان آنان رواج داشت و مضامین بسیاری از این اشعار وصف شراب، افتخار به جنگ و حمله و آدم کشی و هوسرانی بود. حضرت محمد(ص) چهل سال از عمر خویش را در زمان جاهلیت و در میان قبایل متجاوز بی فرهنگ گذرانده و امین لقب یافته بود اکنون خویشتن را در آستانه مسئولیت شگرف می دید. در ایام نزدیک بعثت بیشتر اوقات از شهر و جنجال دور می شد هرسال یک ماه در کوه حرا به عبادت می پرداخت در آن ماه هر مستمندی نزد او می رفت او را طعام می داد و چون یک ماه سپری می شد پیش از این که به خانه خود باز گردد به کعبه می رفت و طواف می کرد. چون سال بعثت رسید محمد(ص) به کوه حرا رفت. به هنگام مبعث جبرئیل نزد او آمد و گفت: بخوان، گفت: چه بخوانم. جبرئیل گفت: بخوان به نام پروردگارت که آفرید. 2 در مدت 23 سال پیامبر بزرگوار(ص) با تحمل رنج ها و سختی ها و استقامت و پایداری در برابر آزار و اذیت و شرکت در جنگ هایی که بت پرستان و منافقان و مخالفان در مکه و مدینه براه انداختند با عرضه نمودن آیات شریفه قران مجید که بر قلب مبارکش نازل می شد چنان دگرگونی و تحولی در مردم ایجاد کرد که نه تنها اعراب بادیه نشین بلکه مردم سرزمین های دور از هر رنگ و نژاد و مذهب امت واحده ای تشکیل دادند که روز به روز شعاع نورانی آن پر رونق تر و افزون تر شده و خواهد شد. مولای متقیان حضرت علی بن ابی طالب (ع) ره آورد عظیم بعثت پیامبراسلام(ص) را این گونه بیان می فرماید: حال به نعمت های بزرگ الهی که به هنگام بعثت پیامبر (ص) بر آنان فرو ریخت بنگرید، که چگونه اطاعت آنان را با دین خود پیوند داد؟ و با دعوتش آنها را به وحدت رساند؟ چگونه نعمتهای الهی بالهای کرامت خود را بر آنان گستراند، و جویبارهای آسایش و رفاه برایشان روان ساخت؟ و تمام برکات آیین حق آنها را دربرگرفت؟ در میان نعمتها غرق گشتند، و در خرمی زندگانی شادمان شدند، امور اجتماعی آنان در سایه قدرت حکومت اسلام استوار شد، و در پرتو عزتی پایدار آرام گرفتند، و به حکومتی پایدار رسیدند، پس آنان حاکم و زمامدار جهان شدند، و سلاطین روی زمین گردیدند، و فرمانروای کسانی شدند که در گذشته حاکم بودند، و قوانین الهی را بر کسانی اجرا می کنند که آنها مجریان احکام بودند، و در گذشته کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت، و هیچ کس خیال مبارزه با آنان را در سر نمی پروراند. 3 شایسته است عالمان با ایمان و حاکمان دوستدار ملت و مجری قانون در زندگی، ساده زیستن و رفتار پسندیده و حسن خلق را معیار و ملاک قرار دهند و به عدل و داد رفتار نمایند. به طور قطع زندگی کردن همانند انبیاء و ائمه علیهم صلوات ا... غیر ممکن است. اما گام برداشتن در مسیر رسیدن به قله هدایت امکان پذیر می باشد. می توان به یاد ناتوانان و فقیران بود و در جهت بهبود زندگی آنها قدم برداشت. از هم نشینی با زراندوزان خودداری کرد و توصیه و سفارشی هم برای سوء استفاده آنان ننمود و از خودپسندی و ارعاب و غرور اجتناب کرد. پیامبر گرامی اسلام می فرماید: دو دسته از مسلمانان هرگاه اصلاح شوند مسلمانان همه درست می شوند و هرگاه فاسد شوند مسلمانان هم فاسد می شوند گفتند ای پیامبر خدا این دو دسته کیانند؟ فرمود عالمان و حاکمان. در اصول کافی از پیامبر (ص) نقل گردیده است که فرمود: خدایا! به نان ما برکت ده و میان ما و آن جدایی مینداز، که اگر نان نبود، نه می توانستیم روزه بگیریم، نه نماز بخوانیم و نه دیگر واجبات پروردگار خویش را به جا آوریم. 