و به درستی می توان این نوع رفتار را ارزشمندترین و سرنوشت سازترین رفتارها به شمار آورد. در این راستا می توان به آیات و روایات فراوانی تمسک جست. (24) از جمله اینکه معرفت نفس، سودمندترین معارف معرفی شده و شناخت خداوند نیز مترتب بر آن دانسته شده است. (25) بنابراین اگر معرفت نفس، کلیدی ترین شناختی است که انسان در مسیر کسب سعادت خویش به آن نیاز دارد، رفتار با خود نیز از این نظر که تلاش در جهت
/> نقد و بررسی درستی و نادرستی هر نظریه ای را می توان از دو جهت ارزیابی کرد: نخست مبانی و دیگری دلائل و چگونگی تبیین. نظریه ابن سینا نیز از این دو جهت با تأملاتی روبه روست: الف) از مبانی مهم نظریه استکمال نفس بوعلی، ثبات جوهر مجرد است. اما آیا برای این مدعا دلایل قانع کننده ای وجود دارد؟ به نظر می رسد پاسخ منفی است و در این صورت امور مترتب بر آن نیز با چالش مواجه می شود. در این
قسم منقسم می شوند. قسم اول اخباری که وجود انسان را از آب گوارا و تلخ تلقی نموده و اختلاف افراد را بدان اسناد می دهد، معنای این دسته از روایات همان است که گفته شد. اما قسم دوم روایاتی اند که فقط به خلقت انسان محدود نبوده، خلقت همه مخلوقات را از آب می دانند. این بخش از روایات به منزله مفسر احادیث گروه قبل و هر دو به منزله مفسر اخبار طینت اند. (طباطبایی، 1417: 8 / 103) بخش دیگری از روایات
شود. حال اگر به افعال بدنی هم مبادرت کند، تأثیری که این افعال بدنی در نفس می گذارند، آن هیئت و ملکه ای نخواهد بود که اگر نفس از هر جهت مایل به آن افعال و مطیع آن افعال بود، تأثیر می گذاشت. به همین دلیل قائل حق فرموده است: إنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات (هود، 14). پس اگر انسان این فعل را ادامه دهد، ملکه توجه به سوی حق و اعراض از باطل را به دست می آورد و استعداد شدیدی پیدا می کند که بعد از
، توجیهاتِ گوناگونی بیاوریم. این واکنش (دلیل تراشی) نه تنها چیزی از شرایطِ نفس ما را تغییر نمی دهد، بلکه عیبِ مورد نظر را بیشتر در نفس تثبیت کرده و در هنگام تولدمان به برزخ، دردسرهای عظیمی را برایمان رقم می زند. علاوه بر این از نگاه امام باقر (ع)، این واکنش، انسان را از چشم خداوند خواهد انداخت. و اگر کسی از چشم خدا بیفتد، دیگر شفاعت معصومین نیز به او تعلق نخواهد گرفت، زیرا رحمت معصومین هرگز از رحمت
مرتبۀ انسان بودن نرسیده؛ چراکه هنوز در مرحلۀ نفس حیوانی به سر می برد. به همین جهت ایشان می گوید انسان بالقوّه خلیفه الله است ؛ (صدرالدین شیرازی، 1376: 72) باید از استعدادهای عقلانی درونی استفاده کرده و این قوّه را به فعلیت برساند. انسان در ابتدای خلقت، در مرتبة عقل هیولانی است، (همو، 1981: 3 / 42) که استعدادِ یافتن حقایق و رسیدن به مقام خلافت الهی در ملک و ملکوت را داراست؛ او می تواند براساس حرکت