اسرار ویلای گل سرخ - پارسینه
سایر خبرها
گفت و گوی با چاقو کش حرفه ای تواب: در این خراب شده چاقو کش نداریم!
دلار داشتم و زمان شاه بنز زیر پام بود. رفیق بازی و ... بازی و عرق خوری خرابم کرد و بعد هم بساط تریاک بود که بعد از مردن بابام درگیرش شدم و پولها را دود کردم. خدا رو شکر خونه بابایی ام مونده و الان میوه فروشی می کنم و زن و بچه هم دارم. او اگرچه پس از کلی بحث و جدل می پذیرد که محیط در خراب شدنش موثر است اما در نهایت می گوید: همه اش محله نیست. بیشتر ذات آدم هاست. میان داداشام فقط من اینجوری
صریح و بی پرده با مسعود کیمیایی
: ولی در سینمایتان هنوز دارید رفاقت را پیشنهاد می دهید. کیمیایی: برای اینکه در سینما صاحب همه آن عقیده منم. ولی در شرایط واقعی فقط نصف این عقیده مال من است و نصف دیگری دست رفیقم است. من در اثرم از طرف رفیقم هم حرف می زنم و تصمیم می گیرم ولی در زندگی واقعی روزمره، رفیق من تصمیمات بی رحمانه خودش را می گیرد. یکدفعه تو و تمام آن دوران را انکار می کند و می رود. موسوی: در رمان جسدهای
همشهری داستان؛ بعد همه چیز اتفاق افتاد
کنه؛ جوری نشست رو صندلی که انگار نشسته رو صندلی دندون پزشک که دندون هاش رو تمیز کنه. ولی تو کانزاس، دار زدنِ دو نفر رو دیدم. ر. ب.: پِری اسمیت؟ و اون یارو اسمش چی بود، دیک هیکاک؟[5] خب، فکر کنم اون ها وقتی رسیدن به آخر طناب، دیگه چیزی حس نمی کردن. منبع: همشهری داستان
بانک مرکزی!!
یعنی؟!گفت : ننه بیا اینو بر دار ببر سر چهارراه استانبول بده به هوشنگ پلنگ! ما رو میگی... آقا ترسیدیم ولی بعدش حکمت کارو فهمیدیم... تو اون تشک دست کم 50000 دلار قایم کرده بودن اونم تو اون سال.هوشنگ 500 دلارشو به من داد گفت بازم با ما کار کن... دردسرتون ندم ... ما شدیم مسئول جمع آوری پس اندازای پیر زنای مهربون.یه روز یه پیر زن یه چراغ قدیمی داشت داد به ما...ما رفتیم شب خونه دیدیم ای وای من
پای درد دل زنی که برای مسافرکشان مسافر جور می کند! (+ عکس)
رئیسش به من گفت که دیگه کار ندارم و باید بری بیرون، شکایت هم کردم اما نتونستم کاری کنم. بعد از 10 سال که اونجا کار کردم هیچی دستم رو نگرفت. اون شرکت ماهی 70 هزار تومان حقوق می داد، همه جا هم می رفتم، کرج، قم، شاه عبدالعظیم، بالا شهر؛ راههای نزدیک رو با دوچرخه می رفتم، راههای دور رو هم با موتور. لباس زنانه تنم بود کلاه هم می گذاشتم پلیس خیلی بهم گیر می داد موتور مال شرکت بود وقتی بیرونم کردن اگه می
جریمه غیبت مشمولان سربازی تعیین شد
میلیون من از کجاپول می آوردم باز ده میلیون رو میشه وام گرفت چون من بدبخت به خاطر خیلی کارها به کارت نیاز دارم ولی اگر برم سربازی چه کسی خرج پدر و مادر و مادربزرگ مریضمو میده،؟! اقایونی که شکمتون گنده شده وسیرین من یه ادم با سه تا بچه وخونه مستاجری برم دزدی کنم 10 میلیون پول بیارم واسه شما ده سال از همه چی محرومم کردید حالا بیام ده میلیونم بدم اون پولهایی که میلیارد میکشین بالا ایا به مردم
فروش قرص مرگ تنها با 10 هزار تومان!
