میکنیم. تاریخ، این ها را به آن مواضعی میشناسد که این مواضع، تعیین کننده بود؛ حرکت کلان جامعه را توانست هدایت کند، شکل بدهد و به پیشرفت این حرکت کمک کند. 1389/01/16 عمار یاسر در جنگ صفین ملتفت شد که در یک گوشه ی لشکر همهمه است. خودش را رساند، دید یک نفر آمده وسوسه کرده که شما با چه کسانی دارید میجنگید؛ طرف مقابل شما مسلمانند و نماز میخوانند و جماعت دارند!... علی ایّ حال، این وسوسه را چند بار
پیش می روند ؛ گفتمان اصلاح طلبان از آزادی به سمت عدالت خواهی و گفتمان احمدی نژاد از عدالت به سمت آزادی میل پیدا کرده است: ناکثین یا پیمان شکنان: گروهی که در زمان حیات مبارک حضرت امام خمینی سلام الله علیه با پرچم مجمع روحانیون مبارز در تمامی عرصه های حاکمیت، حضوری پررنگ داشته و خود را انقلابی و تمام جناح های دیگر را غیرانقلابی و مصداق اسلام امریکایی معرفی می کردند. این جماعت که همه
. اغتشاش کنندگانی که درک و فهم درستی از مسئله اصلی مردم که اقتصاد است ندارند و به منافع مردم لطمه جدی زده اند، باید از سوی جامعه طرد شوند. 3-کنارگذاشتن دعواهای سیاسی و پرهیز از تسویه حساب های سیاسی و دوری از هر حرف و موضع تحریک آمیزی که زخمی را باز کند و وحدت ملی را تحت الشعاع قرار دهد، واجب تر از نان شب است. اگر جریان اصول گرایی فکر کند فرصتی پیدا کرده است که رقیبش را زمین بزند، درک
دعوت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه به پا خاستند و توانستند با اتکال به خداوند تبارک و تعالی رژیمی را که شرق و غرب عالم از او حمایت می کردند، از پا درآورند. انگیزه های ایمانی مردم در این انقلاب را نیز می توان در تبعیت از رهبری مرجع دینی شان و همچنین شعارهای انقلاب که همه برگرفته از آموزه های مکتب عاشورا بود جست وجو کرد. به نمون هایی از شعارهای مردم در راهپیمایی های دوران مبارزه توجه
اعضای آسیایی خود بهترین توصیه های عملی را ارائه کرد؛ به ترتیبی که توانست بحران مالی بین المللی را در کنار دروازه های آسیا متوقف کند. مهم ترین رکنی که در این بحران در آمریکا، اروپا و آسیا به آن توجه شد، بازگشت اعتماد مردم به سیستم بانکی و مالی کشور بود و اینکه حکومت ها نشان دهند به تعهدات بانک ها نسبت به مردم وفادارند و تا آخرین سنت بدهی بانک ها به مردم پرداخت خواهد شد. در این مسیر، اوباما چند هزار
نگیرد. 3 . مسئولانی که اکنون در مصدر قرار دارند نیز باید نقد پذیر باشند و نشانه نقدپذیری پاسخ گویی است. انبوه نقدهایی که اکنون در رسانه ها صورت می گیرد اگر جدی گرفته شود، به گونه ای که آن مسئله حل یا توضیح آن ارائه شود، آن گاه همه این انتقادها تبدیل به یک فرصت بی بدیل می شود اما اگر مردم شاهد باشند مسئول به جای پاسخ گویی، به سکوت و بی عملی روی می آورد یا حتی خود را در نقش منتقد قرار می دهد