4 حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: مردم، فقیر، محتاج، گرسنه و برهنه نگشتند مگر در اثر گناه توانگران 5 ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کرده ایم در مورد سیره پیغمبر و ائمه اطهار کرده ایم. وقتی می گویند پیغمبر (ص)چنین بود، می گوئیم: او که پیغمبر بود، یا وقتی می گویند علی(ع) چنین بود، می گوئیم: او که علی بود، تو ما را با علی(ع) قیاس می کنی؟! ما را با پیغمبر(ص) قیاس می کنی؟! ما را با امام جعفر صادق(ع) قیاس می کنی؟! آنها که از آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند؟! و چون ز آب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند دیگر به ما مربوط نیست، کار پاکان را قیاس از خود مگیر. گاهی یک تک مصراع ضررش برای یک ملت صد بار از وبا و طاعون بیشتر است. از آن تک مصراع های گمراه کننده در دنیا یکی همین است: کار پاکان را قیاس از خود مگیر. البته این تک مصراع از نظر گوینده اش یک معنا دارد و در میان ما معنایی دیگر رایج است. ما می خواهیم بگوئیم کار خود را قیاس از پاکان مگیر، این را با این تعبیر می گوئیم: کار پاکان را قیاس از خود مگیر. 6 از جمله مسائلی که می توان از سیره رسول گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار آموخت این که نباید از هر سرمایه و پولی در تبلیغ دین استفاده کرد. معمولاً افرادی یافت می شوند که مثلا صدها میلیون تومان خرج تاسیس و احداث و یا ترمیم و تعمیر حسینیه، مسجد، مدرسه و درمانگاه می کنند یا در روزهای عزاداری و یا اعیاد مذهبی مبالغی جهت تهیه و توزیع غذا و شربت و شیرینی هزینه می نمایند. اما به عنوان نمونه معادل چند برابر آن وجه از پرداخت مالیات خودداری و یا از راههای مختلف با ظاهرسازی سوء استفاده وگران فروشی و رانت خواری می کنند و این از وظایف عالمان و امیران به معنای عام است که ضمن مبارزه با فقر و ناتوانی مردم جامعه خود را گرفتار رفتار و کردار این گروه ننمایند. از دیگر نکاتی که سزاوار است بدان عنایت و توجه داشت این که نباید از هر وسیله نامشروع و یا جعل حدیث و یا نقل روایات دروغ و غیر صحیح برای پیشبرد اهداف دینی و مقدس استفاده کرد. من می خواهم یک مسجد بسازم، برای خودم که نمی خواهم بسازم. واقعا هم در مسجد ساختن هدف نا مقدسی ندارم. من جزء کسانی هستم که بانی شده ام در فلان محل که مسجد ندارد مسجدی ساخته بشود که در آنجا مردم بیایند نماز بخوانند، مجالس وعظ تشکیل بشود، بچه ها بیایند دستورهای دین را یاد بگیرند و جلساتی باشد. این مسجد مصالح می خواهد، گرفتاریهای دیگر دارد، اشکالات اداری ممکن است پیدا کند، و از مردم نیز باید پول گرفت. حالا یک آدم اهل خیر پاشنه گیوه را ور کشیده برای اینکه کار این مسجد را درست کند. نزد کسی می رود، یک حرفی می زند که هر جور هست از او پول در بیاورد، چهار تا دروغ می گوید ولی بالاخره پنج هزار تومان پول برای مسجد در می آورد. دو تا دروغ به یک نفر دیگر می گوید، چهار تا تملق و چاپلوسی نسبت به دیگری می کند که شما چنین هستید، چنان هستید، ما به شما از قدیم ارادت داریم، خواب دیدم که داشتید در بهشت کله معلق می زدید، حتما هم چنین چیزی هست. ده هزار تومان هم از این می گیرد. پنجاه هزار تومان از یکی دیگر می گیرد. حال این را ما چه می گوییم؟...