مصرف خانگی قرص برنج می خرند. به آخرین عطاری که رفتم باتجربه تر شده بودم اما باز هم چیزهای تازه تری دستگیرم شد... سلام! قرص برنج می خوام. تو عطاری ها گیرت نمیاد. ممنوع شده، اگه بخوای باید سفارش بدی واست بیارم. خب می خوام. قیمتش چنده؟ بستگی داره، جنس خوب و خارجیش رو بخوای بسته ای 10 هزار تومان، ایرانی بخوای اسمش قرص سیره 4 هزار تومان می فروشیم البته خیلی مرغوب نیست. قابلت رو هم نداره. حالا برای چی
خاطرات منتشر نشده بهزاد نبوی: کولر خانه مهستی را من نصب کردم!
رفتارشان در زندان انتقاد داشت. واقعیت ماجرای دستگیری آن مرحوم این بود که تحصیلات عالیه خود را قبل و بعد از انقلاب اکتبر روسیه در آن کشور به پایان رسانده بود و به همین دلیل به زبان روسی مسلط بود. به همین دلیل، در دوران رضاخان در یک شرکت پنبه و نئوپان روسی به عنوان مترجم مشغول کار شد. ایشان می گفت: سرپاس مختاری رییس شهربانی رضاشاه چند بار پیغام داده بود که تو باید برای ما جاسوسی کنی و من گفتم: جاسوسی
در برنامه نود دیشب چه گذشت؟
الان دست به دست هم دادند تا این مشکل مردم دوست داشتنی خوزستان حل شود. آیتمی هم در این باره قبل از بازی فولاد و راه آهن پخش شد و سپس بازی این دو تیم پخش شد. 625 هزار نفر تا ساعت 23:30 و 50 دقیقه بعد از آغاز برنامه در نظرسنجی پیامکی شرکت کردند که تا این لحظه 30 درصد به عکس العمل سوشا مکانی به عنوان واکنش برتر رای دادند که با این نتیجه فردوسی پور گفت تو رو خدا با دید استقلال
گفت و گوی غافلگیر کننده حدادیان با روز آنلاین
می خواین مثلا مارو استحمار کنین. استحمار یعنی چی؟ از حمارمیاد؛ یعنی خرمون کنین [خنده]دور از جون. دکتر شریعتی رو اگه خونده بودین یاد گرفته بودین. نخوندیم دیگه. به هر حال خیلی ممنون حاج آقا. [هنوز آقای رحمانی دارد روز را جست و جو می کند. حاج سعید می پرسد:] در افغانستانه؟ چی؟ روز نخیر. باشه؛ فقط یادت باشه اگه چیزی رو که من نگفتم بنویسی یا حتی چیزی که گفتم بد منعکس بشه با خبرگزاری ها صحبت می کنم و وظیفه خودمو انجام میدم هااا. من به شما قول میدم که یک کلمه از مطلب تون این طرف اون طرف نشه. انشالله، خداحافظ خداحافظ ...
معاون آخوندی:وام80میلیونی مسکن منتفی نشده
وافزایش ان نمیخواد به مردم دلسوزی کنید ما قیمتها پایین بیاد راحتتریم ای کارشناسان ، دانشمندان،علما و فضلا، اندیشمندان، پژوهشگران ،بزرگان و عقلا و پیشکسوتان بخش مسکن : قبل از هر اظهار نظری تو هر خیابون که راه میرید یه نگاه به انبوه ساختمانهای نیمه کاره ، آماده فروش و یه سر به بنگاههای تو مسیرتون بندازید که همشون می نالن.اگه قانع نشدین انبوه آگهی ملتمسانه فروش و تبلیغ فروش زیر قیمت رو ببینید
شکاف یک تراژدی تمام عیار برای تماشاچی+فیلم
و ممنوع الخروج شدم. در این موقعیت چند راه داشتم؛ اول اینکه به اپوزیسیون تبدیل شوم، که اصلا کار من نیست. کار من هنر است نه سیاست. دیگر اینکه به آن طرف مرزها بروم که بازهم کار من نیست. چون اعتقاد دارم حرف خانه به همسایه ربطی ندارد. من ممنوع الکار بودم. اما دوسال در این مورد مصاحبه نکردم. البته به دلیل ترس نبود. چون دنیا از من استقبال می کرد. باور من این است که اینجا ریشه دارم و اینجا باید
داستان های خواندنی؛ آقای مونرو و خفاش
بود، و تمام ویلا یک جور حال و هوای بیشه ها را پیدا کرده بود. آقای مونرو نفس راحتی کشید و گفت : "امشب یک خواب حسابی می کنم.” لباس کهنه و راحتی پوشید و در حالی که سوت می زد رفت و تمام درها و پنجره ها را امتحان کرد. بعد از آن آمد زیر آسمان و ستارگان ایستاد و چند لحظه ای از بوی خوش تابستان لذت برد. ناگهان صدای جیغی از آشپزخانه به گوشش رسید.- از آن جیغ ها که زنش وقتی یک فنجان از دستش می افتاد می کشید
شما بفرما بیرون!
