سایر منابع:
سایر خبرها
شما سیاستمدار عزیز سوتی بدهید، پخش فایل صوتیش با ما
می شه؟ بفرما!"بلافاصله یکی از دوستان گیر داد که "تو کی گفتی؟"- حالا بماند. مهم اینه که گفته بودم.- من یادم نمیاد، بالاخره یکی باید یادش باشه که تو چنین حرفی رو زدی.- همون هفته های دوم سوم لیگ بود. نشون به اون نشون که خونه ارشیا اینا بودیم که گفتم.- عه؟ من فایل صوتی مهمونی خونه ارشیا اینا رو دارم. بذار الان میارمش.چند لحظه بعد همه گوش ها چسبیده بود به رکوردر و داشتند صدای منو گوش می کردند.- آقا
بولتن سینما ؛ ویژه نامه روزانه جشنواره فیلم فجر/3
پایان عنوان کرد: طبق وعده ای که داده ام، سهم گیشه هیچ سالنی کم نشده است. بعید می دانم مخاطب به گیشه مراجعه کند و با کمبود بلیت مواجه شود اما این نکته را می پذیرم که سهم گیشه برخی از سینماها متغیر است. از داریوش مهرجویی چه خبر؟ داریوش مهرجویی که امسال در جشنواره فیلم فجر حضور ندارد، کتاب های تازه ای منتشر می کند. سه گانه ای از داریوش مهرجویی با عنوان به خاطر یک رسید
57 تازه ترین اثر گروه نبض با صدای سینا دستخوش+صوت
به گزارش خبرگزاری فارس ، چندسالی است که در آستانه دهه فجر، رویش های تازه ای از موسیقی جوان انقلاب اسلامی مطرح و معرفی می شود. این روزها گروهی از خوانندگان جوان و آینده دار موسیقی که صدای آنها را بعضاً در آثار قبلی شان به صورت فردی شنیده بودیم به عنوان گروه موسیقی ارزشی نبض ، خود را معرفی کرده اند. با انتشار ویژه توسط راه نو، تازه ترین اثر گروه موسیقی نبض، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب
درخت کوچه ی تعاونی
های بابا بی عینک نزدیک بین است، اما با عینک دیدش قوی می شود، از چشم من هم تیزبین تر. دید دورش با عینک کاملِ کامل است. باز بابا به حرف می آید. - خوبی اش اینه که کسی تو این وقت روز تو کوچه رفت و آمد نمی کنه، همه زیر کولرها خوابن. خیلی زود می شه کوچه رو رد کرد! - اما اگه ماشینی از سر کوچه پیداش بشه چی بابا؟ - براش چراغ می زنم. چراغ که بزنم هر کی باشه ماست هاش رو کیسه می
گفت و گوی با چاقو کش حرفه ای تواب: در این خراب شده چاقو کش نداریم!
شدم. شاید جنس من خراب بود و اگرنه الان باید شمرون زندگی می کردم و این شکلی نبودم. توی همون محل دکتر غفوری فرد (یکی از وزرای پیشین نیرو) یکی از همسایه شون قاچاقچی بود. اون قاچاقچی هم جاسوس ساواک بود. اما انقدر بدجور قاچاق کرد که همون زمان شاه دارش زدن اما تو همون محل هم بزرگ شد. این یعنی آدم اگه سالم باشه، تو زندان هم ولش کنن آدم میشه... و البته مثالهای بسیار دیگری هم بیان کرد که جالب ترینش همین
همشهری داستان؛ بعد همه چیز اتفاق افتاد
توش داره با اون عطرِ هلو خفه می شه و جون می ده. ت. ک.: آره، اتاق گازه. ولی وقتی زندانی رو از بند اعدامی ها می آرن، می آد تو یه آسانسور که مستقیم می ره به اتاق نگه داری که چسبیده به اتاق شاهدها. دوتا سلول تو اتاق نگه داری هست، دوتا، چون ممکنه دوتا اعدام در جریان باشه. دوتا سلولِ معمولی ان، مثل همین سلول، و زندانی شبِ آخرش رو قبل صبح اعدام اون جا می گذرونه، چیزی می خونه، رادیو
گفت و گوی غافلگیر کننده حدادیان با روز آنلاین
یک محفلی نشستین و می خونین و همه بزرگان مملکت اونجا نشستن. خیلی موقعیت مهمیه نه؟ چه حسی دارین وقتی این کارو می کنین؟ اولا به شما بگم شما باید خدا رو ببینین. قصدتون قربت الی الله باشه؛ اگر قصدتون رضایت حق تعالی باشه خب همه چیز درست میشه. البته مومن وقتی کار خوب انجام میده خوشحاله. من اون مجلس رو از این بابت که اثرش یک اثر جهانیه، بهش علاقه دارم و بسیار مقدس می دونم. بسیار هم تاثیر گذاره در حد، نه
این روزها در چهارراه استانبول چه میگذرد ؟
بیشتر می کرد. خلاصه که این صراف ها خیلی هاشون خودشون بازار رو میچرخونن. پیرمرد هم همون حرف نفر قبلی رو تکرار کرد و گفت فردا که بخوان بیان مثلا بازار ارز رو ساماندهی کنند اولین نفری که بساطش رو جمع می کنند من بدبخت هستم. حالا شما هم برو یه سیاحتی بکن ببین چی دستگیرت میشه فقط حواست باشه اینجا اگه کسی بفهمه خریداری همه میفهمن و قیمت هاشون ثابت می مونه و اگر فروشنده باشی که با خرید نداریم روبه رو میشی. اگر هم که بدونند خبرنگاری، شانس بیاری فقط دست می اندازن، البته آدم حسابی هم تو این صنف کم نیست اما دیگه داره نسلشون منقرض میشه... ...
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (93)
خودت موهاتو درست می کنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی می خوای بری مهمونی یا عروسی بعد از 3 ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه می شی؟ 21. هر بار که دندونم درد می گیره، زنگ می زنم چهار تا کلینیک قیمتا رو می پرسم خودش دردش خوب می شه! 22. این تن بمیره اگه جنبه ندارین با کسی دوست نشین، عشق و حالتونو می کنید اون وقت ما باید یه عمر آه و ناله های شما رو لایک کنیم! 23. برای دختر عموم
هنرمند رسالتش ایفای نقش و خدمت به هنر دوستان است/راه اندازی اجراهای عمومی،یک آشتی هنری بین مردم و هنرمند ...
وجب باشه یا یه فرسخ یا صد روز فرقی نمی کنه هرکی وقتی سوار اسب رو هی می کنه تا جایی که اسب بایسته ملک خان اگه اسب نباشه روی رد تیر می شه فهمید تا هر جا گلوله سرد بشه..... یه وجب باشه یا یه روز ...هر کی تو این خاک به دنیا بیاد رعیته گزیده ای از دیالوگ خانم در نمایش کسی دست به عصا توی شکمم راه می رود.. با بازی محبوبه خادمی خادمی با اشاره به فعالیت