این مطلب قبلا در ذهن خودم مکرر آمده بود، همین امروز که باز تفسیر المیزان را در همین زمینه مطالعه می کردم دیدم ایشان(علامه طباطبائی) ادب تبلیغ نبوت را که از قرآن استنباط کرده اند - که به طور کلی چه آدابی را همه انبیاء و از جمله رسول اکرم رعایت می کردند - از جمله همین مطلب را ذکر کرده اند که هرگز انبیاء در سیره و روش خودشان، برای رسیدن به حق از باطل استفاده نمی کنند، برای رسیدن به حق هم از خود حق استفاده می کنند... 7 آری این سیره پیامبر مکرم اسلام (ص) و ائمه طاهرین(ع) نجات بخش بشر و هدایت گر انسانها در زندگی است هر گاه عالمان و حاکمان به حق و انصاف گرایند و در جهت تحقق روش و شیوه زندگی رسول اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) تلاش کنند بی تردید جامعه نمونه مدنی که مورد تاکید آن بزرگواران بود به وجود خواهد آمد و آن جمله مشهور امام علی(ع) که فرمود شما نمی توانید چون امامتان زندگی کنید ولی مرا به وسیله خویشتن داری و تلاش و پاکدامنی واستواری کمک کنید در این صورت اهداف جامعه اسلامی محقق خواهد شد به امید آنچنان روز. مدیر مسئول پی نوشت ها: 1- تفسیر نمونه ، جلد 27.چاپ 1366. صفحه 342-341 2- بعثت، غدیر، عاشورا، مهدی ، استاد محمد رضا حکیمی. صفحه 21 و 22 3- نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی(ره)، فرازی از خطبه 192، صفحه 283 -282 4- الحیاه ، استاد محمد رضا حکیمی. ترجمه احمد آرام، جلد ششم، صفحه 195 5- همان، گزارشی درباره جلد سوم تا ششم 6- سیری در سیره نبوی، متفکر شهید استاد مرتضی مطهری. انتشارات صدرا. صفحه 30 7- همان، صفحات 106و 107 و 108 و 109 ...
کنکاشی در ماجرای مک فارلین
موعظه ها را با شایعاتی چون کانالیزه شدن امام مخدوش سازد. تا این که امام (ره) با درایت و دورنگری خود عمق فاجعه را درک کردند و دستور پیگیری این جریان را صادر نمودند و نهایتاً پس از مدتی که از بازداشت مهدی هاشمی گذشت، سرانجام وی در زندان درباره همه جرائم قبل و بعد از انقلاب لب به اعتراف گشود. و در روزهای 22، 24 و25 مرداد ماه سال 1366 به اتهام محاربه، افساد، ایجاد فتنه و رعب و وحشت در بین مردم محاکمه
باند مهدی هاشمی/ اعترافی که اگر صورت نمی گرفت چه می شد؟ /کالبد شکافی باند مهدی هاشمی
های سپاه راه اندازی شد. بعد از این انتصاب علمای اصفهان منجمله آیت الله خادمی طی نامه ای 4 صفحه ای به امام از دو موضوع دادگاه انقلاب که زیرنظر امید نجف آبادی به مصادره اموال مردم و انجام اعمال عجیب در کنار انتصاب قاتلی در رأس سپاه به عنوان قاتل آیت الله شمس آبادی، حشمت و فرزندانش، شیخ غلام صفری، یک زن و تعداد دیگری اعتراض کرد. مهدی هاشمی از اینجا به بعد وارد فاز جدیدی می شود چرا که با داشتن
خاطرات هاشمی رفسنجانی در مورد سقوط فاو و جنگ/دفاع سردار قربانی: اشتباه کرده است !!با تحلیل های آبدوغ ...
در آینده، حفاظت از همه کشتی های نفتی را به عهده بگیرد. در مورد مدارس، قرار شد امتحانات را به موقع برگزار کنند. در مورد طرح پزشکان، قرار شد پیشنهاد رفتن اجباری به شهرستان ها لغو شود؛ وزارت بهداشت چنین اجازه ای داده است. موفقیت سپاه در جنوب،ناکامی ارتش در غرب / تسخیر فاو همراه با پیغام محرمانه به کویت خاطره روز 21 بهمن سال 1364 اول طلوع فجر از خواب بلند شدم. بعد از نماز صبح به
خاطرات شیخ حسین انصاریان درباره براندازی مراکز فحشا؛ماجرای پاک کردن لانه های فحشا و کاباره ها از دامن ...