باشید که قلعه نویی بارها انتقاد کرده که چرا امید ابراهیمی در تیم ملی بازی نمی کند و این یعنی او جانشینش را هم تراشیده است. آندرانیک تیموریان: بیشتر از حدش وارد حریم ژنرال شده و برخی مگوی ها را بعد از جدایی از استقلال در مورد قلعه نویی برزبان آورده است. آندو با حضور ژنرال خواب 3 رقمی شدن بازی های ملی اش را فقط باید ببیند یا در یک پیامک دیگر بازهم سعی در به دست آوردن دل ژنرال آبی ها کند.البته
ضیاء: نیستلروی شانسی گل می زد یا تو؟
به این برنامه دعوتت کردم و بعد هم تو اونقدر برام مهم و عزیز بودی که تا فرودگاه هم اومدم و ضمن استقبال از تیم ملی تو رو به بعضی ها دعوت کردم. الان هم اگه تو بخوای من تا گنبد میام و بهت ثابت می کنم که با هم رفیق هستیم(خنده)! بازی های تیم ملی هم خیلی خوب بود ولی حیف که اون اتفاق ها افتاد و حال همه مون رو گرفت. سردار آزمون آنقدر در پشت صحنه شلوغ و پرانرژی بود که حتی قبل از روی آنتن رفتن بعضی ها
طمع دین محمدی برای لژیونر شدن
بودم. اما قلعه نویی به من گفت که من اشتباه کردم که تو را از دست دادم و باید تو را در تیم نگه می داشتم. من به پگاه گیلان رفتم و یک سال در این تیم بازی کردم. فکر کنید از محیطی مثل استقلال به یک مرتبه به محیطی بروی که دیگر آن محبوبیت ، شور و هیجان و طرفداران وجود ندارند. اینکه دائما کنار اتوبوس تیم بیایند دیگر وجود ندارد. احساس می کنی رو به سرازیری می روی. اینکه می گویند ورزشکاران دو بار می میرند من
بازگشت به زندگی در جاده ها
خیلی مردی مهریه ام رو بده و خلاص.- عه؟! تو اگه خیلی ناراحتی مهریه ات رو ببخش برو دنبال کارت.- الهی بمیری نامرد. جرات داری پاتو بذار خونه.- من دیگه عمرا برنمی گردم توی اون خراب شده.(کنترل اتوبوس از دست راننده خارج می شود و.....)- الو... الو جعفر... چی شد؟ حالت خوبه؟- الو... ای وای .. اتوبوس رفت ته دره.- خاک بر سرم... خودت خوبی عزیزم؟- آره من خوبم... پریدم بیرون نگران نباش.- تقصیر من بود. نباید وقتی
سرودهای انقلابی چگونه تولید و پخش می شد؟
کسانی هستند. یزیدی هستند یا حسینی ؟ وظیفه ما چیست؟ سخنرانانی از این دست کم بودند. از قم بسیاری از دوستان از جمله همین آقای بهجتی اردکانی. شهید مفتح و حجت الاسلام و المسلمین عبدوس (امام جمعه سابق سبزوار) برای سخنرانی می آمدند. بعدها جلسات شعری هم با ایشان داشتیم. یک روز من به ایشان گفتم شما آقای حمید سبزواری را می شناسید؟ گفت: بله می شناسم. ایشان سبزوار بود و الان هم آمده تهران. یکی دوبار ملاقاتشان
دل ما هم سوخته ی ارباب.....
