نه این که امام حسین از سرنوشت این حرکت بی اطلاع بود؛ نه، اینها امام بودند. مسئله ی معرفت امام و علم امام و آگاهی وسیع امام بالاتر از این حرفهائی است که ماها در ذهنمان میگنجد؛ بلکه به معنای ترسیم یک دستورالعمل می ایستد، تسلیم نمیشود، مردم را به یاری میطلبد، بعد هم وقتی یک عده ای پیدا میشوند که همان اهل کوفه باشند و اظهار میکنند که حاضرند در کنار آن بزرگوار در این راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت میکند و به طرف آنها میرود؛ بعد هم در میانه ی راه پشیمان نمیشود.
رسولخدا صلی الله علیه و اله و سلم اقتدا کنیم. خواهرم تو را سوگند می دهم بعد از کشتن من گریبان چاک مزن، روی خود را مخراش، امام سجاد علیه السلام می فرماید: آنگاه پدرم، زینب علیها السلام را نزد من آورد و نشاند و خود به سوی یارانش رفت. (3) (شب عاشورا امام بود که زینب را دلداری دهد و لی بعد از ظهر عاشورا چه کسی زینب علیها السلام را دلداری داد؟!). از وقایع شب عاشورا آنکه
رسیدن به خداوند دور می کند، افزود: حجاب های ظلمانی انسان را در فضای ظلمت برده و انسان را از خداوند دور می کند. عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: امام سجاد(ع) می فرماید، هیچ چیز نمی تواند مانع حضور خداوند شود، بلکه این انسان ها هستند که از خداوند دور هستند. وی با اشاره به اینکه چرا انسان ها از حجاب ها فراتر نمی روند، عنوان کرد: حجاب ها موانعی هستند که انسان ها را از خداوند دور
کردار حسین(ع) در واقعه کربلا و روز عاشورا، می توان اذعان کرد که درک زمان و مکان، صبر و شکیبایی، فتوت و جوانمردی، و تأسی از ملجاء امامت و ولایت، و سرانجام حرکت در مسیر بندگی، تا رسیدن به خدا، راه بی برگشت حسین(ع) بوده است. ایمان، علم، دانش، معرفت، توکل ، زهد، عبادت، فصاحت، بلاغت، عهد، پیمان، سخاوت، عفو، گذشت، حلم، بردباری، دلیری، دلبری، شجاعت، صبر، شکیبایی، صداقت، مروت ، آزادگی، اخلاق
از جنس خلافت الهی است و این انسان، خلیفه خدا است و کار خدایی می کند تا مردم را به مقام بندگی و عبادت برساند. واسطه رحمت خدا است و با محبت، دست عباد الله را می گیرد، خرج و ایثار می کند؛ این همان شفاعت است. در نقطه مقابل کسی که إعراض از خدای متعال کرده و محدود است، نمی تواند ببخشد و اگر یک جایی هم سرمایه گذاری می کند، یک طمعی دارد. وقتی ابلیس و مستکبر علی الله شد، وقتی خودش را دید، تمام