پخش شد. من خود شنیدم که خبرنگاراز دختر جوانی سوال کرد که شما قبلاً کجا بودید و چه می کردید؟ او گفت: من اصلاً به قبل و بعد کاری ندارم و هیچ حرفی برای گفتن ندارم. فقط این را می خواهم بگویم که یک نفر آمد و مرا نجات داد که او هم پدر من است و هم عمویم، هم برادر و دایی و مادرم، او همه کاره من است. او شیخ حسن انصاریان است. دایره مبارزه با منکرات کار دیگر دایره مبارزه با منکرات، تعطیلی کاباره
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
نماید! و این نشاندهنده این بود که امام در راستای حفظ اساس نظام با هیچکس ولو با یادگار فرزند عزیز خود که وی را امید آینده اسلام می دانستند هم تعارف و ملاحظه ندارند. با ادامه تحرکات سید حسین، امام در نامه ای که متن آن در جلد 14 صحیفه نور آمده، ضمن انتقاد شدید از وی، نوشتند: پسرم حسین خمینی! جوانی برای همه خطرهایی دارد که پس از گذشت آنها انسان متوجه می شود. من میل دارم کسانی که به من مربوط
خاطرات همسر امام خمینی (ره) از زندگی خصوصی تا سیاسی
یک دفعه خلوت شد و همه رفتند. به ایشان گفتم اینجا خیلی سخت است؟! انگشتش را مالید به پشت گردنش، پوست نازکی با انگشت لوله شد و آمد پایین، من هیچ نگفتم ولی خیلی ناراحت شدم. هنوز هم که به یاد آن می افتیدناراحت می شوید. مادر معذرت می خواهم. من در این گفت وگو چندین بار شما را به گریه انداختم و خاطرات تلخ گذشته را زنده کردم واقعاً مرا ببخشید . نه اشکالی ندارد، بعد آقای روغنی پیشنهاد کرده بود
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
ازدواج شهربانو با امام حسین (ع) و فیلم رستاخیز
، در کمال سکوت، از حرفهای گذشته، گذشته، و راه جدیدی را در پیش می گیریم. می توانیم برای تجربه، به فتاوایی که در باره حرمت شرکت زنان در انتخابات از مشروطه تا سال 42 داده شده، نگاه کنیم و بعدا در سال 57 و مجموعه انتخابات سال 58 و بعد از آن ملاحظه کنیم که اساسا از آن مسائل دیگر خبری نبود و در کمال سکوت همه چیز به آرامی و خوبی برگزار شد. در باره رعایت یا عدم رعایت برخی از عرفیات نسبت به اقشار
صدام چگونه سخن گفت؟
گفته بودم فکر کند. می رفتم سمت ماشینم که یکی از زندان بان ها دنبالم آمد و گفت صدام مرا می خواهد. وقتی دوباره وارد سلول شدم صدام نگاهم کرد و گفت واقعاً نگران من است و فقط به خاطر من غذا خواهد خورد. این قطعاً یک شطرنج روانی بین من و صدام بود. او مصمم بود اما من هم همین طور. چیزی اما بعد از این اعتصاب عوض شد. در آن نقطه از کار، تغییری در او دیدم؛ داشت بیشتر و بیشتر از نظر عاطفی به من جذب می
من سال های زیادی دیگر در فوتبال نیستم | هرگز نگفتم می خواهم به تیم ملی بازگردم
فوتبال سایپا درباره حضورش در ورزشگاه دستگردی و تجدیدخاطرات حضورش با پاس در این ورزشگاه اذعان داشت: به هر حال خاطراتی که از گذشته داشتم و تمرینات، بردها و باخت ها جلوی چشمم آمدند. خاطرات خوبی از دستگردی دارم و امیدوارم این لحظات خوب ادامه پیدا کند. نکونام در این باره که آیا گفته می خواهد فوتبال را در سایپا به پایان برساند یادآور شد: هیچ کس از آینده خبر ندارد ولی من سال های زیادی دیگر در فوتبال نیستم و دوست دارم این مدت را در تیم بی حاشیه بازی کنم.