بدهکار شد فقط یه قالیچه داشت گوشه ی قالیچه سوخته شده بود هر مغازه ای میرفت میگفتند این قالیچه اگر سالم بود مثلا 500 می ارزید.اما حالا که سوخته ما 100 یا 150 بیشتر نمیخریم. گرفتار بود ... به امید اینکه بیشتر بخرن هی از این مغازه به اون مغازه.... در یکی از مغازه ها ، مغازه دار پرسید چی شده؟ چرا قالی به این خوبی رو مراقبت نکردید؟ گفت
خبرنگار محترم این کار شما کثیفه + عکس
رو یا خبرگزاری رو نقد کنم ولی وقتی این عکسو دیدم از کار و شغل خودم بدم اومد از کثافتی و لجنی که هر روز تو منجلاب اون فرو میریم نفسم بالا نمیاد خبرگزاری محترم این کار شما کثیفه این کار شما کثافت کاری به لجن کشیدن تمام اصول خبرنگاریه به قول دوستم تو ارشیو همه ما از روزهای قدس و 22 بهمن صدها عکس اینجوری هست که دلیلی برای انتشارش نیست امیدوارم خداوند همه مارو هدایت کنه ... گردآوری : گروه خبر برگزیده
نبض قطعه 57 را برای دهه فجر خواند/ یاد اون روزای بهاری بخیر
بودن تکثیر می شیم اگه خسته بودیم، اگه ابر بودیم ما بارون شدیم ، قطره قطره چکیدیم به هم دست دادیم تا با هم بمونیم ما دریا شدیم تا به دریا رسیدیم هنوز مادرم رخت می شوره و هنوزم توی صف نفتیم ما با هردرد و هر سختی ساختیم ولی زیر بار ذلت نرفتیم ما باید یادمون باشه اون روزا رو نباید بذاریم فراموش
ماهینی: قرارداد دارم و به پرسپولیس برمی گردم
ملوان تمرین میکنم و دیدم چقدر انزلیچیا تیمشون رو دوست دارم.امیدوار هم پرسپولیس تو لیگ و اسیا نتیجه بگیره و هم اینکه ملوان بتونه از اینجای جدول کنده شده که مطمئن هستم میاد بالا.یه چیز دیگه هم اینه که من فعلا محروم هستم و نمیتونم تا اخر فصل بازی کنم.اگه اجازه بازی دادن اولویت اول من میشه ملوان و اگه لیگ رو نذاشتن اسیا رو گذاشتن احتمالا با پرسپولیس تو اسیا بازی میکنم.و اینکه بعد خدمتم برمیگردم پرسپولیس
"امید به زندگی" ایرانی ها پس از انقلاب؟
به زبون اصلی ... شما که بلدی گزارش زبان اصلی رو بخونی، حتماً میتونی پیداش هم کنی با یه سرچ ساده. پیداش کن بخون. ما فعلا دربدر زندگی هستیم ! , امید پیشکش !!!. از نظرها کاملا مشخصه که خیلی امید بالاست لطفا جمع کنید بابا چند سال است که اعتمادم را نسبت به آمارهای داخلی از دست دادم چه دروغا مقایسه با اوایل دهه 1980 یعنی بعد انقلاب
این روزها در چهارراه استانبول چه میگذرد ؟
بیشتر می کرد. خلاصه که این صراف ها خیلی هاشون خودشون بازار رو میچرخونن. پیرمرد هم همون حرف نفر قبلی رو تکرار کرد و گفت فردا که بخوان بیان مثلا بازار ارز رو ساماندهی کنند اولین نفری که بساطش رو جمع می کنند من بدبخت هستم. حالا شما هم برو یه سیاحتی بکن ببین چی دستگیرت میشه فقط حواست باشه اینجا اگه کسی بفهمه خریداری همه میفهمن و قیمت هاشون ثابت می مونه و اگر فروشنده باشی که با خرید نداریم روبه رو میشی. اگر هم که بدونند خبرنگاری، شانس بیاری فقط دست می اندازن، البته آدم حسابی هم تو این صنف کم نیست اما دیگه داره نسلشون منقرض میشه... ...
