عمو ببینه! 9- توی فامیل ما مُرده ها تا سه ماه خواب ندارن؛ هر شب به خواب یکی از اقوام می رن، زنده هامون اما دو سال یه بار دیدن هم نمی رن. 10- الان موقعیت یه جوریه که آدم فکر می کنه به غیر از بحث توافق راجع هر چیز دیگه استتوس بذاره، با پشت دست می زنن تو دهنش! 11- خوب به سلامتی توافق شد؛ الان فقط مونده وزیر خارجه چین از متن توافق واسه طرفین کپی بگیره! 12- خبر
نزدیک به دو سال از رکود سنگین در بازار مسکن می گذرد و این روزها بسیاری از مردم منتظرند که توافق هسته ای گره کور این رکود را باز کند. نخستین بار آذرماه سال 1392 و پس از آن، تیرماه سال 1393 بود که مذاکرات ایران و 1 + 5 تمدید شد؛ درست زمانی که بازارهای اقتصادی در کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند یاری دولت بودند، اما دست دولت بسته بود. اما در این روزها و پس از حصول توافق هسته ای، هر بازاری یک عکس
کند. صبورانه جلوی اشک چشمانش را می گیرد و سکوت میکند! صدای اذان مغرب در حیاط خانه پیچید. مادر ادامه داد: دوازده سال طول کشید که جنازه اش پیدا شد . سه شب قبل از اینکه خبر پیدا شدن جنازه اش را بیاورند در عالم خواب او را دیدم. به محض اینکه مرا دید گفت: ننه! چشمانم را نذر تو کرده بودم تا یکبار دیگر تو را ببینم و بعد مرا در آغوش گرفت. گلایه کردم! گفتم: ننه میدونی چند ساله منتظرتم و ... می
الان هم توی قطعه 319 بهشت زهرا خوابیده. قطعه 319 را شما برو نگاه کن، توی این یه هفته یه عالمه آدم که توی همین سیل مردن، اونجا خاک کردن. بعد از این ماجرا هیچ کس از مسئولان سراغ ما نیامده و از ما حالی نپرسیده. حرف ما را به گوش مسئولان برسانید. به آنها بگویید که دل منِ مادر سوخته و اگر کوتاهی ای دراین باره اتفاق افتاده، آنها را نمی بخشم. بچه های ما آن روز رفته بودند تفریح کنند نه این که با این وضع
منتفی می شود اما 10 سال دیگر کی زنده و کی مرده! در ازای این همه فقط تحریم های هسته ای برداشته می شود و این ها هم برای این که کشور های خودشان نیاز داشت دارند قسمت های که منفعت برای خود دارد را آزاد می کند. استراتژی غرب این است که هر کجا ایران گفت می توانم، این ها بیایند و بگویند تو نمی توانی و با هزینه کمتر این را تولید کنند و این دقیقا مقابل سیاست های رهبر انقلاب مبنی بر اقتصاد مقاومتی
. ولی در صفحه 41 سطرهای 21 و 22 آمده است: مطابق توضیحات زیر که ابن منظور گردآوری کرده کودکان و نابالغان تا قبل از بلوغ از پارچه ای به نام حوف یا رهط برای ستر دامن و پایین تنه استفاده می کرده اند. همان طور که مشاهده می کنید در بحث برهنگی نابالغان و به فاصله دو صفحه، دو نتیجه گیری متضاد ارائه شده است: 1. در قید و بند پوشش نبودن و برهنگی پیش از بلوغ. 2. استفاده از پارچه