کری: آمریکا برای مقابله با ایران در منطقه جدی است
پایبند خواهد ماند؟گفت: تا زمانی که ایران این قطعنامه را اجرا کند. ایران اقدامات ضروری برای تعهد به قطعنامه را انجام داده است. ما اعتقاد داریم که کنگره را قانع خواهیم کرد که این توافق موضوع خوبی برای امنیت آمریکا و منطقه است و منطقه را از رقابت تسلیحاتی حفاظت می کند و همچنین جلوی تهیه سلاح هسته ای از سوی ایران را می گیرد. من اعتقاد دارم که این توافق نامه اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس و همه را در
انتقاد ستاره سابق از مدیران پرسپولیس | آقایان، پرسپولیس جای دفاع چپ تستی نیست
خوشی تمام شد. اگر موافق باشید می خواهیم در مورد پرسپولیس چند سؤال بپرسیم. بفرمایید، در خدمتیم! تا بوده چنین بوده که پرسپولیس مدافعان چپ خوب و ملی پوشی داشته است. به طور مثال مجتبی محرمی، جواد منافی، مهرداد میناوند و خود شما در این تیم توپ می زدید و حالا... واقعاً باید تأسف خورد. دفاع چپ های پرسپولیس همه نقطه قوت این تیم و همگی ستاره بودند. دوستان بعد از یک ماه
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
، شما همه چیز را فراموش خواهید کرد، اما خانواده هایتان هرگز این موضوعات را از یاد نخواهند برد و براساس صحبت های شما راجع به همسرتان قضاوت خواهند کرد. حتی ممکن است به خاطر ناراحتی های پیش آمده، ناخودآگاه همسرتان را مقصر دانسته و رفتارشان با وی تغییر کند و حتی این تغییر رفتار بعد از آشتی و حل مشکل همچنان ادامه یابد، زیرا آنان همیشه این تصور منفی را دارند که زندگی فرزندشان پر از بدبختی و مشکلات
سلنا گومز، از خوانندگی تا فعالیت های خیرخواهانه/عکس
"داستان سیندرلایی دیگر" شد. سلنا در کنار "درو سیلی و در نقش "مری سانتیاگو" بازی کرد که آرزو داشت یک رقصنده شود. به طور کلی از این فیلم برداشت های خوبی شد و فیلم نامهٔ این فیلم توانست برندهٔ "جایزهٔ گروه نویسندگان آمریکا" شود. مدتی بعد در همان سال، سلنا عهده دار دوبلری نقش "هِلگا" در فیلم انیمیشن "هورتون صدای کسی را می شنود!" شد. این فیلم یک موفقیت تجاری بود؛ چرا که فروشی نزدیک به 300
عباس زاده: اگر در لیست مازاد نبودم، چرا الان در ترکیه نیستم؟
پرسپولیس نیوز :مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس گفت: سوالم اینجاست اگر باشگاه مرا می خواست چرا وقتی با همه بازیکنان مد نظرشان تماس گرفتند با من تماس نگرفتند؟ محمد عباس زاده در رابطه با تلاشش برای دریافت رضایت نامه از پرسپولیس اظهار داشت: من دیروز به باشگاه رفتم اما نتوانستم طاهری را ببینم. این اتفاق برای بار اول نیست که می افتد. در ابتدای فصل نقل و انتقالات هم دو بار به باشگاه پرسپولیس آمدم
منصوریان: خانواده مقتول به خاطر سر تراشیده ام فکر کردند قاتلم!