ماجرای کور شدن هیتلر و آخرین روزهایش
کرد. شش نفر آسیب جدی دیدند که یکی از آن ها سرجوخه هیتلر بود. رفقایش او را خوش شانس می دانستند که تا آن زمان توانسته بود زنده بماند. او بعد ها به یاد می آورد که در 29 سالگی در اثر گاز کلر و فسژن چشم هایم همچون دو ذغال گداخته بودند، همه چیز در اطرافم سیاه و تاریک شد . بیمارستان ها و مراکز کمک رسانی به سرعت او را از روستای کوچکی در کنار رودخانهٔ لیس منتقل کردند. گفته می شود که این اتفاق
حاشیه های جالب از دیدار شعرا با رهبر انقلاب
چنین، همان اول جلسه داشت با جماعت اتمام حجت می کرد که کسی ناراحت نشود. بعد از این صحبت ها، اولین نفری که معرفی شد برای خواندن شعر استاد مجاهدی بود. مجاهدی موی سر و رو سپید کرده بود و وقتی زمانی داشت معرفی اش می کرد، ایستاده بود منتظر تا شعرش را بخواند. وقتی حرف های زمانی تمام شد، رهبر گفت: شما چرا نشسته نمی خوانید؟ مجاهدی هم قبول کرد و سرجایش نشست. مجاهدی قبل از خواندن شعر گفت دست خالی
آغاز افزایش قیمت خودروهای وارداتی
درصد بازار خودروهای وارداتی را در اختیار دارد ... یعنی یک نماینده حاظر نیست از این وزیر سوال کنه که چرا بی رحمانه با مردم رفتار میکنی؟؟؟؟ دوست عزیز مشکل اینجاست که اگه کسی بتونه ماشین خارجی بخره و سوار شه مردم محسوب نمیشه که ...... در نتیجه هر کسی بتونه سر این قشر رو کلاه بذاره تشویق هم میشه !!!! انحصار بهترین راه برای یک شبه راه صد شبه را طی کردن آفرین بر آقای
بقایی به ترکان: زنگ خورد واستا دم در
فکر خودت باش که اگر عذرخواهی نکنی هم اعتدال گرا نیستی و هم خیلی برات گرون تموم می شه. ترکان در خبر بیست و سی: ما رو از گرونی می ترسونن، خبر ندارن که ما تو گرونی بزرگ شدیم! اصلا آقایان باید بیایند امضا بدهند و با صدای بلند به مردم بگویند غلط کردیم! این طور که نمی شود هر کی موقع رفتن جارو دست بگیرد و همه چیز را جارو کند و برود. تازه لامپ اتاق ها را هم بردند. بقایی در گفت وگو با تشتک نیوز: اولا که
شعر پرمعنای محمد اصفهانی برای هواداران احمدی نژاد!
در این بیت سخنان و موضع گیری های اعضای جبهه پایداری در چند ماه اخیر در برابر دولت روحانی را توجیه می کنه.یک عمر دنبال چه می گشتم؟!... در جاده های بی سرانجامییک عمر گشتم تا که فهمیدم... تو سایه بون خستگی هامیشاعر حرفشو در این دو بیت یک جا زده و گفته که من در همه این سال ها به دنبال احزاب مختلف اصولگرا این ور و اون ور رفتم یک زمان یه دنبال جامعتین بودم، یک زمانی فکر می کردم که جبهه موتلفه خوبه. یک
مایلی کهن: با اخراج دایی از پرسپولیس مخالفت کردم
دارد. بی جهت در کار غلو نمی کند و اگر در جایی هم لازم باشد به شما نهیب می زند بدون آنکه بخواهد هندوانه ای زیر بغل شما بگذارد. با همه اینها ، مجموعه عواملی که گفتم باعث شد که با تیم امید همکاری کنم و از اینکه در خدمت جوانان کشورم هستم خوشحالم اینکه بتوانم خدمتی به آنها بکنم برایم افتخار است اما اینکه برخی می گویند چون پست گرفته حرف نمی زند کم لطفی است من هیچ وقت به خاطر منافع کشورم و مردمم کوتاه