توجه به پیچیدگی آن شهرک به دنبال راهی برای فرار بودم! نمی دانم... شاید چون سرم را تراشیده بودم و این شکلی شده بودم بهم شک کرده بودند!(خنده) از نفت چه خبر؟ همه چیز خوب است و ان شاءا... تلاش می کنیم تا با قدرت در بازی های لیگ و لیگ قهرمانان آسیا شرکت کنیم. ما چهار شهریور در تهران بازی داریم و ان شاءا... با دعای خیر مردم و حمایت آنها می رویم تا از آبرو و اعتبار فوتبال ایران دفاع
لحظه شماری برای شهادت؛ خدایا مرا در یاب
، ولی هنوز دستم خالی است. می دانم گنهکارم و روسیاه، ولی امیدم به جود و بخشش توست. خدایا! همه با دست پُر رفتند؛ ولی منِ اسیر بیچاره هنوز با دست خالی به نافرمانی تو مشغولم. خدایا! مرا از بند این اسارت آزاد کن. می خواهم از بند هر هوای نفسی آزاد باشم؛ ولی چه کنم که شیطان با فریب هایش مرا مشغول به دنیا کرده است.
شکر، برجسته ترین مصداق مثبت بودن است
حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع تنها مسیر برای زندگی بهتر به سخنرانی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید: معرفی برنامه ای که دین برای زندگی انسان دارد بعد از بیان شرایط و ویژگی های یک برنامه خوب در جلسات گذشته، به این نتیجه رسیدیم که باید این برنامه را از دین بگیریم. در این چند جلسه باقی مانده، می خواهیم برنامه ای که دین برای زندگی انسان دارد را معرفی کنیم.
ناراحتی فغانی از بی توجهی کفاشیان و تاج
نیفتد. اسدی در ادامه تاکید کرد که اگر نتواند کاری انجام دهد می رود برای دبیرکل فدراسیون فوتبال گفت برای پست و مقام به فدراسیون نیامده و اگر مسئله ای را بیان می کند دنبال خواهد کرد. علیرضا فغانی یکی دیگر از منتقدان به وضعیت داوری کشور بود و اعلام کرد مسئولان قبلی از کیومرث هاشمی گرفته تاکنون همه وعده و وعید دادند و حقیقتا هیچ کدام هم مسائل را انجام نمی دهند گوش داوران هم از
گرد و خاک علی عسگری علیه مسئولان باشگاه پرسپولیس
/> - اتفاقاً برانکو سه مرتبه به باشگاه لیست داد و عین سه مرتبه هم من در لیست او بودم. الان هم مطمئن هستم برانکو جلوی آقایان کوتاه آمده است. البته از او هم گلایه دارم. * از برانکو؟ - بله، من سال گذشته با کشاله پاره برای برانکو بازی کردم. خود او به من می گفت که سال بعد 100 درصد تو را می خواهم ولی... به نظرم اگر برانکو قاطعیت به خرج می داد، این اتفاقات نمی افتاد. * شنیدیم از تو
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
هنرهای دیگر داشته باشد. بله و به همین خاطر، من در این کتاب از کسانی حرف می زنم که کارشان ترانه نیست. و این سرنخی است که به مخاطب می دهید تا متوجه شود همه چیز صرفاً به دنیای شعر و ترانه محدود نمی شود. شما باید همه را بشناسید. اصلاً اول باید آرتیست بشوید، بعد بروید ترانه بنویسید. برای ترانه نوشتن هم، نخست باید شاعر بود. یک نکته ای که در کتاب درباره اش حرف
چه چهره هایی نویسنده رادیو بودند؟
برای کار فرهنگی از دست خواهد داد و چه لحظه های ناب و بالقوه آموزشی را به جای تبدیل به فعل، تبدیل به موج های فرار در روش هایی این گونه خواهد کرد. دست خط نویسندگان رادیو در ادامه ی این مطلب رجبعلی آورده است: محمدرضا ترکی یکی از نویسندگان رادیو که به مدیریت شبکه رادیویی فرهنگ هم رسید و بعد آن را رها کرد، در مورد شغل نویسندگی در رادیو (جزوه چاپ شده در اداره تحقیق و
نامه یک دختر برای سه پدر اسطوره ای
من! کنعان قلب من هنوز کلبه کوچک سر راهش را زنده نگه داشته تا تو برگردی. می خواهم برایت بنویسم غم فراق تو همه وجودم را فراگرفته است. تنهایی بعد از تو مرا بیشتر عاشق کرده است. عاشق حب اهل بیت(ع) تو. عاشق نمازهای شبانگاهی ات. عاشق راز و نیاز، مناجات هایت و عاشق عشق به ولایت داشتن ات. هنوز راه رفتنت را به یاد دارم. از آن راه رفتن یاد گرفتم بر مسیر ولایت حرکت کنم. از چشمانت صداقت را یاد گرفتم. از وجودت
حقیقی: وای به روزی که با کی روش مشورت کنم
با این حساب فصل آینده را هم می خواهی در پرتغال سپری کنی؟ تنها چیزی که می دانم، باشگاه ها با روبین کازان مکاتبه هایی را انجام داده اند و صحبت ها فقط بین باشگاه ها صورت گرفته است. این مسائل هم به من ارتباطی پیدا نمی کند و فقط زمانی که یکی از این باشگاه ها با روبین کازان به توافق برسد من باید بگویم می خواهم به آن تیم بروم یا نه. تمام اینها به این خاطر است که تعیین تیم آینده ام منوط به
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
/> در محوطه باز نمایشگاه آلمانی ها غرق شادی و مشغول بازیگری هستند و با لباس های رنگارنگ و چهره های متفاوت روز خوشی را سپری می کنند و در مقابل ایرانی های دلتنگ دنبال نشانه هایی از کشورشان هستند. از همه آدم هایی که امروز دیدم دکتر حسابی دلتنگ ترین آنهاست. از دکتر حسابی سؤال می کنم: آیا تا امروز به برگشتن فکر کرده اید؟ می دانم که به اینجا عادت کرده اید و بعد از سال ها زندگی در اینجا
گفت وگو با مهتاب کرامتی درباره عصر یخبندان
به من پیشنهاد شد دلم می خواست نقشی که به من پیشنهاد می شود مورد قبول من باشد. اما در ابتدا ایشان درباره نقش چیزی به من نگفتند. گفتند شما فقط فیلم نامه را بخوانید و بعد با هم صحبت می کنیم. من عادت دارم زمانی که فیلم نامه را می خوانم، یک بار به طور کامل فقط روی داستان و تمام شخصیت ها متمرکز می شوم. چون خیلی از مواقع وقتی فیلم نامه را می فرستند، می گویند به فلان نقش خاص توجه ویژه داشته باشید. ولی در
روش های جذب و تربیت نیرو/ گفتاری از دکتر حمید حبشی (قسمت دوم)
بود من دارم این کلاس را به جهتی دعوت می کنم، او هم به هر دلیلی با هر زیرساختی که بود خودش را مقابل من می دید. فکر کرده بود یک جنگ راه بیندازد این را بخواباند و بقیه را پشت خط خودش ببرد. تنها چیزی که مرا در این رویارویی به لطف خدا جمع کرد ظرفیت روانی بود و بعد دانش پشت آن. دیدم این آمده جلوی من، آیا این رقیب من است؟ اینکه تحت یک عواملی راه افتاده. من برای چه کسی مربی ام؟ برای آنها که تا صدایشان می
آنچه که از محمد جواد ظریف نمی دانید
جز این توقعی نمی رود. احمدی نژاد در اولین سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک می دانم ایشان تمایل داشتند در همان سفر بنده را قبل از دیگر سفرا برکنار کنند ،اما ظاهرا مورد توافق رهبری قرار نگرفت ،علی رغم تاکید رهبری بر ادامه مسئولیت بنده این جانب فقط در آنجا حضور داشتم و کاری به من محول نمیشد حتی در مورد قطعنامه هایی که در شورای امنیت تصویب شد ،به هر ترتیب بنده از نظر روحی دو سال
مسئولان پرسپولیس گفتند برانکو مرا در لیست مازاد نگذاشته
به گزارش پایگاه 598 به نقل از تسنیم، محمد عباس زاده در مورد حضورش در باشگاه پرسپولیس گفت: من روز گذشته به باشگاه رفتم و با مشاور طاهری (سرپرست باشگاه پرسپولیس) صحبت کردم. آقایان به من گفتند که برانکو نام مرا در لیست مازاد نگذاشته است و با تصمیم خودم در تمرینات شرکت نکرده ام! من نمی دانم چرا در رسانه ها اعلام کردند که برانکو مرا نمی خواهد و حالا چنین حرفی را می زنند. وی در ادامه افزود